نجومی کرمانشاهی...

امروز صبح یه چیز جالب توی کتاب الفهرست ابن ندیم خوندم. درباره ی یکی از علمای کرمانشاهی حدود هزار و صد سال پیش.

اسمش ابوسهل حلوانی بود. با ضمه ی حاء. حلوان یه منطقه ای از کرمانشاهه که الان مخروبه های شهرش باقی مونده. دوره ی حضرت علی جزو حاکمیت ایشون بوده و تو نهج البلاغه هم یه نامه ای از حضرت امیر المومنین به فرمانده لشکر حلوان اومده. جاش تقریبا همین سر پل ذهاب فعلیه.

نوشته بود ابوسهل حلوانی با اینکه از علما بود ولی خیلی بد خط بود. یکی از کتاباشم اسم برده بود. المجانین الادباء که قاعدتا کتاب جالبی باید باشه.

یاد آیت الله نجومی کرمانشاهی افتادم که پریروز رحلت کرد و از خوشنویسای مشهور معاصر بود.

متاسفانه صداو سیما بیشتر جنبه ی هنری ایشون رو مطرح کرد در حالی که هنر اصلی نجومی توی علم و اجتهاد و تحقیقش بود.

خدا بیامرزتش.

انتقاد

وقتی ابراهیم خلیل الرحمان را مهیای انداختن در آتش خشم نمرود می کردند جبرییل نزد وی آمد که آیا می خواهی کمکت کنم؟ ابراهیم فرمود : کمک که می خواهم ، اما نه از تو.

شرف الدین عاملی..از شاگردان شیخ عبدالله مازندرانی

یکی از اعاظم شاگردان ملاعبدالله مازندرانی مرحوم علامه شرف الدین عاملی است. شرف الدین را در ایران عوام با دو کتاب النص و الاجتهاد و نیز المراجعات می شناسند و در بین خواص ایران مقامی چون علامه امینی و صاحب عبقات الانوار و علامه عسکری داراست. او مدتی از اواخر دوران اقامتش در نجف را در درس ملاعبدالله گذرانیده و در ان هنگام مشغول نوشتن شرح تبصره بوده است. ملاعبدالله اظهار علاقه می کند که شرح او راببیند و او شرح خود را به مازندرانید اده و تا مدتیه ر روز نزد وی حاضر شده و مقداری از شرح را بر استاد قرائت کرده و مرحوم مازندرانی –از کیفیت شرح و مقام علمی شرف الدین- به اعجاب می افتد. بلکه نوشته شده که حالت طرب و نشاط و شادی فوق العاده به وی دست داده وقتی بلاغت نوشتاری و ادب گفتاری و تببین مطالب توسط شرف الدین را دیده است. و بارها به شرف الدین می گوید:ما كذبتني واللّه فيك الظنون! یعنی قسم به خدا گمان من درباره مقامات –علمی و رفتاری - تو به خطا نرفته بود. حال که سخن از این جمله ملاعبدالله درباره شرف الدین رفت دوست درم حکایتی را از مرحوم آیت الله بهجت درباره ادب نوشتاری شرف الدین نقل کنم که ....
اما درباره مقامات علمی شرف الیدن بایست گفت ایشان از ارکان دین و مذهب در قرن اخیر بوده اند و از انهایی که هر لحظه نفس کشیدنشان بارها پشت ابلیس لعین و طرید را می شکسته است. من اگر بخواهم به وصف وی بپردازم اوراق و صفحات فراوانی را بایتس سیاه کنم و حال انکه عشر فضایل را را نتوانم با ان صفحات بیان دارم پس همان به که عنان قلم را در کشم و این عبارت علامه آغا بزرگ طهرانی را درباره اش نقل کنم که وی را امتی و بل بیشتر خوانده است: وقد ادى ‏رسالة عظيمة قد يعجز عن تاديتها جيل بكامله، وامة‏بمجموعها.

راستی تا یادم نرفته بگویم که شرح التبصره ایشان مفقود شده و اگر یافت شود شایسته چاپ است. در نهایت قسمتی از اجازه ملاعبدالله مازندرانی به شرف الدین را نقل می کنم که در تبجیل و تفخیم وی سنگ تمام گذاشته ، تاریخ اجازه 29 صفر 1322ق است:
«اما بعد، فان جناب السيد السند، والكهف المعتمد،عماد الملة والدين، ثقة الاسلام والمسلمين، السيدعبدالحسين نجل السيد الاجل السيد يوسف شرف‏الدين العاملي، مجتهد مطلق في الاحكام الشرعية،جامع لشرائط الافتاء والقضاء من الاجتهاد والعدالة‏وغيرها، يجب عليه ان يعمل بما يراه... ويجوز للعوام ان‏يقلدوه في المسالة التي لا يعلم انه مخالف فيها لمن هو اعلم منه، ولهم ان يترافعوا اليه، فانه نافذ الحكم، ممضى‏القضاء، والراد عليه راد على اللّه تعالى».
و آخوند خراسانی هم در 11 ماه قبل اجازه ای به همین مضامین اجتهاد مطلق او و لزوم و وجوب رجوع مردم به او و قبول حرفش به وی داده است. سید عبدالحسین شرف الدین عاملی از شاگردان آخوند خراسانی، شیخ الشریعه اصفهانی، آقا رضا همدانی و دیگر اعلام بوده و کتابی دارد به نام« صفحات من حياتي » که نسخه اش مفقود است و اگر یافت شود یحتمل درباره ملاعبدالله و دیگر بزرگان عصر مطالبی در ان باشد. گمانم بر این است که پدر شرف الدین عاملی از دوستان و آشنایان و حتی شاید از شاگردان ملاعبدالله مازندرانی باشد و البته باید به کتب تراجم رجوع کرد.