حساب روشن

نیک و بد زان توایم، با دگریمان مگذار

با تو آمیخته‌ایم، با دگری نامیزیم💝🙏

حس تخیلی زیبا

این شعر را اتفاقی در مطالب سابق وبلاگ دیدم. چقدر خوب بود آدم اینطور می‌شد که فقط تو در قلب و ذهنش بودی. نه چیز دیگر.

کارها بر من معطل کرده شغل عاشقی

من تمام هفته را آدینه‌ی خود کرده‌ام😍💝💖🙏

الغیاث

چرا برای نفی خواطر، یعنی زدودن غیر تو از خاطر، هر چه تلاش می‌کنم باز امواج مکدر سهمگین(که نفرین بر همه‌شان باد) باقی اند؟ و اجازه و مجال یاد تو، لااقل توهم من به انس با یاد تو، را نمی‌دهند؟🙁😢

البته بدون هیچ خودزنی و شکسته نفسی، معترفم که مقصر خودم بوده و هستم، ولی خب به قول شاعر: خاطر امیدواران را شکستن خوب نیست... ای فدای تو همه بزهای من.

😕

ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم

لاجرم در «بوتهٔ هجران تو» بگداختیم