بیمارم و کس نمیکند درمانم
خواهم که کنم ناله، ولی نتوانم
دلم را جز تو کس دلبر نباشد
به جز شور توام در سر نباشد
دل «فایز» تو عمدا میکنی تنگ
که تا جـای کس دیـگر نباشد