بن بست سردرگمی

خود نیز نشان نمی‌توان دادن

زان‌کس که ز تو همی نشان یابد

هویت عالی

بس بود از دو عالم این ملکم
که تو آنی که من گدای توام

دلخوشی

عشق اینک از ره می‌رسد ای جان به استقبال رو

غم حلقه بر در می‌زند ای دل برو در باز کن