...

خر عیسا اگر به مکه رود / چون برآید هنوز خر باشد

........

تف باد بر این گردش گردون و تفو باد/ بر خلق حماری وش این شکل حماری

.........................

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شوره زار خس

گنج زری بود...

۱- جاحظ در البیان و التبیین:

«و قد علمنا ان اخطب الناس الفرس، و اخطب الفرس اهل فارس، و اعذبهم كلاماً و اسهلهم مخرجاً و احسنهم ولاءً و اشدهم فيه تمكناً اهل مرو، و افصحهم بالفارسيه الدريه (الحديثه) و باللغه الفهلويه (القديمه) اهل قصبه الاهواز … و من احب ان يبلغ في صناعه البلاغه و يعرف الغريب و يتبحرّ في اللغه فليقرأ كتاب «كاروند»، و من احتاج الي العقل و الادب و العلم بالمراتب و العبر و المثلات و الالفاظ الكريمه و المعاني الشريفه فلينظر الي «سير الملوك».

۲- متن کتاب البیان و التبیین جاحظ: البیان و التبیین للجاحظ


۳- اینکه جاحظ از کتاب سیر الملوک نام می برد از اعتنای قوم فارس به سلطان نگاری حاکی است.

۴- "خامش" که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم/کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا
مرحوم محمد باقر الفت

مرحوم الفت را کاشف تخلص مولوی - که خاموش باشد- دانند. کتابی اخیرا درباره ی الفت چاپ شده به نام:" گنج زری بود در این خاکدان". که خواندن دارد. الفت فرزند مرحوم آقا نجفی اصفهانی است.

تغییر نام...

سعی می کنم از این به بعد نظم و ترتیب بیشتری به وبلاگ بدهم.اگر بتوانم البته!

رز سبز...

حرکت بی معیار در بین متون و اسناد

وفات شیخ علی آقا صافی

معتقد هستم كه مي‌بايد كنم تكميل عشق/ كيش من عشقست و كيشي بهتر از اين كيش نيست...

مي‌دهم جان را براه دوست با منت وليك/ معذرت خواهان كه اندر دست جاني بيش نيست...

گفت دي صاحبدلي چون مي‌كند عشق نگار/ گفتمش بر حال من بين حاجت تفتيش نيست...

تا شدم عاشق دلم شد منزل سلطان عشق/ گرچه منزلگاه شاهان كلبه درويش نيست...

چون علي در دام عشقش اوفتاد از خود گذشت/ آري آري عاشق آن باشد كه بند خويش نيست...

درگذشت آیت الله علی آقای صافی گلپایگانی در سن 99 سالگی(به سال قمری)

alisafi.ir

...

...

ابونواس اهوازی و مدح حضرت علی...

حسن بن هانی مشهور به ابی نواس اهوازی ار بزرگترین شاعران تمام تاریخ شعر عرب است.در اینکه او شیعه است یا سنی بحث است اما با توجه به اینکه اشعاری از او در رابطه با حضرت علی علیه السلام و حضرت امام رضا صلوات الله علیه در دست می باشد شاید بتوان گفت که او شیعه بوده است.

. روزی به متنبی گفتند تو با این قدرت شاعری چرا درباره ی امام علی شعری نگفته ای. می گوید

و اذا استطال الشیء قام بنفسه/ فصفات ضوء الشمس تذهب باطلا.

منظورش این است که شعر من لیاقت حضرت را ندارد. البته گویا بعدها برای بستن زبان طاعنین یک دسته قصاید در مدح مولا علی گفته که البته از دیوان او حذف کرده اند. چنانکه ابی نواس هم مثلا درباره ی امام رضا شعری سروده که در دیوان های فعلی وجود ندارد یعنی در طول تاریخ به حذف آن دست یازیده اند اما مثلا شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا و ابن منظور در اخبار ابی نواس و عده ای دیگر آن را نقل کرده اند. مضمون مدح امام رضا ، شبیه چند بیت شعری است که الان قصد نقلش را دارم.

ابی نواس روزی در مجلسی بود و از امیرالمومنین علی علیه السلام یاد شد. کسی به او گفت شعر تو دنیا را فرا گرفته و سحر کلامت زبانزد همه است. نمی خواهی با این قدرت شاعری شعری در باب امیرالمومنین علی بگویی؟
ابو نواس لختی کوتاه درنگ کرد و فی البداهه شعر زیر را چون در سفت:

قيلَ لى: قل فى علىّ مدْحَةً / مَدْحـه يَخمد ناراً مَوصـدَة
قلت: لا أقدم فى مَدح امرء/ حار ذو اللّبّ إلى أن عَبَـدَه
و النبىّ المصطفى قـال لنـا/ لَيلة الـمعراج لَمّـا صَعَـدَه:
وَضعَ اللّه على كتفى يـده/ فأحسّ القلب من أن قد بردَه
و علـىٌّ واضـعٌ أقـدامــه / فى محـلّ وَضَـعَ اللّه يَـدَه


معنای شعر:
1- به من گفته شد که مدحی درباره ی حضرت علی بگو چرا که مدح او آتش سوزان جهنم را سرد می کند.
2- اما من گفتم من اقدام به مدح کسی نمی کنم که آنقدر مقامش بالاست که عقلا را حیران کرده تا جایی که او را خدا گفته اند.
3- کسی که حضرت محمد وقتی به معراج برده شد( و برگشت) فرموده است:
4- در معراج، خداوند دستش را بر کتف من نهاد و قلبم خنکی آن نوازش را درک کرد
5- پس علی پاهایش را ( موقعی که برای انداختن بتها بر دوش مبارک پیامبر خدا نهاده بود) در جایی گذاشته که خداوند دستش را در آنجا قرار داده است.