..
...
۱- جاده ای که
رد پای تو را ندارد
مرا به هیچ کجا [ هم ] نمی رساند...
مرضیه احرامی
کوثر نوری به کویر قمی / آب حیات دل این مردمی
...
.
...الرادّ علیه کالرادّ علیّ ،حق القول منّی، لأکرمنّ مثوی جعفر
و لاسرّنّه فی اشیاعه و انصاره و اولیائه...
خداوند سبحان می فرماید:
کسی که امامت و ولایت جعفر صادق را نپذیرد ولایت مرا نپذیرفته و رد کرده است و به حق می گویم که مقام و مرتبت جعفر را گرامی می دارم و او را در شیعیان و یاری دهندگان و دوستانش مسرور می نمایم.( یعنی ان مقدار رحمت و برکت دنیوی و اخروی به شیعیانش می بخشم که امام جعفر صادق خیلی خیلی خیلی خوشحال شود.
درخواست راهنمایی: زیاد مرتکب معصیت می شوم و هر چه تلاش می کنم موفق [به ترک گناه] نمی شوم.
جواب از آیت الله بهجت: بسمه تعالی. نقل شده از احد الحسینین(قدّس سرهما) که برای این مقصود حمد و سوره اهداء شود برای مدفونین از مومنین و مومنات در مشاهد ثمانیه مشرفه: حرمین شریفین، نجف...، کربلا...، کاظمیه... و سامراء... و مشهد... و قم ... و حمد و سوره برای مدفونین در سائر مشاهد مشرفه.
کتاب به سوی محبوب/ ص82
مقصود آیت الله بهجت از احد الحسینین[= یکی از دو حسین]، میرزا حسین نوری و میرزا حسین خلیلی تهرانی است. محدث نوری متوفای 1320 قمری و میرزا حسین خلیلی رازی ، مستشهد به سال 1326 قمری و اولین امضا کننده ی مشروطه بود.[که به همراه آخوند خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی به مراجع ثلاثه ی مشروطه خواه مشهور است. چه خوب بود جناب ارادتمند العلما برای این شیخ العلمای عهد قاجاری مطلبی می نوشت. پست دوم وبلاگ من مطالبی را درباره ی ایشان داراست که البته انتظار نمی رود کسی بخواند. الخلیلی.... ]
مقصود از حرمین شریفین -چنانکه شماها هم مستحضرید- مکه و مدینه است. اما چرا با اینکه در نهایت راهکار توفیق ترک گناه، باقی مشاهد مشرفه هم ذکر شد و اول مشاهد هشت گانه را تخصیصا بالذکر بیان نموده اند؟ چرا یک دفعه نگفته اند : برای توفیق ترک گناه ، حمد و سوره به ارواح مومنین و مومنات ِ مدفون در مشاهد مشرفه هدیه شود؟
باید از مرحوم نوری یا خلیلی یا بهجت پرسید.رضوان الله علیهم.
مقصود از مومنین و مومنان، مردان و زنان شیعه هستند. چون در فقه شیعه هر گاه مومن ذکر شود مقصود شیعه است. موارد غیر مراد به شیعه محتاج قرینه است.
.................................................................
امروز شنبه سوم مهر ماه ۱۳۸۹ شمسی بچه ام با شوق و ذوق بیش از حد به پیش دبستانی رفت. چون من بخاطر آمدن چند مهمان مجبور شده بودم بحثم را با دوستم تعطیل کنم به زنم گفتم با تو برای آوردن بچه می آیم. از یک مغازه یک سک سک برای بچه ام خریدم تا یادش بماند که روز اول آغاز به درس- و لو پیش دبستانی- برایش چیزی خریده ام. با خوشحالی بیرون می آید. جایزه ای هم گرفته. اما از مادرش شاکی است. می گوید چرا برای من نان و پنیر گذاشته ای ولی بقیه ی بچه ها کیک و آبمیوه داشته اند. قول می دهیم فردا دیگر برایش کیک و کلوچه بخریم.
این مطلب را نوشتم تا اگر روزی بچه ام بزرگ شد و این وبلاگ هم حذف نشده بود بیاید و این را بخواند.
البته به گمانم در سرویس پرشین بلاگ بخشی مختص به وبلاگ کودکان وجود دارد که مادرها و پدرها برای بچه های- حتی نوزادشان- مطلب بنویسند تا وقتی بزرگ شدند روزنوشت ایام رشد خود را ببینند و لابد خوششان بیاید. خداوندا نسل -بالقوه و بالفعل- همه ی ماها را از فتنه های آخر الزمانی محفوظ بدار و از محبین راستین و دلباختگان و یاران امام عصر- علیه السلام- قرار بده. آمین یا رب العالمین.