بی ادب محروم گشت از لطف حق

برخی در ورود به ماه رمضان خیلی زاد و توشه جمع کرده اند. این مطلب از جهت اینکه کیسه ی آدمی پر باشد خیلی خوب است ولی اگر به واسطه ی تکیه کردن بر اینها وارد ماه شویم خاک عالم بر سرمان که این یک نوع شرک است و با غصه ی گنهکار بودن وارد این ماه شدن صد برابر بهتر از آن است. مدعی نازد که توفیق عبادت یافته/خاک عصیانش به سر، توفیق جای دیگر است.( از خدا خواهیم توفیق ادب) شیطان البته گاهی خباثت می کند و به توهم اینکه مبادا تو با تکیه بر عبادات بسیار وارد ماه خدا شوی و مشرک شوی آدمی را نسبت به انجام عبادت تنبل می کند. این هم یک نوع خسارت و زیان است البته. باید بسیار در عبادت نمودن- بانواع مختلفش- کوشید ولی برای آنها وزنی قائل نشد.


این ماه اسامی مختلفی دارد. یکی از مشهورترین آنها "شهر الله" است. یعنی ماه خدا. خب از آن جهت که تعدد تسمیه، خلاف شرع و عقل نیست می توان اسامی دیگری نیز-حتی غیر از آن اسم هایی که در روایات بر این ماه اطلاق شده- بر این ماه نهاد. من اگر باشم این ماه را قبل از هر چیز "ماه امامت و ولایت" می دانم و می نامم. اما این بیشتر روی جنبه ی عقیدتی و قلبی و ذهنی است. از جهت اعمالی به نظرم این ماه، نه ماه دعاست و نه ماه قرآن خواندن و نه ماه روزه و نه ماه احیاء. این ماه، "ماه ادب" است. همه ی دعاها و عبادات برای ادب شدن ماست. به عبارتی این ماه، ماه آداب است. ادب کننده ی رسول اکرم خداوند بود و احسَنَ تأدیبَه. ما انسان های عادی هم می توانیم ادب شده ی خدا باشیم هم ادب شده ی انبیای خدا و هم ادب شده ی ائمه ی اطهار. هم ادب شده ی قرآن و ادعیه و هم ادب شده ی علمای راستین و هم ادب شده ی تفکر و اندیشه ی خود.


از جهات عرفانی و فلسفی چون تمام فیوضات فعلی عالم هستی که متعلق به خدا و خوبان خداست از جانب و کانال ولی و امام زمان ما باید بگذرد خوب است انسان زمان ما، ادب شده ی امام ِ زمان خود باشد. ادب شدن هم شیوه های بسیاری دارد که در یک تقسیم بندی به ادب شدن تخویفی و ادب شدن تشویقی می توان قسمتش کرد. به عبارتی دیگر تأدیب شوقی و تأدیب خوفی.
در اوایل دعای مرحوم ابوحمزه ی ثمالی از خدا می خواهیم که از تأدیب خوفی ما-که به تعبیر تأدیب عقوبتی یاد شده- صرف نظر کند. ادب چیز خوبی است و از بچگی در کتاب فارسی و بعد در دوره ی راهنمایی در کتاب خط می خواندیم و می نوشتیم:"ادب آداب دارد".
انصافا که این جمله ی کوتاه یک دریا معنا را در خود نهفته است و کاش کسی پیدا می شد یک ذره ادب به ما می آموخت. ادب نوشتار، ادب تکلم، ادب نگارش، ادب تفکر، ادب نگهداری قلب، ادب زنده بودن، ادب مردن ووو. ما که نداریم به غیر تو کس/ ای شه خوبان تو به فریاد رس....

 

سید محمد علی روضاتی خوانساری اصفهانی

یکی از فلسفه های اصلی وجودی این وبلاگ الکی ما ذکر نام و یاد علمای گذشته و معاصر و نیز ارتحال دانشمندان شیعه است. البته این مثنوی گه گاه دچار انقطاع و تعطیلی می گشت. همین چند ماهه ی اخیر بزرگان زیادی از دست رفتند که ذکری از آنان ننمودیم. مانند مرحوم شیخ علی ابوالحسنی منذر که یک مورخ غیر منصف و یک عالم غیر محقق بود. البته باید انصاف را پاس داشت. ایشان یک متتبع کم نظیر بود. مرحوم عقیقی بخشایشی نیز چند وقتی بیش نیست که در گذشته اند. ایشان یک کتابفروشی در پاساژ قدس قم داشتند و گاهی نزدشان رفته و با ایشان هم سخن می گشتم. انسانی مجتهد و فرهیخته و اهل فضل و دانش بودند. بیش از یکصد جلد کتاب نیز تالیف کردند و اغلب نیز چاپ شده است. کتاب های زیادی از علمای سابق را نیز به طرز زیبایی چاپ می کردند. خدایشان بیامرزد. گاه می گفت بخشایش روستایی است که مادر پروین اعتصامی اهل آنجا بوده. در دلم می گفتم خدا پدرت را بیامرزد. بخشایش را باید به تو بشناسند نه تو را به مامان پروین.( شبیه قضیه ای که مرحوم متنبی از علامه ابوبکر خوارزمی-علیه الرحمه- پرسید تو خوارزمی هستی؟ فرمود: خوارزم تعرف بی. خوارزم به من شناخته می شود نه من به خوارزم.)
از علمای برجسته و گمنام دیگری که اخیرا درگذشتند مرحوم آیت الله شریعت درچه ای-فرزند مرحوم درچه ای کبیر- بود.
حدود یک هفته قبل بود که در اتاق گلشن ابرار پژوهشکده ی باقر العلوم علیه السلام-کنار مصلای قم- بودم که جودتی-از رفقایی که به اعتباری رئیس ما نیز هست- درباره ی بدیع الزمان همدانی-صاحب مقامات- که شرح حالش قرار است در گلشن بیاید سخن گفت. گلشن ابرار مختص ذکر علمای شیعه است و تا به حال 9 جلدش چاپ شده و در هر جلد حدود 50 عالم برجسته ی شیعه معرفی شده اند. جلد 10 تا 12 نیز امسال چاپ می شود انشالله. گفتم بدیع الزمان که سنی متعصبی است؟ چرا شرح حالش آمده است؟ علامه امینی نیز قلمش دچار لغزش شده که شرح حال او را به عنوان یک عالم شهید شیعه در شهدا’ الفضیله ذکر کرده است.
دوست ما تلفن را برداشت و شماره ای گرفت. آیت الله سید محمد علی روضاتی اصفهانی گوشی را برداشت. دوست ما پرسید آقا ببخشید مزاحم شده ایم. سوالی داشتیم بدیع الزمان سنی بوده یا شیعه؟
روضاتی که متخصص علم تراجم الرجال است با صدایی شکسته و حزین فرمود من تازه از بیمارستان برگشته ام. چند هفته است بستری بوده ام و بدنم سوراخ سوراخ است(لابد بر اثر سرم و امپول و غیره) حافظه ندارم. مریض احوالم.
دوست ما معذرت خواهی کرد و گوشی را قطع کرد.
دیروز اسمس آمد که مرحوم علامه ی روضاتی دار فانی را وداع گفته اند.
قرار بو از طرف کنگره ی کاشف الغطا به اصفهان بروم و چون ایشان از مرحوم کاشف الغطا’ دارای اجازه ی نقل روایت بود مصاحبه ای با ایشان بگیرم که تقدیر اجازه نداد!
جد اعلای ایشان مرحوم سید محمد باقر خوانساری صاحب کتاب ارزشمند و پر غلط روضات الجنات است. مرحوم روضاتی را به اعتبار اینکه از نسل صاحب روضات است روضاتی می گویند چنانکه کفایی های را به اعتبار اینکه از نسل آخوند خراسانی صاحب کفایه الاصول اند کفایی گویند.
مرحوم روضاتی از جوانی با علمای بزرگ انیس بود و کتاب های زیادی را تصحیح نمود و یک محقق رجالی برجسته بود. معمولا جد اعلای خویش را آیت الله العظمی می خواند در حالی که نبود. پسر صاحب روضات را نیز پس از میرزای شیرازی اعلم علما می دانست در حالی که نبود. مقصود اینکه نسبت به خاندان خویش غلو داشت. روضاتی انسانی عزلت گزین و غیر متکبر بود. هستند بسیار افرادی که یک دهم او سواد ندارند ولی گوش فلک را کر کرده اند. دارد صدف به لب گهر و دم نمی زند/ یک بیضه مرغ دارد و فریاد می کشد. از شاگردان و دست پرورده های مشهور آیت الله روضاتی باید رسول جعفریان و جویا جهانبخش را نام برد.
 خداوند بر مقامات این عالم فقید و کم نظیر بیفزاید و او را همنشین اجداد معصومش بفرماید.

ادامه نوشته

کریمٌ فی کریم ٍ فی کریم ٍ

یک شعری را برخی ها روی قبر خود می نویسند بدین مضمون که در حین ورود بر کریمان، بردن زاد و توشه، قبیح و زشت است. فحمل الزاد اقبح کل شیء/ اذا کان الوفود علی الکریم

ماهی که تا چند روز دیگر - انشاء الله- میهمان خداوند در آن خواهیم شد ماهی کریم است با خدایی کریم و امامی کریم. و بلدة کریمه و زمان کریم!

خب با دست خالی رفتن بهترین کار در ورود است! و از اصلی ترین خصوصیات کریم ها تغافل و تجاهل آنان است.

این هم از بازی روزگار با ما

ماه مبارک بر امام عصر علیه السلام و همه ی شماها مبارک. التماس دعا.

لطفاً

اللَّهُمَّ

إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ

فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ

خداوندا

گر تا کنون که از این ماه نور گذشته ما را نبخشیده ای

ما را در این تتمه ی ماه ببخشای...

بهار او خزان گشته است بی تو...

در رساله اش نوشته: "جستجوی گم کرده ها در مسجد، مکروه است"
ــــــــــــــــــ

اما برخی ها ممدوح ترین و بلکه واجب ترین کار دنیا را جستجوی برخی گم کرده ها و گم گشته هایشان می دانند. خصوصا در مساجد، ترجیحا سهله و جمکران...

بی روی تو...

ای کاش که این در به کلیدی برسد
با سردی دی، سبزه ی عیدی برسد
                          این جمعه سیاه بود و آن جمعه سیاه
                           ای کاش که جمعه ی سپیدی برسد

..........................................................

هر چند که آخرین پیمبر بودی
از هر چه که آمده است برتر بودی
                                 حرف اول، کلام آخر ای یار!
                                   اول بودی اگر چه آخر بودی

..........................................................

هرگز نرود ز سینه مان یاد علی
 ضرب المثل عدالت و داد علی
                 هر کس به کسی خوش است در زندگی اش
                   ما هم به علی(ع) خوشیم و اولاد علی(ع)

..........................................................

دادند به حکمت و به لطفی به شما
از این همه سوره، سوره ی کوثر را
                                کوتاه ترین سوره ی قرآن، یعنی
                                  کوتاه ترین راه رسیدن به خدا

..........................................................

بی روی تو درد بر سرم ریخته باد
بی آینه، گرد بر سرم ریخته باد
                          من بی تو بمانم؟آه...نفرین! نفرین!
                              خاکستر سرد بر سرم ریخته باد

..........................................................

از فاصله ها هیچ نمی دانستم
از کار خدا هیچ نمی دانستم
                          آن روز که در کنار هم خوش بودیم
                             من قدر تو را هیچ نمی دانستم

//////////////

بیژن ارژن - رباعی سرا- معاصر

نائینی زاده...

تصمیم داشتم بنویسم ولی نه در این وب. اما دوباره آن تصمیم دچار بدا و تغییر شد و نوشتنی که قرار بود جای دیگر باشد در اینجا نقش خواهد بست!

امروز غروب آخرین بازمانده ی مرحوم میرزای نائینی در قم دفن شد. صبح در تهران تشییع شد و ساعت 6 غروب در قم و در مسجد امام رضای گذر خان مراسمش بود و نماز را همانجا آیت الله علوی بروجردی خواند. بروجردی تقریبا در همه ی مراسمات ختم و تشییع و تأبین حاضر می شود و شاید در رنکینگ حضور در مراسم تشییع و ختم علما پس از بنده رتبه ی دوم را داشته باشد!!!
میرزای نائینی که آیتی بزرگ از خلایق الهی بود به گردن هر مسلمان و هر ایرانی حق بسیار دارد و اگر این را کسی قبول ندارد یقینا در تصور مسئله دچار لغزش شده و الا اگر موضوع خوب تصویرگری شود هر کس اقرار بدان خواهد داشت. مقصود اینکه  وقتی میرزای نائینی-این فقیه، سیاستمدار، عارف و اخلاقی کم مانند تاریخ شیعه- این عظمت و حقوق بسیار را داراست شایسته بود مراسم تشییع فرزندش این گونه مظلومانه نمی بود. از اول تا آخر مراسم تشییع و در طواف جنازه در حرم مطهر، همه اش غمگینانه زیر تابوت بودم و بیشتر غصه ام بر مظلومیت نائینی بود تا فوت بچه اش. اصولا مرگ که برای شیعیان امیرالمومنین و محبان او ترس و غصه ندارد. انشالله شیخ مهدی غروی نائینی امشب در روح و ریحان است. مرحوم علامه ی نائینی در سال 1355 قمری وفات یافته است. یعنی 78 سال قبل.
خدایشان بیامرزد....