سلیمانی نکردی در ره عشق...
تو نقشی نقش بندان را چه دانی؟
تو شکلی پیکری جان را چه دانی؟
تو خود مینشنوی بانگ دهل را
رموز سرِّ پنهان را چه دانی؟
هنوز از کاف کفرت خود خبر نیست
حقایقهای ایمان را چه دانی؟
هنوزت خار در پای است بنشین
تو سرسبزی بستان را چه دانی؟
تو نامی کردهای این را و آن را
از این نگذشتهای آن را چه دانی؟
چه صورتهاست مر بیصورتان را
تو صورتهای ایشان را چه دانی؟
زنخ کم زن که اندر چاه نفسی
تو آن چاه زنخدان را چه دانی؟
درخت سبز داند قدر باران
تو خشکی قدر باران را چه دانی؟
سیه کاری مکن با باز چون زاغ
تو باز چتر سلطان را چه دانی؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹ ساعت ۶:۵۰ ب.ظ توسط
|