استخاره امری عجیب است و وقایعی که بر اثر تکیه بر استخاره روی داده عجیب تر از خود آن است. بنده در این وبلاگ مشوش- چو زلف یار- از بس قول نوشتن مطالب مختلف را داده ام و وفا ننموده ام که خودم هم خسته شده ام! سعدی گوید: من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی/ عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
از جمله بحثی در مورد مرجعیت و تقلید برای آقا عبدالحسین گل و گلاب و ...
در هر حال همین مدتی قبل قول داده بودم دو داستان در مورد استخاره بنویسم یکی از مرحوم شریعتمدار رشتی به نقل از آیت الله بهجت رحمه الله تعالی و یکی درباره ی مرحوم ابوالمعالی کلباسی به نقل از ایت الله شبیری زنجانی حفظه الله تعالی.
فعلا این چند داتسان و مطلب را داشته باشید تا بلکه فرجی در کار ما حاصل شده کمتر بی وفایی! کنیم.
مطالب تماما از مرحوم بهجت فومنی نقل شده است و در در محضر بهجتش می توان یافت:
..................................
مگر نمى بينيد از روى قرآن مى گويم؟!
در تفأُّل به قرآن عجايب و غرايب ديده شده است. آقايى مى گفت: با قرآن براى مطلبى استخاره كردم، درست اسم همان مطلب درآمد!
اين قرآن است كه اين وضعيّت را دارد، و اين غيبگويى خاصيّتِ قرآن است، ولى مردم آن را از استخاره كننده مى دانند كه چه قدر فلانى آدم خوبى است و از غيب خبر مى دهد. اگر اين گونه است پس چرا همين آدم بدون قرآن نمى تواند از غيب خبر دهد. به آقاى شيخ ( ؟.) كه استخاره مى كرد و پاسخ استخاره را مى داد گفتند: مگر غيب مى دانى؟ گفت: مگر نمى بينيد كه از روى قرآن مى گويم؟!
{ هر چند در نزد شیعه وقتی "شیخ" بی قرینه و به صورت مطلق ذکر شود در منقول راجع به شیخ طوسی و در معقول راجع به جناب ابن سیناست و البته در این اواخر هم گفتن "حاج شیخ" رجوع به شیخ عبدالکریم حائری یزدی دارد. ولی مرحوم بهجت وقتی "شیخ" یا "حاج شیخ" می گفتند منظورشان شیخ محمد حسین غروی اصفهانی تبریزی بود. البته در این نقل دانسته نیست منظورشان غروی است یا نه؟ و الاقرب عدمه علی ایه حال لعل الله یحدث امرا - نجفی}
.....................................
قرآن، آيينهى تمام نماى حقايق
قرآن بالاترين كتابى است كه در اختيار ما است، آيينهاى است كه حقيقت خود را به ما نشان مىدهد، به خلاف صفحهى تلويزيون و يا آيينههاى معمولى كه تنها عكسِ اشيا را به ما نشان مىدهند، نه حقيقت آنها را. منتهى براى ديدن حقيقت قرآن با قرآن و در قرآن، بايد باطن ما كدورت و تيرگى، و چشم بصيرت ما آفت نداشته باشد. بايد هم چشم و عينكمان قوىّ، و هم مزاج روحىمان سالم باشد، تا بتوانيم از قرآن درست برداشت نماييم. شخصى هلال شب اوّل ماه را ما بين دو ابر به من نشان مىداد و من نمىديدم، و او تعجّب مىكرد كه چرا نمىبينيم. همين آيات قرآنى حقيقتِ بهشت و جهنم و نيز حقيقت خود را به ما نشان مىدهند.
________________________________________
ما غذاى تو را خورديم و مريض شديم!
شخصى مىگفت: به اتفاق دو نفر با هم به سفر حج رفتيم و با هم در غذا شريك بوديم؛ ولى من با استخاره غذا مىخوردم، يعنى وقتى غذا حاضر مىكردند، استخاره مىكردم، اگر استخاره بد مىآمد، نمىخوردم. روزى كباب درست كرده بودند، استخاره كردم، بد آمد، لذا نخوردم و به جاى آن حاضرى خوردم، و آنها خوردند و مريض شدند، و من كه نخوردم مريض نشدم. البته آن دو نفر( با طنز. ) به من مىگفتند: چون ما غذاى تو را خورديم، مريض شديم! استخاره باب ديگرى است. اگر غذا صلاح نباشد، و يا ضرر داشته باشد، و يا مسموم باشد، انسان با استخاره مىفهمد و از آن تجنّب و پرهيز مىكند.
________________________________________
كسى متعرّض شما نمىشود؟
در نجف يا كربلا، آقايى خواست براى بازگشت به ايران با قرآن استخاره كند، زيرا مىترسيد كه سر مرز مانع شوند، نزد آن آقا استخاره نمود و بدون اين كه مطلب را به آقاى استخاره كننده بگويند، فرمود: مانعى ندارد، در محلّ مخصوص هم كسى متعرّض شما نمىشود! مرحوم آخوند خراسانى كتابى را كه مشغول تدريس خارج آن بود تمام كرد، و از شاگردان پرسيد: چه كتابى را شروع كنيم؟ هر كسى چيزى گفت، تا اين كه بالاخره فرمود: براى شروع به كتابى از كتب فقهيّه، به قرآن تفأُّل مىزنيم، آيهاى در آمد كه به نظرشان كتاب خاصّى رسيد و همان كتاب را شروع كردند.
________________________________________
آيا استخاره شرعا الزام آور است؟
سؤال: آيا استخاره شرعا الزام آور است؟
جواب آقا بهجت: براى كسى كه نمىخواهد به استخاره عمل كند، استخاره كردن خوب نيست. اگر كسى استخارههايى را كه خود و ديگران نمودهاند جمعآورى كند، عجايبى در آن ديده و شنيده مىشود.
________________________________________
استخاره رابطه ى تكوينى بين خالق و خلق
آقايى{شاید سید محمد حسن قاضی طباطبایی که همین اواخر درتهران فوت کرد} مى گفت: پدرم( ظاهرا مرحوم آقا سيّد على قاضى ـ رحمهاللّه ـ مراد است.) چند عيال داشت و داراى چند خانه بود، با او كار داشتم. براى ملاقات با او براى اين كه به هر خانه بروم، استخاره كردم بد آمد، هم چنين براى رفتن به صحن حضرت امير ـ عليه السّلام ـ و مقابل صحن و وادىالسّلام استخاره كردم، همه بد آمد. از سويى ناچار بودم او را ببينم، همان جا ايستادم و پس از چند لحظه او را ديدم. تا به من رسيد فرمود: استخاره كرده بودى؟! يا استخاره نكن، يا اگر كردى مخالفت نكن. استخاره يكى از كرامتهاى شيعه و از اَمارات حقانيّت تشيّع است. استخاره به معناى طلب تعيين خير و شرّ، رابطه اى تكوينى بين خالق و مخلوق است.
________________________________________
با استخاره انگشترى را پيدا نمود!
مرحوم شريعتمدار رشتى انگشتر فيروزه اى را كه در آن زمان سى تومان ارزش داشت، بين مسجد سهله و كوفه كه دو سه كيلومتر از هم فاصله دارند گم كرد، براى پيدا شدن آن استخاره كرد و با استخاره به انگشتر خود رسيد. ابتدا ميان كوفه و سهله را دو قسمت نمود و استخاره كرد كه در كدام قسمت جست و جو كند، آن قسمت را نيز به دو قسمت و با استخاره مشخص نمود كه در كدام قسمت تفحّص نمايد. و به همين صورت تا اين كه به انگشتر رسيد.
{داستان ابوالمعالی کلباسی و پیدا کدن انگشترش و حکایت شفا یافتن چشمش از این هم جالب تر است. نقلش بماند تا بعد- نجفی}
...............................
خجالت نمى كشى؟ از خدا نمى ترسى؟
يكى از اهل علم (در نجف يا كربلا) زندگى براى او سخت مى گذشت، با خود گفت: به ايران مى روم و لباس طلبگى و درس و بحث را كنار مى گذارم و مشغول كار و كاسبى مى شوم، لذا نزد آقايى رفت ـ كه بنده او را مى شناختم ـ تا خانواده ى خود را به او بسپارد. آن آقا به او گفت: آيا با كسى مشورت كرده اى؟ گفت: خير. گفت: برو نزد فلان آقا كه در حرم است، استخاره كن، رفت و برگشت، از او پرسيد: جواب استخاره چه بود؟ گفت: همين كه استخاره كرد، جواب داد: خجالت نمى كشى؟ از خدا نمى ترسى؟ مى خواهى به ايران بروى و راحت شوى و اهل بيت تو اين جا در فشار باشند؟! همين جا بمان، خدا فرجى مى رساند. وى هم قبول كرد و از فكر باطل خود منصرف شد و طولى نكشيد كه اوضاعش رو به راه و خوب شد.
________________________________________
مى خواهى حجّ بروى، ان شاءاللّه خوب است
ديده شده كه با قرآن براى قضيّه اى استخاره كرده اند، عين همان قضيّه و حتّى نام آن را در آيه ديده اند. اين قضيّه معروف است كه ظاهرا مرحوم حاج آقا حسين قمى نزد استادش با تسبيح استخاره كرد، و ايشان فرمود: مى خواهى حجّ بروى، ان شاءاللّه خوب است. با اين حال، بعضى كورباطن ها به اصل استخاره چه با قرآن يا با تسبيح معتقد نيستند.
{ حاج آقا حسین قمی نزد مرحوم اخوند خراسانی و عده ای دیگر از علما شاگردی نموده است}
________________________________________
عجب از آنان كه با تسبيح استخاره مى كنند و مطلب را مى گويند!
آقاى خمينى ـ رحمه اللّه ـ مى فرمود: آن هايى كه با قرآن استخاره مى كنند و مطلبى مى گويند، درست؛ عجب از كسانى كه با تسبيح استخاره مى كنند و مطلب را مى گويند! بله اتّفاق افتاده كه كسانى با استخاره با تسبيح مطلب را گفته اند!
................
استخاره ى ميرزا محمّد تقى شيرازى ـ رحمه اللّه ـ
آقاى ميرزا محمّد تقى شيرازى ـ رحمه اللّه ـ براى استخاره هيچ نمى خواند، معلوم نبود آيا يك مرتبه « يا أَللّهُ » مى گفت و يا نمى گفت. آيا مطلقاتِ استخاره چنين استخاره اى را شامل مى شود؟! البته استخاره به معناى طلب تعيين و اختيار منظور است، نه استخاره به معناى « طَلَبُ الْخَيْرِ ».
________________________________________
استخاره با قرآن و يا با تسبيح؟
سؤال: ايشان با قرآن استخاره مى كردند يا با تسبيح؟
جواب آقای بهجت: آن چه متداول بود، همان استخاره با تسبيح بود، نه با قرآن. از بعضى از علما نيز نقل شده كه مى فرمود: ما از قرآن نمى فهميم.
________________________________________
استخاره ى حضرت آيت اللّه بهجت با تسبيح
بنده هم هر وقت براى خود استخاره مى گيرم با تسبيح استخاره مى كنم،(نحوه استخاره معظم له فرستادن سه صلوات بر محمّد و آل محمّد و گرفتن يك قبضه از تسبيح و جدا كردن دو تا دو تا از دانه هاى آن. در نهايت اگر يكى باقى ماند، خوب و اگر دو تا ماند بد است.{همان استخاره ی منسوب به حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه}) و براى ترك هم معمولٌ به است، و اگر ميانه باشد( يعنى فعل و ترك هر دو خوب باشد.) انجام نمى دهم، مگر اين كه فعل آن خوب، و تركش بد باشد.
________________________________________
استخاره ى حضرت آيت اللّه بهجت با قرآن
مرحوم همدانى{؟ مرحوم معصومی همدانی؟ یا گنبدی همدانی؟ یا ...؟ احتمالا منظور همان جناب گنبدی همدانی است که از شاگردان ملاحسینقلی همدانی است و در شیخان قم نزدیک قبر رفیق و هم درسی اش میرزا جواد اقا ملکی تبریزی دفن است. آیت الله العظمی بهجت برخورد شگفت انگیزی با ایشان داشته اند که اگر یادم بود روزی در اینجا می نویسمش. باز هم حواله دادن به آینده ی موهوم!} در علم و عمل از بزرگان بود. با يكى از آقازاده ها به خدمت ايشان رفتيم، آن آقازاده بنده را به ايشان معرّفى كرد، ايشان دوبار فرمود: اگر ايران رفتى، برگرد به نجف. و اسم شهرى را هم ذكر فرمودند بعد ما به قم آمديم، نمى دانم گذرنامه ى برگشتن ميسور نشد يا استخاره كرديم و ديگر به نجف برنگشتيم.
براى عدّه اى از شهرها از بنده خواستند كه براى اداره ى حوزه آن جا بروم، با قرآن استخاره كردم براى دو شهرستان كه يادم است، در استخاره همان اسمى كه آن آقا فرموده بود، درآمد و اين از معجزات خود قرآن و از كرامات آن مرد بود.
________________________________________
کلباسی و استخاره
مرحوم كلباسى( کلباسی مشهور و پسرش ابوالمعالی و نوه اش ابوالهدی و بسیاری دیگر به کلباسی مشهورند. احتمالا ابوالمعالی مراد است شاید هم کلباسی بزرگ} شب از خواب بيدار شد و ديد نياز به دفع حصر بول دارد، به نظرش رسيد كه براى رفتن به مستراح استخاره كند، استخاره كرد و بد آمد، مقدارى صبر كرد و دوباره استخاره نمود كه برود يا خير، ولى باز بد آمد، سپس استخاره كرد كه با چراغ برود باز بد آمد، تا اين كه استخاره كرد كه با چراغ و عصا برود، خوب آمد. رفت و ديد كه در مستراح يك مار است، مار را با عصا كشت و دفع حصر نمود. بدين ترتيب براى رفتن به مستراح چهار بار استخاره نمود! در مواردى كه حكم شرعى از لحاظ حكم كلّى و موضوع مورد عمل براى انسان معلوم و روشن است، هر چند از راه مشورت با اهل آن، استخاره معنا ندارد، به جز در موارد بسيار مهم مانند تعيين مورد در ازدواج و... داستان مذكور در متن هم از اين قبيل است؛ زيرا شرايط خاصى حاكم بوده كه مورد استخاره بوده است. نظير بيمارى، دورى مسافت و نامساعد بودن هواى بيرون اطاق به جهت شدت سرما و يا تاريكى، چنان كه در داستان ياد شده، مصلحت بود كه با چراغ برود تا مار را ببيند و با عصا برود تا او را بكشد، و لذا استخاره براى همين مورد خوب در آمد.
{ به شیخ علی زاهد قمی گفتند دعا کن و از خدا بخواه تا مریضی ات خوب شده و موفق به روزه گرفتن شوی. بدین مضمون گفت که: دعا نمی کنم. مقام تسلیم و رضا بهتر است. هر چه او خواهد. اگر صلاح دانست و سلامتی ام داد روزه می گیرم اگر هم صلاح در مریضی ام بود روزه نگرفتنم بهتر است. منظورم ازنقل این حکایت یک نکته ای بود که تصریح بدان را مایل نبودم.نجفی}
________________________________________
شما استخاره نكنيد!
آیت الله بروجردى ـ قدّس سره ـ به كسبه و تجّار مى فرمود: در مورد تجارت استخاره نكنيد؛ زيرا اگر زيان ديديد، خيال مى كنيد، استخاره شما را ورشكست كرده است!
اين گونه افراد نمى دانند كه اگر استخاره نمى كردند و اقدام مى كردند، چه مى شد و به چه هلاكت (مالى يا جانى) بدتر از آن چه پيش آمده، مبتلا مى شدند.
{ظاهرا ردیه ی مرحوم بهجت بر شیوه ی مرحوم بروجردی در عدم اعتنای کافی به استخاره است و کل منهما مجتهد و هما المصیبان}
________________________________________
از آن تلگرافى كه كردى، يكى هم براى ما بكن!
استخاره مثل تلگراف به عالم غيب است و اختصاص به قرآن ندارد، با تسبيح هم مىشود. يك نفر خارجى نزد مستوفى ـ كه گويا مدير ماليّه ( وزارت دارايى.) ايران بود ـ آمده بود تا با او معامله كند. او مكرّر به مستوفى مىگفت و مستوفى حاضر نمىشد تا اين كه يك مرتبه حاضر شد، آن شخص خارجى به او گفت: چطور شد اين مرتبه حاضر شدى؟ با وجود انكارهاى سابق، براى چه اين بار قبول كردى؟ گفت: اين مرتبه زير پوستين، تلگرافى به عالم غيب كردم. آن تاجر بعد از آن معامله ظاهرا به لندن رفت. هر وقت كارى داشت از آن جا براى مستوفى تلگراف مىكرد و مىگفت: از آن تلگرافى (استخاره) كه كردى يكى هم براى ما بكن!
________________________________________
استخاره در ميان اهل تسنن 
استخاره به معناى دعا و طلب خير يعنى «خِرْ لى فى هذَا اْلأَمْرِ»؛ (در اين امر براى من خير مقرّر فرما.) از عامّه نيز نقل شده است، ولى استخاره به عنوان مشورت با خدا و به معناى طلب اختيار و انتخاب گويا مخصوص شيعه است، و بنده در كتابهاى عامّه{عامه یعنی سنی ها} نديدهام و از آنها نقل نشده است. البته در سامرا امام جماعت سنّىها به نام مُلاّ توفيق در حرم امام هادى ـ عليهالسّلام ـ هر روز روبروى ضريح آن حضرت مىنشست و مقدارى قرآن مىخواند و سپس مثل شيعه استخاره مىكرد. گويا اين گونه استخاره كردن با قرآن را از علماى شيعه ياد گرفته بود.
.............................................................
این مطالبی بود که خواستم در اینجا بگذارم. جواب کامنت های رفقا و مطالب موعود تا زمانی دیگر. شاید فردا شاید پس از ایام اعتکاف.
در مورد استخاره گیرندگان باید گفت غالبا استخاره گیرندگان قهار مورد عنایت واقع شده اند.مثل همان کسی که علی میکائیلی نام برد. در بین علمای متاخر مرحوم محسنی ملایری استخاره های عجیبی می گرفت. مرحوم فکور یزدی هم در این وادی دستی داشت. آیت الله گرامی هم الان مشهورترین استخاره گیر قم هستند{هر کی تلفنشو خواست بگه براش می نویسم}. جناب قاضی زاده- که در درس تفسیر آیت الله جوادی هم شرکت می کند- استخاره های غالبا نابی می گیرد. شیخ عبدالرسول قمی نوه ی شیخ علی زاهد
و جناب قدس گیلانی و برخی های دیگر هم استخاره هستند. سید عباس حسینی قزوینی هم هکذا.
آیت الله بهجت هم که گاهی برای استخاره به او رجوع می کردی بدون استخاره گرفتن می گفت فلان کار را بکن بهتر است. گاهی هم استخاره می گرفت و جوابش هم فوق العاده عجیب بود. البهجت و ما ادرکنا من البهجت؟
رحمه الله تعالی و جعل الجنه مثواه.
خداوند زندگان را حفظ و رفتگان را رحمت کناد.
امروز شبکه خبر موقع پخش اذان تهران خبرشو قطع نکرد. برای سلامتی عقل مدیر شبکه ی خبر صلوات!
امروز دیدم بلاگفا فیلتر شده. اگه عمدی بوده خنده داره واقعا. یه موفع هم گوگل فیلتر می شد گاه بیگاه. یه دفعه هم سایت آیت الله خامنه ای فیلتر شده بود. اونم تو ایران.همین ای اس پی های خودمون.یعنی اینکه ارشاد ما باید یه جایی تو کتاب گینس واسه خودش پیدا کنه جدا.
دنیا رو چه دیدید. شاید خونه کشی کردیم و رفتیم پرشین بلاگ.یا لااقل نسخه بدل وبلاگو جای دیگه درست کردم. احلی بلاگ که مال عربهاست خیلی اسم قشنگی داره. مکتوب بلاگ هم بدک نیست.پارسی بلاگ امکاناتش خیلی خوبه ولی به دلم نمی شینه. ورد پرس از بعضی جنبه ها ترجیح داره. در هر حال اینده همه چیزو مشخص می کنه!