تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟
نقیضه سرایی یا تضمین یا جواب یا اقتباس یا توارد یا المام یا چیزهای دیگر از این ابواب در ادبیات جهان سابقه و لابد لاحقه ی فراوان دارد.اما در بحث جواب و نقیضه گاهی شخص قصد رد شعر و نظم طرف مقابل را ندارد. از سوز دل در این وادی قدم می نهد.تخلص امام خمینی"هندی" است و تخلص آیت الله خامنه ای "امین".که البته در این دو شعر استفاده نشده اند.
از نمونه های این چنینی:
امام خمینی:
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كه به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه ی زهد و ریا كَندم و بر تن كردم خرقه ی پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد از دم رند مى آلوده مددكار شدم
بگذارید كه از بتكده یادى بكنم من كه با دست بت میكده بیدار شدم
آیت الله خامنه ای:
تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟ تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی؟
تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه كه بر مسجدیان نقطه ی پرگار شدی
خرقه ی پیر خراباتی ما سیره ی توست امت از گفته ی دُر بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
.............
پ ن: انسان یک جورهایی به یاد عشق جنون آمیز حیدری تبریزی به لسانی شیرازی می افتد. دو تن از شعرای قرن دهم قمری و در زمره ی وقوع گویان. البته شرح حال حیدری را نمی توان در "مکتب وقوع" گلچین معانی دید. اما اشعار بسیاری از او که البته بیش از نود درصدش تضمین هنرمندانه و عاشق مآبانه ی اشعار ملا لسانی است را می توان در "گنجینه ی بهارستان" قسم ادبیات فارسی شماره ی 2 دید. چاپ کتابخانه ی مجلس.خدایشان بیامرزاد.