یک شعر....

رخ تـــو رونــق قـمـــر بـشـکـست          لب تـــو قیـمـت شـکـــر بشکست
لشکــر غمــزه ی تو بیرون تـاخت          صف عقلم به يک نظــر بشکست
بـــر در دل رسیـــد و حلقـــه بــزد           پاسبان خفته ديد و در بشکست
من خود از غم شکسته دل بودم          عشقت آمــد تمـامـتــر بشکست
نیش مـژگــان چنــان زدی به دلم          که سر نيــش در جگــر بشکست
نرسد نــامه هـای من به تو زانک          پر مرغـــان نــــامـه بـــر بشکست
قـصــه ای مـی نـوشت "خاقانی"          قلم اینجا رسید و سر بشکست

اعتنای آخوند خراسانی به علامه میرزای نائینی

مرحوم علامه میرزا محمد حسین غروی نائینی از بزرگان و مفاخر عالم تشیع و تئوریسین و نظریه پرداز نهضت مشروطه است.ایشان نزد آخوند خراسانی بسیار مقرب بوده و جزو هیئت استفتای ایشان و از خواص اصحاب آخوند بودند.کافی است انسان تقریظ مفاخره آمیز آخوند بر تنبیه الامه نائینی را ببیند تا مقام میرزا را اندکی درک نماید. مقام علمی ایشان به حدی بوده که گویند: روزی شخصی نزد مرحوم آخوند رفته و از میرزای نائینی بدگویی نموده است. مرحوم آخوند فرموده بود چرا در مورد یک مجتهد جامع الشرایط بدگویی و غیبت می کنی؟ گویا آن شخص می گوید:اهمیتی ندارد! آخوند بر می آشوبد و می گوید: اهمیت ندارد؟ چگونه اهمیت ندارد درحالی که اگر ایشان به من حکم کند که مثلا گردن تو را بزنم بر من واجب می شود امتثال نمایم.[1]


[1]  مشروطه از زبان صاحب نظران، به نقل از آیت الله سید عزالدین زنجانی(حفظه الله)

عشق به طلبه

یکی از دلایل شلوغ بودن درس آخوند خراسانی- علاوه بر عیار بالای علمی ایشان، بیان شیوا و نیز صدای غرای ایشان- رفتار محبت آمیز آخوند با طلاب علوم دینی بود. مرحوم شیخ حیدر علی همدانی- ابوالزوجه شهید مفتح- می گفت:آخوند خراسانی به طلبه عشق می ورزید و برخوردش با طلبه با عطوفت بود و حتی بعد از قضیه مشروطه نیز درس ایشان مقام اول را در نجف داشت.[1]


[1]  دریابیگی،ص320

فلسفه و احادیث

مرحوم سید جلال الدین آشتیانی از میرزا احمد کفایی نقل می کند که روزی شرح اصول کافی مرحوم ملا آقای قزوینی را در دست داشتم و چشمان آخوند به این کتاب که افتاد فرمود: احمد بیا یک چیزی به تو بگویم،اگر مقدمات فلسفه را نخوانی از این روایات هیچ نمی فهمی.[1] هانری کربن فرانسوی نیز در کتاب تاریخ فلسفه اسلامی همین مطلب را نقل کرده است:«ملا کاظم خراسانی(1329ق/1911م) حکیم کامل شیعی، بر این نظر بود که هر کسی آگاهی کافی از فلسفه و الهیات نداشته باشد،نمی تواند احادیث امامان معصوم[ع] را دریابد»[2]


[1] جلال حکمت و عرفان،صص7-326

[2]  تاریخ فلسفه اسلامی،هانری کربن،ص508

............................

دفاع آخوند خراسانی از فلاسفه

از افتخارات حوزه های شیعه این است که در زمینه منقول و معقول دارای کارنامه درخشانی است.ولی در برخی مواقع عرصه بر معقول دان ها مقداری تنگ می شده است.در یادنامه علامه سید جلال الدین آشتیانی آمده است که: در زمان آخوند خراسانی فلسفه در نجف رواج داشت،ایشان خودش خیلی تبلیغ می کرد و اگر کسی در جهت مخالفت با فلسفه اظهار نظر می کرد،آخوند به تندی با او برخورد می کرد، و یا مثلا درباره روایات در اصول و عقاید توحید و نبوت او می گفته است که بدون تخصص در فلسفه هیچ کسی حق ندارد وارد این مباحث شود.[1]


[1]  جلال حکمت و عرفان،محمد جواد صاحبی،ص316

احترام به فرزند استاد

میرزا علی شیرازی فرزند میرزای شیرازی از شاگردان آخوند خراسانی بود.آخوند در مجالس و محافل همیشه میرزا علی آقا را به همراه خود داشت و مدام او را بر خود مقدم داشته و پشت سر او راه می رفت. شاگردان آخوند خراسانی که مشاهده می کردند استادشان-که کمتر از میرزای شیرازی نبود- به دنبال طلبه ای جوان حرکت می کند و او را بر خود مقدم می دارد از این امر ناراحت بودند.تا جایی که یکی از اعاظم شاگردان آخوند خراسانی روزی به ایشان ناراحتی خود را ابراز داشت.مرحوم آخوند نگاه تندی به ایشان نموده و فرمودند: ایشان پسر استاد من است و احترام او بر من لازم است.شما اگر می خواهید می توانید همراه ما نیایید.[1]


[1]  حیات سیاسی و..آخوند خراسانی،محسن دریابیگی،ص329،340 و 343؛ و مرگی در نور،عبدالحسین کفایی،ص72

فقط برای جناب آخوند خراسانی

مرحوم میرزای شیرازی یکی از اساتید آخوند خراسانی است و بسیار به وی علاقمند بود و به ایشان احترام می نهاد. نوه آخوند خراسانی از آیت الله سید کاظم اخوان مرعشی و ایشان از ابوالزوجه شان ایت الله میرزا عبدالهادی شیرازی- همشیره زاده میرزای شیرازی- برای بنده-نجفی- مسندا نقل کردند که غالب اوقات درس میرزا در واقع مباحثه بین الاثنینی بین استاد و آخوند می شد و اگر هم طلاب گاهی اعتراض به این قضیه داشتند میرزا می فرمود :من درس را فقط برای جناب آخوند می گویم.اگر کسی دیگر هم می خواهد می تواند در درس شرکت کند.آخوند خراسانی علاوه بر تحقیق و مطالعه بسیار در امر حضور در درس اساتید نیز جدیت فراوان داشت.این امر استمرار حضور و اهمیت به درس استاد از عوامل مهم رشد ادمی است.به قول صائب تبریزی اصفهانی:

کی مربع می نشیند در صف دانشوران؟ / پیش استاد آن که ننشیند دو زانو بر زمین

پیشگویی ملا هادی سبزواری درباره آخوند خراسانی

در سال 1277 ق آخوند به شوق حضور در درس شیخ انصاری عازم نجف می شود.آخوند وقتی در سبزوار درنگ کاروان را می بیند مایل می شود از حوزه درس معقول حاج ملا هادی سبزواری دیدن کند. حوزه حاجی سبزواری مشحون از فضلایی بوده که پس از سال ها سوابق تحصیل،اجازه حضور در دروس معقول حاجی را داشتند. آخوند یک جلسه در سکوی کنار در مجلس درس می نشیند و به درس حاجی گوش فرا می دهد. حضور یک طلبه جوان در این مجلس باعث می شود برخی حضار به حضور این طلبه اعتراض کنند و پس از اتمام درس اعتراض خود را به حاجی  برسانند. حاجی در پاسخ آنها می فرماید: "این جوانی را که به دیده حقارت در او می نگرید روزی به پایگاهی از علم خواهد رسید که هزاران نفر از دریای علم او بهره مند می شوند و تربیت می گردند و این شخص به جایی خواهد رسید که به حکم او پادشاهی از سلطنت خلع می گردد." معترضین و حاضرین با اعجاب بر می گردندتا آخوند را مشاهده کنند می بینند طلبه جوان رفته است و دیگر هیچ وقت آخوند به اینجا باز نمی گردد. این حکایت ناشی از طهارت قلب حاجی سبزواری نیز هست.

مفید و مستفید

آخوند خراسانی مقدمات و سطوح حوزوی را در حوزه مشهد گذراند.از اساتید و کیفیت درس خواندن ایشان اطلاع زیادی در دست نیست. البته درباره برخی وقایع آن زمان اطلاعاتی داریم، از جمله اینکه وقتی مرحوم آخوند خراسانی در حوزه مشهد زمانی که مشغول فراگیری علم منطق بوده، صبح ها نزد یک استادی حاشیه ملاعبدالله یزدی بر تهذیب المنطق تفتازانی را می خوانده است و چون بعد از ظهرها اقدام به تقریر همان درس می نموده است، چندین برابر شاگردان درس صبح، پای تقریر او می نشسته اند.[1] این مطلب علاوه بر اینکه حاکی از بیان توانمند و رسای آخوند خراسانی است، نشان گر اهمیت دادن ایشان به تدریس در کنار تحصیل است.به قول حکیم انوری ابیوردی:

با بزرگان مستفیدم، با فرو دستان مفید/عالَم تحصیل را هم وارد و هم صادرم(انوری)


[1]  حیات سیاسی،فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی،محسن دریابیگی،ص295

وحده لا شریک له!

علامه شیخ آقابزرگ طهرانی در کتاب مشهور خود نقباء البشر درباره آخوند خراسانی می نویسد: " اختص بجمع الوقار و الهیبه و التواضع و الادب و حسن السیره و الصوره و السریره و غیرها مما لم یجمع فی احد من معاصریه"

نقباء البشر،ج5،ص66

من با خواندن این مطلب به یاد این شعر از حکیم بزرگ انوری ابیوردی خراسانی می افتم که فرموده:

در ملک کمال تو همه چیز بیابند / آن چیز که آن نیست تو را عیب و نظیر است

کرامت

پرورش شاگردن و تالیف کفایه الاصول توسط آخوند خراسانی کرامت است.

آیت الله بهجت:«وقتی به تراجم علمای سلف مراجعه می کنیم،می بینیم که افراد بسیاری در میان آنها بوده اند که صاحب کرامات و معنویات بوده اند.هم در علمیات صاحب کرامت بوده اند و هم در عملیات و عبودیت.و جمع بین این دو نیز کرامت است»[1]


[1]  در محضر بهجت،ج1،ص17