در سال 1277 ق آخوند به شوق حضور در درس شیخ انصاری عازم نجف می شود.آخوند وقتی در سبزوار درنگ کاروان را می بیند مایل می شود از حوزه درس معقول حاج ملا هادی سبزواری دیدن کند. حوزه حاجی سبزواری مشحون از فضلایی بوده که پس از سال ها سوابق تحصیل،اجازه حضور در دروس معقول حاجی را داشتند. آخوند یک جلسه در سکوی کنار در مجلس درس می نشیند و به درس حاجی گوش فرا می دهد. حضور یک طلبه جوان در این مجلس باعث می شود برخی حضار به حضور این طلبه اعتراض کنند و پس از اتمام درس اعتراض خود را به حاجی  برسانند. حاجی در پاسخ آنها می فرماید: "این جوانی را که به دیده حقارت در او می نگرید روزی به پایگاهی از علم خواهد رسید که هزاران نفر از دریای علم او بهره مند می شوند و تربیت می گردند و این شخص به جایی خواهد رسید که به حکم او پادشاهی از سلطنت خلع می گردد." معترضین و حاضرین با اعجاب بر می گردندتا آخوند را مشاهده کنند می بینند طلبه جوان رفته است و دیگر هیچ وقت آخوند به اینجا باز نمی گردد. این حکایت ناشی از طهارت قلب حاجی سبزواری نیز هست.