تابستان هم رفت و تصاویر متعددی از ما را با خود برد که بعدها ارائه دهد. فصل پاییز هم کم کم می آید. خلاصه این فصل های لعنتی چه زود می گذرد. حتی اگر بد هم بگذرد ولی گویا به چشم بر هم زدنی می گذرد. دوستی دارم که مذاقی به شدت مقایسه ای دارد و به نظرم مذاق پسندیده ای است. به قول او: کاش این دوران سیاه-یعنی فصل غیبت- هم مثل این فصل ها و ماه های سال بود.

از حال خود آیا چه دهم دردسر تو؟      جز اینکه مکرر بنویسم دو سه جا "هیچ"