علم اعداد و حروف ابجد
ظهوری ترشیزی(کاشمری خراسانی) یکی از شعرای مشهور ابتدای هزاره ی دوم هجری است که به برخی جهات می توان او را یکی از بنیان گذاران سبک هندی دانست. سبکی که اصفهانی، صفوی و طرز نو نیز خوانده می شود و صحیح ترین نام برای وی که خود شاعران این سبک نیز بارها بدان تصریح کرده اند همین "طرز نو" است.
ظهوری داماد شاعر شهیر دیگری در این زمان به نام "مَلِک قمی" است و بعدها دختر او را گرفته و داماد ملک نیز می شود و چند سال بعد در سال 1024 یا 1025 ق هر دوی این بزرگواران در یک جنگ منطقه ای کشته شده و به شهادت می رسند. شور مواجی که در شعر ظهوری وجود دارد باعث می شود آدم یک نفس! دیوان قطور شعرش را بخواند و خسته نشود! شعر ملک قمی نیز ملاحت و لطافت و بوی عرفان خاص خود را دارد و من با اینکه چند سال است به دنبال یافتن دیوان ملک قمی هستم ولی بدان دست نیافته ام و الا دیوان وی را نیز روزیِ یک نفس روحم می کردم!!! دیوان ملک چند سال قبل در اصفهان چاپ شده.
بگذریم. این همه اراجیف گویی چه فایده دارد؟!
نکته ی بعدی اینکه معمولا در ذهن ما شیعیان و ایرانی ها اسامی ائمه ی اطهار، اعدادی را نیز برای ما به همراه خود دارند. مثلا امام رضا و عدد 8. یا امام علی با عدد 110 که در حروف ابجد نام مبارک ایشان است. حروف ابجد، الفبای علم اعداد است. امام عصر-که خدایش به سلامت دارد-از یک جهت عدد 313 را در ذهن ما می آورد و از جهت دیگر عدد 12 و 14 را. امام دوازدهم و معصوم چهاردهم. اما نام مبارک حضرت مهدی(ع)، به حروف ابجد مساوی با 59 است و چه خوب است رسانه ها! به تقدیس این عدد بپردازند تا ...
البته ممکن است برخی به این مسئله اشکال کنند که چه فایده ای بر این رقم بازی و عدد سازی! مترتب است؟ و این کار چه مشکلی از مشکلات فعلی جامعه ی ما را حل می کند؟ دلار یا سکه یا مرغ یا کرایه خانه یا شغل یا چیزهای دیگر؟!
واقعیتش این است که "اعداد" یک علم خاص است و من آگاهی ام از این علم چه بسا در حد صفر باشد. اگر چه برخی از عرفا از صرف وقت در علم اعداد منع کرده اند ولی به هر حال این هم برای خودش ساز و کاری دارد و بدون اینکه ربطی بین این علم با نقطویان و حروفیان منحرف وجود داشته باشد بین حروف و نقاط و اعداد روابط شگفت انگیزی برقرار است و یکی از فواید جزئی آن، خبر دادن از آینده است. به علاوه قرار نیست مشکلات ظاهری زندگی بشری که به سختی یا راحتی، در هر حال "گذرا" هستند، باعث شود انسان از دانستنی های غیر گذرا و از چیزهایی که معرفتش را زیاد می کند شانه خالی کرده و دست بشوید. سال ها قبل که "شرح منظومه" ی حاج ملا هادی سبزواری را نزد یک استاد محترم میخواندم در زمانی، مطالب و مباحث فوق العاده جذابی در رابطه با صادر نخست و مخلوق اول، بیان کرد و هنوز شهد بیاناتش در کامم باقی است. استاد تعدادی احادیث نیز در این زمینه خواند و در یکی از جلسات به وی گفتم حدیثی نیز توسط شیخ صدوق، نقل شده که معصوم می فرماید:" اول ما خلق الله حروف المعجم". علامه حسن زاده ی آملی هم در یکی از کتابهایش احادیث زیادی را در همین موضوع گرد آورده و گویا این حدیث مذکور را ندیده که آن را نیاورده است. شاید هم دیده ولی در سند یا دلالتش خدشه ای دیده که از نقل آن صرف نظر کرده، البته این احتمال دوم ضعیف است چون وقتی بحث پیرامون یک مطلب عقلی-نقلی باشد اگر هم حدیث مخدوشی در کار باشد حداقل برای رد آن، باید آن را ذکر نمود. خداوند علامه حسن زاده را شفای عاجل عنایت کند. قبلا در این وبلاگ گفته شده که شفا به چند گونه است. یکی اش کتاب ابن سینای حکیم!!!
در ابتدای طلبگی در یکی از مجلدات کتاب اثبات الهداة مرحوم شیخ حرّ عاملی در رابطه با خبر دادن حضرت موسی -ع- نسبت به ظهور پیغمبر آخر الزمان-ص- که نامش به حروف ابجد 92 خواهد بود مطالبی دیدم که الان نه به کتاب مذکور دسترسی دارم و نه صفحه و فصلش در خاطرم هست. منظور اینکه علم اعداد و نیز بحث ابجد چیز باطلی نیست. ولی حیف که علمی متروک است و در حوزه ی علمیه ی قم به تعداد انگشتان یک دست نیز متخصص در این فن نداریم.
خیلی بی ربط حرف زدم. بهتر است بی خیال این قضایای غیر نافع! شده و برای ظهور سریعتر حضرت مهدی-عج- صلوات بفرستیم!