ای صاحب شب و روز جمعه
🕯️ هر جمعه، زخمی نو بر پیشانی جهان میروید؛ زنگی بر دروازهٔ روزگار، جرقهای در نیمهشبِ جفا.
📜 نه روزی در تقویم که بیداغِ تاریخ باشد، نه لحظهای در هفته که بیآهِ جانانه بگذرد.
⚔️ جمعه، تازیانهٔ سرنوشت بر قامتِ صبر است؛ شمشیری بامدادی بر گلوی شوق؛
🔥 داغی که در عمق دل میسوزد، دردی که در جان میپیچد، حسرتی که بر شانهٔ خاطره سنگینی میکند.
🌙 و شب جمعه، جامی لبریز از برکت و آغشته به بارانِ رحمت؛
پر از بخشش، رنگین به مهربانی؛
📿 شبی برای گفتوگو با خدا، برای بخشودن و بندگی؛
🕊️ شبی برای یادِ رفتگان و وزشِ نسیم دوستی و شفاعت.
🌫️ آسمان، بهجای ستاره، شراره فرومیپاشد؛
زمین، بهجای گل، اندوه میرویاند؛
⏳ زمان، بهجای حرکت، حسرت میپرورد.
و در دل این غمِ بیانتها، ارواح پیامبران و جانشینانشان
🕌 با عطشی از جنسِ وصال، به سوی کربلا پر میکشند؛
✨ بر خوانِ نور و مژده مینشینند؛
شبزندهدارانِ عهد، ستایشگرانِ سحرهای راستین.
🌠 ای مهدی؛ خورشیدِ حقیقت در دلِ ابر، قبلهٔ امید در گردبادِ حیرت؛
💫 هر شبِ جمعه، عرش با شوق تو میلرزد؛ زمین با گامهایت شکوفه میبندد؛
فرشتگان، صف در صف، سلامت را میسرایند،
🌍 و آسمان و زمین در سجدهٔ ستایش تو غوطهور میشوند.
💔 اما این شوق، هنوز در آغوشِ اندوه حسین آرام گرفته است؛
آمیخته با عطشِ عباس، بغضِ زینب، گریهٔ کودکانِ عاشورا.
سلام بر شبِ جویبارِ بخشش و جلال؛
سلام بر شبِ اشک، لحظهٔ انفجارِ اندوه و شعلهٔ شوق؛
سلام بر لحظهای که نام حسین، ستونهای آسمان را به لرزه میآورد،
و نام زینب، فرش زمین را میسوزاند.
⚖️ ای برقِ قیام، ای طوفانِ دادخواهی، ای شعلهٔ عدالت، برخیز؛
🩸 که خاک از خون لبریز است و آسمان از آه سنگین؛
💧 دلها دریایی از درد، چشمها انباری از اشک.
جمعهها به جستوجوی تواند، سحرها در انتظار تو.
برخیز، که شبِ پربرکتِ جمعه بیطلوع تو ناتمام است،
و خونِ حسین، هنوز در جوششِ دیدار تو میخروشد؛
در این میان
🚩 سوگِ ما پرچم ماست، اشکِ ما سنگر ما.
و در دل همین اشکها، #نور_خدا چون فانوسِ هدایت، راه قیام را روشن میسازد.
به خامه: استاد عطاردی تهرانی