امحای خویشتن خویش!
وقتی، به حال خود نظرم بود و این زمان
گشتم چنان، که یاد نیاید مرا ز خود
چون عاشق توام، چه برم نام خویشتن؟
چون درد من ز توست، چه جویم دوا ز خود؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱ ق.ظ توسط
|
وقتی، به حال خود نظرم بود و این زمان
گشتم چنان، که یاد نیاید مرا ز خود
چون عاشق توام، چه برم نام خویشتن؟
چون درد من ز توست، چه جویم دوا ز خود؟