مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از علمای صاحب دل روزگار خود است و از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم سید مرتضی کشمیری حساب می شود .او از دوستان شیخ علی زاهد قمی و مرحوم آیت الله بروجردی و مجیز آیت الله مرعشی نجفی در روایت بود. قبر شریفش در کنار یکی از ورودی های شمالی صحن طلای حرم مبارک و مطهر رضوی(ع) است. مردم زمانه ی او بسیار به وی معتقد بوده و او هم از درمان و شفای مریضان لاعلاج معمولا خودداری نمی کرد.هنوز که هنوز است برخی افراد از قبر شریف وی شفاهای روحی و جسمی می گیرند.مشهدی ها و به عبارتی خراسانی ها یک نذر خاص برای قبر او دارند که در تاثیر مجرب است ولی عمدتا ب ای رفع مشکلات دنیوی از ان استفاده می کنند و این تا حدودی باعث تاسف است.
چند کتاب درباره ی جناب نخودکی نوشته شده که البته اشهر و احسن آنها " نشان از بی نشان ها"ی پسرش شیخ علی مقدادی اصفهانی-که چند ماه قبل فوت کرد- است. شنیده ام که روزی شخصی نزد وی امد و گفت خواب دیده ام که در بهشت قصر بزرگ و زیبایی بود اما پر از سوراخ و درز و شکاف.
گفتم این قصر از کیست و چرا اینگونه است؟ در جوابم گفتند: این قصر شیخ حسنعلی نخودکی است و سوراخ هایش بخاطر این است که او در محضر امام رضا علیه السلام دکان باز کرده و مردم را شفا میدهد. خدا اگر صلاح بداند توسط امام هشتم بیماران را شفا می دهد و دیگر این شفاهای پر دامنه ی شیخ حسنعلی چیست؟
می گویند شیخ حسنعلی نخودکی مدتی در فکر فرو رفت و در کارهایش اندیشه ناک بود. ولی در این حین بیماری برای شفا نزد او امد و در خواست شفا کرد. شیخ لختی درنگ کرده و سپس گفت: به درک! یک سوراخ بیشتر. بیا تا درمانت کنم.
...........

مطمئنا عرفا و اولیا’ الله کار خود را بر طبق مصالح الهیه انجام می دهند و اصل بر این است که هوای نفس در کار نباشد. مرحوم نخودکی هم احساس وظیفه می کرده و ما بیگانگان از وادی عرفان و معرفت نمی توانیم شیخ را تخطئه کنیم.آن هم بنابر یک خواب که اصل بر عدم حجیت خواب است.مرحوم علامه شعرانی(علیه ما یستحق) در کتاب العهود المحمدیه (ص)خوش گفته:
فإياك يا أخي أن تبادر إلى الإنكار عليهم إذا رأيت أحد منهم يأخذ العهد على مريد بتركه المباح وتقول كيف يأخذ العهد على مريده بترك المباح مع أن الشارع أباحه له فإنك في واد وأهل الله في واد
بر فرض هم که این خواب درست باشد شاید این امر واسطه برای تنبه مرحوم نخودکی بوده. نه تنبه ازکارهای بد. بلکه تنبه به بالارفتن از مقامات بالا به مقامات بالاتر.
به هر حال بنده این داستان را شاهد مثال قضیه ی خودم اوردم که وعده ی نوشتن مطالبی را داه ام ولی مدام مطالب جدید بر روی هم انباشته می شود. الان هم که این را می نگارم چند مطلب دیگر برای نوشتن در آینده ی موهوم ومعدوم! خالی می گذارم تا چه پیش آید: