شیخ محمد رضا حکیمی
|
یکشنبه 10 بهمن1389 ساعت: 21:46 |
توسط:راوی | |
|
حاجی یاد نماز مغرب و عشا کردید | ||
من از این متن چیزی متوجه نشدم ولی یک اسم توجه مرا به خود خیلی جلب کرد و آنهم استاد مسلم علامه عزیز محمدرضا حکیمی بود
ایام جبهه من دو کتاب از ایشان را مطالعه کردم که سالیان سال است روی من تاثیر گذاشته یکی
حماسه عاشورا
و دومی
فریاد روزها
واقعا هر دو کتاب زیبا بود
البته من از کلمات جناب نجفی نفهمیدم که ایشان طرفدار علامه هستند و یا ...
...............................................................................................................
متشکرم دوست محترم. عزاداری های شما هم مقبول درگاه حق. چشم. با اینکه در این سالیان درازی که خداوند توفیق حضور در قم و نفس کشیدن در این حرم مطهر و اطهر را داده( و ما کماکان آدم نشده ایم) به نماز جمعه و جماعت آیت الله شیخ ابراهیم امینی نجف آبادی حاضر شده و می شویم ولی از این به بعد علاوه بر نیات غیر خالصانه ی دیگر، بخاطر دل شما هم که شده- و نه بخاطر دل جناب خدا- سعی می کنیم بیشتر شرکت کنیم. هر چند بنده نماز آیت الله کریمی جهرمی را بسیار دوست دارم.
در مورد جناب حکیمی
1- اطلاق لفظ"علامه" بر ایشان شرعا و عرفا ناصحیح است. شرعا از آن جهت که در حدیث اصول کافی نبی خاتم-صلی الله علیه و آله و سلم- علامه را کسی دانسته که چیزهای خاصی را بداند.چیزهایی که در علم به بسیاری از آنها آقای حکیمی یا راجل است یا غیرماهر.
2- از لحاظ عرف صحیح هم علامه هر چند مطلقا لقب علامه حلی است اما به کسی گفته می شود که در علوم متنوع صاحب نظر باشد. جناب حکیمی از این تهمت بری است. بله در عرف پاکستان هم اگر بی سوادی مثل من باشم حتما نه یک بار که چند بار علامه خواهم بود. جناب حکیمی که حسابش جداست. البته در داخل ایران هم برخی مریدین ایشان و برخی نویسندگان مثل آقای کریم فیضی، جناب حکیمی را علامه می خوانند مثل برخی وبلاگ ها. ولی ما حرمت القاب را نمی شکنیم. کسی که تالیفات زیاد دارد عمدتا هم روحیه پژوهشی بالایی دارد ولی هیچ نوسشته ای ندارد الا اینکه در هر یکی دو صفحه اش اشکال در آن وارد است علامه نخواهد بود.نقالی بر وزن بقالی یک صفت تحقیقی خوب است ولی برای علامه شدن هزار و یک هنر دیگر لازم است.
3- در مورد مخالفت یا عدم مخالفت بنده با حکیمی این حقیر ناچیز عمدتا با افکار موافق یا مخالفم.و کمتر با اشخاص درگیر هستم. لذا کاری به کار حکیمی ندارم ولی بسیاری از افکار او را یا مخالف اسلام شیعی دیده و می دانم یا فاصله آنها از شریعت مقدسه را کم نمی بینم. البته هر چه تالیفات ایشان سطحی تر باشد و به مباحث عقیدتی و معقول کمتر نزدیک باشد عیار کتابشان بالاتر است.بخصوص اینکه نثر شاعر گونه ای دارند و جذابیت نوشتارهای احساسی و شاعرانه برای اغلب افراد حتی بیشتر از مطالب محققانه تر ولی کلاسیک و رسمی است.انشاءالله حکیمی مقداری از بد بینی اش نسبت به جمهوری اسلامی بکاهد و بیشتر هنر نویسندگی اش را در زمینه شعر و ادب به کار ببرد نه معقولات و لیس هو من اهلها.
از شعری که نوشتید و طراوتش لذت بردیم.ممنون