امروز پیش عبدالحسین جواهر کلام نویسنده کتاب 4 جلدی"تربت پاکان قم" رفتم. یک ساعت و نیم با هم حرف زدیم و حرفهایش بیشتر از کتابخانه شگفت انگیزش مرا خوش آمد.یک جلد از تربت پاکان را به دستم داد دیدم پر است از حاشیه و تکمله. گفت می خواهم با تکمیل نهایی طی یکی دو سال آینده، تربت پاکان را در ده جلد تجدید چاپ کنم. از برخی تالیفات دیگرش گفت. از سرقت زحماتش گفت. از عکس شیخ حسن جواهری که به جای شیخ مرتضی طالقانی-استاد ایت الله بهجت و علامه جعفری- مشهور و منتشر شده گفت. از طرح ده جلدی علمای شیعه اش غیر از تربت پاکان گفت. از کتاب 700 صفحه ای که در مورد جد اعلایش شیخ محمد حسن نجفی-صاحب کتاب نفیس چند ده جلدی جواهر الکلام-گفت که در شرف چاپ است. از سفرهای تحقیقاتی اش گفت. از داستان برخی شاگردان آخوند که تا چندین سال پس از انقلاب هم حتی زنده بوده اند گفت. جالب بود. من هم که بوق محض بودم! و غالبا فقط گوش می دادم.چند کتاب به او معرفی کردم تا برای تکمیل تحقیقاتش استفاده کند. از او قول هم گرفتم که برخی نوادر مطالبش را برای کنگره آخوند به ما بدهد. عجالتا قول مساعدت داد.باز هم سعی خواهم کرد پیش او بروم.
امروز یکی از دوستانم چند تا کتاب آورده بود که به من بدهد و آنها را داخل دفتر آیت الله محقق کابلی-تنها مرجع مهم افغانی داخل ایران- گذاشته بود. در آنجا از موقعیت استفاده کردم و کتابی را به همراه خودکاری به شیخ قربانعلی محقق کابلی دادم تا یک یادگاری برایم رویش بنویسد. دو سه خط نوشت درباره در بهشت و اینجور چیزها.
شاید فردا وقت کنم و پیش آیت الله سید تقی قمی- پسر مجاهد بزرگ آیت الله اقا حسین قمی-بروم. پدرش به همراه شهید مدرس بزرگترین شخصیت مخالف رضاخان در وادی عمل بود.آقا حسین و مدرس کبیر از شاگردان اخوند خراسانی اند. سید تقی حدود نود سال سن دارد.رحم الله معشر الماضین و ان شاء حفظ الباقین.