شیخ علی افتخاری گلپایگانی/سید جواد نیشابوری/شیخ باقر شیخانی
امروز صبح قرار بود پیش یکی از نویسندگان گیلانی حوزه ی علمیه ی قم برویم.صبح در حرم مطهر زیارتنامه را خوانده و نزدیک ساعت11 صبح پل نیروگاه بودم.منزل این جناب در منطقه ی"علامه طباطبایی" قرار دارد.اواسط خیابان جواد الائمه-ع-.بیش از یک ساعت منزلشان بودیم مقداری راهنمایی برای تحقیق مناسب تر و نوشتن مفید تر داشت. نهایتا کتابخانه ی جالبشان را هم سیر کوتاهی نموده،کتابی نوشته ی خودش را با خط خودشان به بنده داده و نماز را در خانه شان مقتدیاً لجنابه خواندیم و برگشتیم.کتاب"صحیفه مودت" نام دارد و جالب است هر چند من اگر جای ایشان بودم فصل اول درباره ی ارتباط عاطفی با ائمه-ع- را مبسوط تر و با مدخل های بیشتری می نگاشتم.حرم از تاکسی پیاده شده و در حرم جامعه ی کبیره را خواندم.هدیه به روح جد اعلای حضرت معصومه و پدربزرگ محترمشان.علیهم السلام.ثواب هدیه را هم به دوستان وبلاگی ام تقدیم کردم و انشالله که خداوند این را در نامه ی عملشان ضبط و ثبت خواهد نمود.در قبرستان"شیخان" قم با یک اقایی تقریبا حدود یک ساعت سرپا بحث های مختلف-عمدتا در رابطه با فتاوای متفاوت مجتهدین و فرق احکام ثانویه با بدعت- انجام گرفت و موقع بیرون امدن از مقبره ، اطلاعیه وفات آیت الله شیخ علی افتخاری گلپایگانی را دیدم.ایشان که به سفر عتبات رفته بودند در شهر مقدس کاظمیه وفات نموده و در شهر زیبای نجف دفن شدند هنیئا له و رزقنا الله و ایاکم الدفن فی العتبات العالیات.گلپایگانی شاگرد امام راحل بود و من در درسشان هیچ گاه شرکت نداشتم ولی گاهی به نماز جماعت ایششان حاضر می شدم.خدایش بیامرزد.(عکس او: http://hawzahnews.ir/uploads/eftekhari-llllllll_31008.jpg)
آقایی که به خانه شان رفته بودیم جناب حجت الاسلام شیخ باقر شیخانی بود.دوستم آقاهادی پورحاجی هم واسطه الربط بود.
مطلب دیگر اینکه امروز یکی از علمای با سابقه و مجاهد دارالامان کرمان هم در آغوش خاک آرمید.آیت الله سید جواد نیشابوری از شاگردان امام راحل .مراسم تشییع و تدفین ایشان امروز برگزار و در کرمان مدفون شد. آن زمانی که ما در کرمان بودیم علمای اصلی شهر آیت الله حقیقی و آیت الله نیشابوری بودند. اینها علمای بزرگواری بودند که باید امیدوار بود با گذشت زمان جایگزین هایی برایشان تربیت شود.مثلا از دوستان ما شیخ روح الله اکبری و شیخ محسن عسکری و شیخ عبدالاحد گنجعلیخانی(البته افراد با فضل کرمان کم نبوده و کم نیستند.اینها را از روی غرور دوست مدارانه نوشتم و لا تغنی تلک عن شی)
آقا احد مدتی هم حجره ای من بود.وقتی زن گرفت آیت الله بهجت خطبه ی عقد را خواند.موقع ذکر اسمش گفت: عبدالاحد.
گویی از این جهت که "احد" وصف خاص حضرت حق است عبد را افزودند.چنانکه گفته اند نام محض"رحمان" بر خود منهید و عبدالرحمن بنهید.هر چند نظر شخصی-الکی- من این است که استعمال اینها هم بدون "عبد" جایز است.چون قرینه ی ذهنیه ی افراد مانع از ایهام منفی است. سید جواد نیسابوری کرمانی متولد 1300 ش بودند و مانند هم دوره شان جناب حقیقی کرمانی، در اسفند ماه به ملکوت اعلا رفت.البته حقیقی چند سال قبل فوت کردند.فکر کنم اسفند 86 بود.حقیقی از مصادیق "یذکرون الله قیاما و قعودا" بود.خدایشان بیامرزاد.نوه ی حقیقی –که دانشجو بود- یک کتاب نفیس مرا سالها قبل برد و نیاورد.حرامش باد!!!!!!(لا تحزن حللت لک فی قدیم الایام)
علامه حسن زاده ی آملی حالشان وخیم است.آیت الله فیاض از مراجع ساکن عراق هم به کما رفته است.التماس شدید دعا لطفا.
شهریار تبریزی:
ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی
یک چشمه و صد دریا فری و فریبائی
من زشتم و زندانی اما مه رخشنده
در پرده نه زیبنده است با آنهمه زیبائی
افلاک چراغان کن کآفاق همه چشمند
غوغای شبابست و آشوب تماشائی
سیمای تو روحانی در آینه دریاست
ارزانی دریا باد این آینه سیمائی
زرکوب کواکب راخال رخ دریا کن
بنگار چو میناگر این صفحه مینائی
با چنگ خدایان خیز آشفته و شورانگیز
ای زهره شهر آشوب ای شهره به شیدائی
چنگ ابدیت را بر ساز مسیحا زن
گو در نوسان آید ناقوس کلیسائی
چون خواجه تن تنها با سوز تو دمسازم
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی![]()
![]()
![]()