سفری غیر منتظره پیش آمد و مجبور شدم به کرمانشاه بروم.چهارشنبه شب از بلیط فروشی کنار قبرستان شیخان قم یک عدد بلیط تهیه کرده و صبح 5 شنبه ساعت 9 به سمت کرمانشاه رفتم.ساعت 3 و نیم عصر بود که به کرمانشاه رسیدم.ماندنم در کرمانشاه به 24 ساعت هم نرسید و چون هزار و یک رقم کار و بار داشتم بعد از ظهر جمعه به سمت قم برگشتم.موقع رفتن اتوبوس تقریبا نصف صندلی هایش خالی بود و یک آقایی که صندلی اش کنار من بود آمده و بغل دستم نشست.در دلم گفتم این همه صندلی خالی است چه خوب بود جای دیگری می رفتی تا هر دو راحت تر باشیم.ولی این سخن ذهنی به سخن زبانی تبدیل نشد.چون مرض کتابخوانی از امراض مزمنی است که بدان مبتلایم کتابی را در دست داشتم و می خواندم.کمی که از حرکت اتوبوس گذشت این آقا شروع به حرف زدن کرد.جز وقت نماز ظهر باقی اوقات سفر تمام به سخن گفتن و سخن شنیدن گذشت.چون دیدم اطلاعات زیادی دارد سعی کردم بیشتر بشنوم تا زر بزنم.
ایشان کربلایی محمد قاضی کرمانشاهی بودند که چندین و چند سال است در قم هستند و زنشان هم اصفهانی و پدرزنشان از علمای اصفهانی نجف‌دیده و مدفون در نجف به نام شیخ محمود ملک اصفهانی بود.
کربلایی محمد حدودا 60 سال سن داشتند و در قم و اصفهان و بعضا نجف به واسطه ابوالزوجه شان با علمای زیادی نشست و برخاست داشته اند.

می گفت سالها قبل روزی در کرمانشاه بودم و از مسجد جلیلی کرمانشاه سوار بر ماشینم به سویی می رفتم که در کنار خیابان، آیت الله سید محمود لاری کرمانشاهی از علمای بزرگ و اهل دل کرمانشاه را دیدم که در کنار خیابان هستند.سریع خود را به ایشان رسانیده و کنارشان ایستادم و درخواست کردم سوار ماشین شوند.

ایشان سوار شده و فرمودند: مثل هر روز داشتم به سمت مسجد برای نماز می رفتم ولی امروز خیلی خسته بودم(سنشان آن موقع حدود 90 سال بود) و شروع به خواندن دعای یا من اذا تضایقت الامور...کردم.

این دعا را برای رفع مشکلات خوانده می شود و همین که من دعا را خوانده و تمام شد شما جلوی پای من ایستادید.
من ایشان را به مسجدشان که در خیابان بازار کرمانشاه-شهید مدرس فعلی- بود رساندم و از ایشان خواستم که این دعا را برای من بنویسند. فرمودند فردا صبح در منزل بیا.
روز بعد درب منزلشان رفتم.دعا را روزی کاغذی نوشته بودند و به من دادند.

در ضمن فرمودند:این دعا را من از پدر زاهدم مرحوم سید عباس لاری به نقل از علامه ی عارف سید مرتضی کشمیری به نقل از امام زمان(علیه السلام) نقل می کنم:

يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ

صَلِّ على محمد و آل محمد

و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ

يا ارحم الراحمين

........................................

۱- آقای قاضی خودشان هم برخی گرفتاری هایشان را که توسط این دعا رفع کرده بودند ذکر کرده و من به حافظه سپردم.

مرحوم سید محمود لاری سالها قبل فوت کرده اند.خاندان لاری از خاندان های علمی کرمانشاه است که بیش از یک قرن قبل به کرمانشاه امده اند.مثل خاندان میبدی کرمانشاهی.
2- آیت الله سید محسن خرازی همین دعا را از آیت الله شبیری زنجانی به نقل از مرحوم سید محمد میبدی کرمانشاهی به نقل از سید حسن شیرازی(نوه ی میرزای شیرازی و ابوالزوجه ی آیت الله سید علی سیستانی) به نقل از سید عباس لاری به نقل از سید مرتضی کشمیری و ایشان از امام عصر ارواحنا فداه نقل کرده اند.

یک منبع قدیمی هم که این دعا را از حضرت حجت علیه السلام نقل کرده آقای شبیری نام برده اند که قصص الانبیاء مرحوم قطب راوندی است.[ کتاب "روزنه هایی از عالم غیب"-سید محسن خرازی-ص۴۰۶و۴۰۷]

۳- آیت الله لبیبی کرمانی نیمه شب دیشب در کرمان فوت کردند.تصویر ایشان در کنار سنگ قبر خودشان(عبرت آموز است.ببینیم بد نیست گویا): شیخ محمد رضا لبیبی در کنار سنگ قبر خود