آیا مقام حضرت عباس از مقام انبیای الهی برتر است؟
دوستی دارم و این دوستم هم دوستی دارد و این دوست دوم هرگاه  به مشکلی دچار می شود بلافاصله هر طور که شده به مشهد رفته و زیارت ثامن الحجج علیه و علیهم السلام را انجام داده و ثواب زیارت را به حضرت زینب هدیه نموده و فورا مشکلش حل می شود.آن قدر این امر تکرار شده که برای او و دوستان و آشنایانش هیچ شکی در علقه ی شدید این شخص با حضرت زینب باقی نمانده است.حضرت زینب مظهر شجاعت و درایت و فصاحت و بلاغت و وفا و صفا و معرفت و شهود است.به راستی که تمام عرفای تاریخ بشر در برابر این جمله ما رایت الا جمیلا باید کرنش نموده و بر آن سجده کنند. اما غالبا مشهودترین خصلتی که در اذهان ما ایرانی ها و شیعیان از حضرت عقیله بنی هاشم وجود دارد خصلت پرستاری بیماران و حفاظت از ایتام و ستم کِشی است و بس.علت این امر هم عدم مطالعه و تفکر در جوانب مختلف این شیرزن کربلا و شام و کوفه و مدینه است.
شعر فاطمی نیا غرش شیر
همین مسئله در مورد بسیاری دیگر از انبیا و ائمه و علما در اذهان ما وجود دارد مثلا اولین خصلت حضرت موسی بن جعفر را زندانی بودنشان می دانیم و می بینیم ونخستین خصیصه حضرت سید الساجدین را بیمار بودن ایشان.نعوذ بالله کار به جایی رسیده که مثلا حضرت را مصداق اقرب بیمار بودن می دانیم.در بین عوام کرمانشاه متاسفانه بعضا وقتی بیماری را می بینند زین العابدین بیمار در ذهن و یا در لبشان منقوش و مذور می گردد. نمی دانم کتاب امام سجاد دکتر شهیدی را خوانده اید یا نه؟ مقدمه ی همان کتاب از رواج این تفکر در نواحی رشد دکتر که بروجرد باشد نیز حکایت دارد.
مطلبی را در مورد حضرت زینب علیها صلوات الله در پست قبلی گذاشتم و البته از خودم نبود. چند بزرگوار که نظر داده بودند عمدتا بر این خصلت ستم کِشی حضرت تاکید داشتند و مصادیقی شخصی یا غیری را ذکر نموده بودند. من منکر این بث و نیز قبول غالبی اصل- و نه کلی- الاسماء تنزل من السماء نیستم ولی عقیده ام این است که اگر ماها بشخصه در سیره معصومین و اهل بیت بیشتر مطالعه کنیم یا درباره شان فکر نماییم از تفکر رایج و ضیق مردم نسبت به این ذوات مقدس فاصله خواهیم گرفت.
اصلا بیاییم و بحث ستم کِش بودن حضرت زینب را با بحث ستم کُش بودن ایشان عوض کرده و تصمیم بگیریم یک سال در زمینه اقدامات حضرت در راه جور زدایی و ستم کُشی فکر و مطالعه کنیم.من مطمئنم نتیجه بسیار شیرین و دل انگیز خواهد بود.
................
پ ن: یک بحثی ممکن است مطرح شود و آن قیاس بین مقام حضرت زینب و حضرت ابوالفضل عباس و حضرت عباس و حضرت علی اکیر با مقام انبیای الهی - به استثنای نبی خاتم- است.پیامبران دارای مراتب مختلف هستند.آیا مثلا حضرت زینب از پیامبران اولی العزم-به غیر از حضرت ختم رسل- هم مقامش بالاتر است؟ آیا بر فرض عدم برتری رتبه نسبت به حضرات اولی العزم چهارگانه، آیا می توان قائل به برتری مقام ایشان از سایر انبیا مثلا حضرت یوسف شد؟
 از چند جهت می توان این بحث را پی گرفت.یکی قیاس خصائل و خصائی این دو طیف نورانی. مثلا اینکه حضرت زینب عالمه ی غیر معلمه است و مثلا حضرت موسای کلیم الله اینگونه نبوده آیا می توان قائل به تقدیم عقیله آل هاشم(س) شد؟
اگر حدیث؟ علماء امتی افضل من انبیا بنی اسرائیا را بپذیریم(اولا) و مقصود از علما را منحصر در ائمه ی هدی ندانیم(ثانیا) آیا با توجه به مسلّم بودن برتری حضرت عباس از علمای اسلام و شیعه، می توان قول به برتری حضرت را قائل شد.جواب واضح است.
دو سه روز قبل در میان بحث با یکی از دوستانم و در زمان تنفس بحث، طردا للبحث همین مسئله را طرح کردم.دوستم چندان ارتضای به این برتری نداشت.درست است که ندانستن این مطلب ضرری به دین و مذهب ما نمی رساند ولی به نظر من بحث بدی نیست.
امامان معصوم ما یقینا از تمام انبیای الهی حتی الولی العزم های ایشان هم بلند مرتبه تر و مقرب تر به درگاه الهی هستند و علم و شجاعت و عبادت و تمام خصائل نیک ایشان از خصائل ائمه بالاتر است.
اگر ما بتوانیم با دلیل خاص اثبات کنیم که مثلا حضرت عباس یا حضرت زینب جزو اهل البیت به همان تفسیر لا یُقاس بهم احدٌ ؛ هستند چه بسا اشکالی در برتری مقام این ذوات مبارک نسبت به پیغمبران نباشد.
....................................
پ ن: صفت تبعیت این حضرات از انبیا برای مثلا حضرت زینب یا حضرت عباس به این تمسک که متبوع دارای رتبه ای بالاتر از تابع است نزد حقیر شدیدا مخدوش می باشد.
پ ن 2: وقتی حضرت آیت الله آشیخ حسین وحید خراسانی بر خلاف اغلب مراجع و علمای فعلی شیعه بر نمایش تصویر حضرت عباس در سریال مختارنامه تاختند یکی از اشکالات برخی ها این بود که صدا و سیما که تصویر حضرت یوسف و حضرت موسی و... را نمایش می دهد چرا تصویر کسی که مفامش به اندازه پیغمبران نیست-یعنی حضرت عباس را- چرا نباید نمایش داد. گویی این مستشکلین اصل برتری مقام انبیا به حضرت عباس را مسلّم گرفته بودند در حالیکه از قدیم گفته اند: ثبّت العرش ثم انقش.نگارگری ایوان خانه قبل از استحکام پای بست خانه ناشی از گوسالگی است.
پ ن 3: درباره ی حدیث ان لعمی العباس .....یغبطه الشهداء...نظرتان چیست؟ البته مقام حضرات ائمه شهید ما بالاتر از حضرت عباس است که لا یقاس بهم احد.ولی با این استدلال در واقع حضرت عباس را از زمره ی اهل البیتِ لا یقاس بهم احد خارج کرده و در جرگه اهل البیت خاص در آورده و به نفع انبیا حکم کرده ایم.{ اهل البیت سه گروه هستند. اخص که همان لا یقاس بهم احد باشد؛ خاص که دایره اش اوسع است ؛ و عام که حتی شامل نساء النبی هم می شود.از لحاظ لغوی هم در ریشه آل و اهل می توان بحث کرد}
طولانی شد این نوشته ی مزلّـف!