سلام بر دوست مهربانم آقای .....

دوست عزیز و دوست داشتنی و کم پیدایم من واقعا دلم برای شما تنگ شده بود و نمی دانستم هم چکار بکنم.فقط قبلا در یک پست وبلاگم مختصرا نوشتم که دلم برایت تنگ شده است.

نوشتی که تبعید! شده ای.نکند به خدمت سربازی رفته ای؟ دوران سخت و در عین حال خوش سربازی.

اطرافیانت ناجور هستند؟ به تو سخت می گذرد؟ در عذاب هستی؟می دانم.معمولا همین طور است.

و معلوم است که انسانهای خوب در کنار انسان های بد باشند سختشان است.چون حتی اگر به رنگ آنها در نیایند لااقل از اینکه ان بدها در فساد غرقند غصه می خورند و در رنجند.

اگر توانستی جایت را عوض کنی بکن اگر هم نشد بدان که خدا همیشه با انسان هست.حتی در بین اراذل و اوباش.اما اگر چاره ای نداشتی و مجبور شدی بمانی سعی کن علاوه بر نگه داشتن حالات خوشت، ان ادمهای بد را هم جذب به سمت خوبی های واقعی کنی.معمولا با برخوردهای دافعه ای و تند نمی شود جذبیدشان.

دو اصل را همیشه به یاد داشته باش و البته خودت استاد هستی و من شاگرد شما هستم.اصل اول: انسان مجذوب محبت می شود. اینکه چگونه به دیگران محبت کنیم خود بحث مفصلی است و مطمئنا خودت تعدادی از راههای ان را می دانی و تعدادی از راه های ان با تفکر و یا با تجربه و ازمایش فهمیده و کشف می شود.

اصل دوم: انسان در برابر دشمن معشوق هایش جبهه می گیرد و مقاومت می کند.مثلا یک نفر هست نوار مبتذل موسیقی گوش می دهد.یا پاسوربازی می کند.یا پناه بر خدا شرابخوار است.اگر تو این معشوق هایش را از او بگیری او عصبانی تر می شود.باید با لطایف الحیل به وی نزدیک شد و عشق های جدید در وی ایجاد کرد و تاریکی عشق های قبلی اش را به وی نشان داد.تا عشق جدید یا احساس نیاز به عشق جدید در وی ایجاد نکنی سلب معشوق هایش فایده ای ندارد و بلکه ضرر جایگزینی محکمتر را هم دارد.این سلب معشوق ننگین و ایجاد معشوق رنگین راه های گوناگون دارد که در این مختصر کلام نمی گنجد.

به طور کلی هدایت مردم دست من و تو نیست دست خداست.ما وظیفه مان را انجام می دهیم اگر خدا خواست طرف به سبب ما هدایت می شود و الا نه.یضل من یشا و یهدی من یشاء.بیشتر از قبل با دعا و ذکر انیس باش و با امام عصر علیه السلام مکالمه درونی زیاد داشته باش و از او مدد بخواه و خلاصه سعی کن از موقعیت های بد برای خودت موقعیت های خوب و به یاد ماندنی و  ذخیره اخرتی بسازی.

من چند هفته قبل مشهد بودم و به نیت همه ی دوستان وبلاگی- و از جمله شما- جداگانه  برای هر کدام یک زیارت رجبیه را در حرم امام رضا-ع- خواندم.باز هم در قم و غیر قم دعایت می کنم.تو هم ما را دعا کن.اگر اینجا باز امدی شماره تلفنت یا شماره ی پادگانت را برایم بگذار تا گاه به گاهی با تو تماس بگیرم.من دلم برایت تنگ می شود . امیدوارم بعدها بیایی و از داستان های شیرین این ایام برایم بنویسی.من حتی اگر باز ننویسم ولی به قسمت نظرهای وبم سر می زنم.