شعرهای الکی
تو چنان رمیده از من که به خواب هم نیایی
به کدام امیدواری بروم به خواب بی تو؟ رفیع خان باذل
معلما سخن از عشق گو که طفل دلم
طفیل ِ سوره ی یوسف، تمام ِ قرآن خواند
بیدل کرمانشاهی- بعضی ها به عشق خوندن بعضی آیه های قرآن، همه ی قرآن رو دوره می کنند-
مژه بر هم نزن ای دیده که نتوانم دید
که تو با عکس رخش دست در آغوش کنی ابوالحسن فراهانی(شارح دیوان انوری- بالاخره دیوان کم یابش رو یافتم)
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آرى افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزه ی خود را به گمانى که شب است شاطر عباس صبوحی قمی-بالاخره دیوان این رو هم خریدم-
در خانه ی ما ز خوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد ! عهدی ترشیزی-ترشیز نام قبلی کاشمر است-