دیشب ماه را لحظه ای کوتاه دیدم.برفراز گنبد حرم حضرت معصومه-س-.لاغر بود و زار و نزار.به قول گیلانی ها"خش"شده بود.گویا خانم ماه به اواخر روزهای ماه که می رسد از فرط ناراحتی عدم ظهور صاحب زمین و آسمان-عجل الله فرجه- هم که شده لاغر شده و می میرد و در ابتدای ماه بعد به امید ظهور دوباره زنده می شود و چقدر ماه خوش به حالش است که در همین ایام غیبت امام هم شب های مهتابی امام را می بیند و نور امام بر او می تابد و او هم خوشحال شده و لبخند زده و از لبخندش زمین نورانی می شود.....به قول شاعر:
خوشا به حال تو ای مه که تا به صبح ببوسی/ شکنج زلفِ طلاییّ ماه چشم سیاهم...

..........
بی ربط:
نکرده جرم نسوزد کسی به عالم و من هم / به هجر سوختم و بت پرستی است گناهم
اگر چه وعده ی دیدار نیست امشب و فردا!/ به هر دقیقه کشد شوق آمدن سر راهم(عماد خراسانی)


وجودشان-یارانت- را تسخیر کرده ای، ای امام عصر،مثل اشغال کردن اسرائیل فلسطین را...!

برای چندین نفر این پیامک را می فرستم.یک نفر در جواب می نویسد:"چه نگاه خشنی!"
در جواب می فرستم:" در تشبیه، یک وجه شبه کافی است.منظور من وسعت اشغال و عمومیت تسخیر بود....بدا بر غزه که لذت اشغال را نمی چشد..."
و حق با من است چه اینکه در علم البلاغه شما حضرات ادیب منش همین را گفته اید.لکن بد حرفی هم نیست ها.گیرم که یک وجه کفایت کند اما این چه تشبیهی بود که کردی؟خاکت به سر باد و بر سر آن شاعری که شعرش تو را به یاد ساختن این یامک احمقانه انداخت.....نکبتنی یا شوق نکب الحزیران.....وغصبتنی غصبَ الیهود لفلسطین....
..........
یک دوست دارابی ام برایم اس می دهد:
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود/عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر/مهربانی حاکم کل مناطق می شود
اللهم عجل لولیک الفرج