گوهر خود را هویدا کن،کمال این است و بس
خویش را درخویش پیدا کن، کمال این است و بس

سنگ دل را سرمه کن درآسیای رنج و درد
دیده را زین سرمه بینا کن، کمال این است و بس

هم نشینی با خدا خواهی اگر در عرش رب
در درون اهل دل جا کن، کمال این است و بس

هر دو عالم را به نامت یک معما کرده اند
ای پسر حل معما کن،کمال این است و بس

دل چو سنگ خاره شد ای پور عمران با عصا
چشمه ها زین سنگ خارا کن، کمال این است و بس

پند من بشنو به جز با نفس شوم بد سرشت
با همه عالم مدارا کن، کمال این است و بس

ای معلم زاده از آدم اگر داری نژاد
چون پدر تعلیم اسما کن، کمال این است و بس

چند می گویی سخن از درد و رنج دیگران
خویش را اول مداوا کن، کمال این است وبس

سوی قاف نیستی پرواز کن بی بال و پر
بی محابا صید عنقا کن، کمال این است و بس

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن
هم به دست خویشتن وا کن، کمال این است و بس

کوری چشم عدو را روی در روی "حبیب"
خاک ره بر فرق اعدا کن، کمال این است و بس

از دیوان آیت الله میرزا حبیب الله خراسانی-متوفای ۱۳۲۷ق-متخلص به حبیب