((دلیل استفاده از واژه 120 سال زنده باشی !!!! ...
آیا میدانید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا ...
در ایران و در زمان ماقبل هجوم اعراب به ایران سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یکروز اضافه کنند (که البته اضافه هم می کردند) هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یکبار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد. که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی!
http://fazell.blogfa.com/post-143.aspx))
.......................................................................
قبلا به یکی از دوستان گفتم که برخی آداب مردم ایران زمین و مردم بلاد مسلمین ماخوذ و گرفته شده ی از دین و شریعت است،ولی تکرار مدام ان و غفلت از منشأش باعث می شود رنگ شرعی اش کم رنگ و حتی فراموش شود.قضیه ی 120 سال شدن و دعا برای 120 ساله شدن از همین قرار است.در یک حدیث نبوی-ص- مدتها قبل خوانده ام که"عمر طبیعی امت من 120سال است".البته اینکه الان اغلب مردهای جوامع اسلامی در حدود 60تا70 سال و زنها هم در همین حدود می زیند هزار و یک دلیل دارد که اولینش گناه کردن زیاد ماها و عدم اجرای فرامین جسمی و روحی اسلام عزیز و مظلوم است.در هر حال تحلیل باستانی بالا به نظر بنده ربطی به 120 ساله خواستن زندگی احباء ندارد و سرمنشاش همین حدیث است.به علاوه این عمر طبیعی به معنای انسداد عمر بیشتر از این تاریخ نیست.هستند افرادی که بیش از120 سال زیسته اند.....و....
چند روز قبل که شیخ احمد دشتی بوشهری وفات کرد در مراسم تشییع و تدفین چند تا از پسرهایش بودند.از یکی که کمتر اضطراب داشت-بعد از عرض تسلیت و طلب مغفرت- پرسیدم مقدار عمر والد فقیدتان چند بود؟ چون در برخی جاها 110 و جاهایی 103 و برخی جاها 118 گفته اند؟جواب داد:" اگر چه در آن زمان شناسنامه در کار نبوده ولی عمر پدرمان 117 سال بود."
مرحوم شیخ احمد دشتی خدمات بسیاری انجام داد و در وادی تالیفات تا جایی که بنده می دانم"شرح لمعه" را نوشته اند و بس.البته در این مطلب تسامح مغفور وجود دارد.شرح لمعه و شرح منظومه در واقع شرح بر شرح لمعه و شرح بر شرح لمعه است.یشان را در حجره ی شهید مفتح صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه-س- دفن کردند و نماز میت را آیت الله مکارم شیرازی خواند.
پدر مرحوم دشتی، اخوند ملا حسن دشتی نام داشت و در طبقه ی شاگردان آخوند خراسانی قرار داشته و از تحصیل کنندگان نجف بوده است.
 در مراسم تشییع شیخ احمد، یک شیخ پیر با اعتراض می گفت:"چرا او را باید در قم دفن کنند؟ عالمی که در یک مکان دفن شود برای مردم آن محل شفاعت می کند.باید او را در شهرستان"دشتی"بوشهر دفن می کردند." آهسته در دلم گفتم:شاید وصیت کرده باشد در حرم اهل بیت-ع- یعنی قم دفن شود.اما دلم گفت:این شیخ هم حرف بدی نمی زند.به علاوه گر در یمنی پیش منی....حافظا


جمعه 1 مهر1390 ساعت: 4:55 توسط:حمیدرضا
حاضری لعنت کنیم کسیو که به پیغمبر تهمت زده ؟
مرد حسابی کجا حدیث هست که 120 سال
....
حله عزیز ؟

نجفی: لطفا بر نیآشوبید ای جناب محترم.تهمت وقتی محقق است که علم باشد و عمدا آن را زیر پا گذاشته و بر خلافش را نسبت دهیم.وقتی جهل در کار باشد یا علم به خلاف باشد، اگر بدون تعمد و بی مخدوش کردن وجه منسوب الیه چیزی بگوییم تهمت نخواهد بود.من در حدیثی ۱۲۰ سال را دیده ام.اگر چه فرموده اند:"چون حدیثی نقل کردید آن را مسندا ذکر کنید" ولی این امر،وجوبی نیست.لذا نقل حدیث با ما،سند یابی با امثال حضرتعالی!

شیخ محمود یاسری از علمای مجهول القدر بود.لات و مات ها را دور و بر خودش جمع می کرد.برخی از علما به وی می گفتند:" این چه وضعی است که اینها را دور خودت جمع کرده ای؟" می فرمود: جمع کردن اینها با ما،درست کردنشان با شما.....