طره وارم بی سبب تا چند بر هم بشکنی؟/ای اسیرت جان و دل «من عهد و پیمان نیستم»
طفیلی لاهیجی


تا رفته،به او «نامه ی ننوشته»فرستم/ یعنی که ز هجران توام دیده سفید است
ابوطالب کاشانی همدانی متخلص به کلیم


به من «دشنام زیر لب»دهی هر دم،نمی دانی/که من هم هر نفس«قربان شوم»ها زیر لب دارم
سید عبدالعال حسینی متخلص به نجات


در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم؟/«غیر از تو» در این خانه کسی راه ندارد
زکی یزدی


محمود دل ما همه شد«وقف غم دوست»/ دشمن به گمان،اینکه عبث خرم و شادیم
ملا حسن کبکانی متخلص به محمود