شب رو
گفتم: غم تــو دارم گفتــا:غمت سر آید
گفتم: کــه مــاه من شو گفتا: اگر برآید
گفتم: کــه مــاه من شو گفتا: اگر برآید
گفتم: ز مهــر ورزان رسـم وفــا بیــامــوز
گفتا: ز خوب رویــان این کــار کمتــر آیـد![]()
گفتـم: کـه بــر خیــالـت راه نظـر بـبـنـدم
گفتا: که شب رو است او از راه دیگـر آید![]()
گفتم: که بـوی زلفت گمـراه عـالمم کرد![]()
گفتا: اگـر بـدانـی هــم اوت رهـبــر آیــد
گفتم:خوشـا هـوایی کز بــاد صبح خیزد
گفتا :خنک نسیمـی کـز کـوی دلبـر آیـد![]()
گفتم:که نوش لعلت ما را به آرزو کشت![]()
گفتا: تـو بنـدگی کـن کـو بنـده پـرور آیـد
گفتم: دل رحیمت کـی عـزم صلح دارد؟
گفتا: مگـوی بــا کس تــا وقت آن درآیـد![]()
گفتم:زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
گفتا:خموش حافظ کاین غصه هم سرآید![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۵ ب.ظ توسط
|