اذ قالت امراة عمران : رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا، فتقبل منی،انک انت السمیع العلیم...

"زینب"ات خوانده بودم از مدتها قبل.اما مادرم و یکی دیگر که خاطرشان را خواهانم باعث شدند "فاطمه" شوی...
البته من تا همیشه تو را  هرگاه که فاطمه بخوانم آهسته و دزدکی در دلم زینب می گویم.
و لیس الذکر کالانثی و انی سمیتها زینب - و ان کانت سوف تدعین فاطمة - و اعیذها بک اللهم و ذریتها من الشیطان الرجیم

اولین خوراکی تو، تربت کربلای حسینی در روز سوم محرم الحرام 1433ق....خوشا به حالت فاطمه زینب