گرانی و تورم و سختی زندگی هر زمان یک جور جلوه گری می کند. واقعا خنده دار است در این زمانه با یکی دو بچه و مستاجری، با دویست-سیصد هزار تومن حقوق یا شهریه ماهانه زیستن.تازه طعنه ی راننده و عابر و سواره و فروشنده و خرنده و خزنده! و همه هم نثار امثال تو می شود.گویی ریشه ی همه ی مشکلات تویی و بس.چه توان کرد.دنیا همین است.دیدهای کوته نگرانه و تنگ و بی انصاف مدار.تا وقتی که داری در بند و گرفتار داشتن و دارایی هستی وقتی هم نداری دربند و گرفتار ناداری. خیلی کمند کسانی که نه در زمان داشتن زندانی دارایی اند و نه در زمان ناداری شاکر و بی غصه، و در قضاوت ها منصف.
کلا خصلت ما آدم هایی که در طبیعت رشد کرده ایم این است که طالب دنیاییم و این دنیای تشنه کننده را هر چه بیشتر بنوشی میلت بدان بیشتر می شود.اما برای بلند همتی که منت این آب شور را نکشد و با زبان تشنه مردن بر لب این دریا را بر نوشیدن شورابه اش ترجیح دهد فرقی ندارد امواج دریا چه اندازه مرتفع باشد.

گر چه دست ستم خار بلند افتاده است/ کوته از دامن عریانی مجنون باشد
خوشدلی نیست درین دایره ی گوژ و کبود/ وقت آن خوش که ازین دایره بیرون باشد
گر چه رنگین به نظر جلوه کند عالم خاک/ نیک چون در نگری یک دل پر خون باشد

صائب تبریزی اصفهانی نائینی-جلد چهارم دیوان-غزل 3457