السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...
صاحبا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سئوالی آن جناب اظهار داشت
در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
فکرها بسیار کردم هیچ مفهومم نشد
چونکه شعرش در میان، راز نهان بسیار داشت
نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم در میات آیا چه در دربار داشت؟:
"بلبلی برگ گلی"شد۳۵۶سیصد و پنجاه و شش
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
"برگ" گل سبز است دارد آن نشانی از حسن
چونکه در وقت شهادت سبزی رخسار داشت
رنگ "گلّ" سرخ دارد آن نشانی از حسین
چونکه در وقت شهادت سرخی گلنار داشت
"بلبلی" باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
دائما آه و فغان و ناله بسیار داشت
الحق که شعر حافظ خوب سنجیدی وصال
مدعی هرکس که باشد می توان اظهار داشت
اولین بار که این تفسیر را شنیدم از پدر یکی از هم اتاقی های خوابگاه در زمان ترم چهارم دانشگاه بود. بعدها در یکی از کتاب های مرحوم خیابانی-به گمانم وقایع الایام انتهای جلد دومش- هم آن را دیدم اما الان این را از گنجور نقل کردم و همین دیگر.
حروف ابجد با دو حساب صغیر و کبیر محاسبه می شوند و رایج همان ابجد صغیر است. یعنی
ابجد هَوّز حُطّی کلمن سعفص قرشت ثَخّذ ضظّغ
که یکان و دهگان و صدگان را شامل است. از یک تا ده و سپس از بیست تا صد و سپس از دویست تا هزار. مثلا علی می شود 110. رضا 1001. الله 66. حسین 128. فاطمه 135.... در حروف ابجد حرف مشدد، فقط یکی حساب می شود. حروف گ، چ، پ و ژ هم معادل دارند. مثلا ک، ص یا ج، ب و ز. بعد بحث زبر و بینه ی حروف هم یک حکایت دیگری است که البته بهتر است دیگر ادامه ندهم چون من نسبت به "علوم انیسه" هم بی سوادم چه رسد به علم اعداد و اوفاق و رمل و جفر و سایر علوم غریبه. راستی شاید روح حافظ از این بازی وصال هم خبر نداشته باشد چنانکه در فن معما پردازی هم این مسئله بسیار بر سر حافظ عزیز بیچاره ی ما آمده است.