خدا هم یا علی گفت!
که در روز ازل قالوا بلا را.......... هر آنچه بود عالم يا علي گفت
ز لیلی من شنيدم يا علي گفت .......... به مجنوني رسيدم يا علي گفت...
نسيمي غنچه اي را باز ميکرد.......... به گوش غنچه آندم يا علي گفت
چمن با ریزش باران رحمت .......... دعا می کرد و او هم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشتند.......... چو بر میخواست آدم یا علی گفت
مسيحا هم دم از اعجاز ميزد.......... ز بس بیچاره مریم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده ميشد.......... يقين عيسي بن مريم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها شد.......... کليم آنجا مسلم يا علي گفت
به هنگام فکندن داخل نار.......... خليل الله اعظم يا علي گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان.......... نبي الله اکرم يا علي گفت
پيمبر در عروج از آسمان ها.......... بقصد قرب اعظم يا علي گفت
محمد در شب معراج بشنيد.......... ندايي آمد آنهم يا علي گفت...
مگر خيبر زجايش کنده ميشد؟.......... يقين آنجا علي هم يا علي گفت
علي را ضربتي کاري نميشد.......... گمانم ابن ملجم(ملعون) يا علي گفت
........
این شعر رو یه نفر توی قسمت نظرات گذاشته. مضمون این شعر علاوه بر اینکه مبنای روایی داره- حداقلش این: یا علی انت مع الانبیاء سِراً و معی جهراً- توی شعر شعرای قدیم هم بوده. به عنوان مثال یه قصیده از ملاحسن کاشانی از شاعرای قرن ۷و۸ هست که همین مضامین رو داره. دیوان حسن کاشی؛ص۷-۱۵۶