ابن سینای من!!!
بهره ای از حُسن یوسف نیست چشم کور را
هر کسی نیم ساعت با من بنشیند یا ده دقیقه به حرف هایم گوش دهد و یا 5 دقیقه از دوستانم درباره ی من بپرسد و یا اینکه 2 دقیقه در کتابخانه ام جستجو کند می داند که من علاقه ی وافری به حکیم ابن سینا دارم و سخت شیفته ی اویم. امروز روز ابن سینا بود. از قبل از ظهر در ذهنم بود چون به خانه آمدم یک پست آبرودار درباره ی این حکیم نزیر النظیر و بلکه عدیم النظیر بنویسم ولی کارها طول کشید و الان آخر شب است که خسته و کوفته و خوشحال به خانه امده ام. ناراحتی ام از این است که چرا نشد چیزی در این رابطه بنویسم. لذا فقط خواستم در این پست یادی از این فیلسوف بزرگ شیعه مذهب بنمایم. کسی که فخر دانش و مایه ی غرور بشریت است و اگر قرار بود پس از انبیا و ائمه از بین علما و دانشمندان کسی در زمره ی انبیا و امامان قرار گیرد ابن سینا در صف نخستین جای داشت.
ابن سینا از بس عظمت دارد که حتی دشمنانش نیز موقع مذمت وی و فلسفه به گونه ای سخن رانده اند که او را در واقع مدح کرده اند:
دشمنان را در نظر دارم شکوه کوه قاف/ از گرانقدری سبک در هیچ میزان نیستم
کسی که اندکی از حکمت بداند و یکی از آثار پورسینا را در دست گیرد و تورقی کند خواه ناخواه او را خواهد ستود. اولین تحقیق مفصل و جدی من پیرامون این عارف و عالم ربانی بود. اثری که به قول عرب ها: ما زال مخطوطا. غرض اینکه عشق من به ابن سینا امروزی و جدید نیست و دیروزی و کهن است! اسم این وبلاگ مینا و زمردم هم برگرفته از یک شعر انوری است در مدح ابن سینا:
دیــده ی جــان بــوعلی ســیــنــا/ بــود از نـور مـعــرفــت بــیـنـا
ســـایــه ی آفـــتـاب حـــکـمــت او/ یافـت از مـشـرق و لـوشـینا
جــان مـوسـی صـفـات او روشـن / بـه تـجلی و شخص او سینا
ای ســفـیـه فـقـیـه نـام تــو کـی/ بــــاز دانــی زمــرد از میـنــا؟
در تــک چـاه جــهـل چـون مـانـی/ مسکنت روح قدس مسکینـا