آل حسنویه
حکومت حسنویه در قرن چهارم در غرب ایران به مرکزیت دینور و بیش از ۵۰ سال حکومت کرده و درباره ی حکومت اینان جای تحقیق مفصلی وجود دارد. این حکومت در اوایل قرن ۵ هجری منقرض شد و چنانکه در دایره المعارف اسلامی ج۴ مقاله ی ۱۳۵۶ آمده :"در حدود 404ق ابنسينا گرگان (جُرجان) را به قصد ري ترك كرد. وي در ري به خدمت سَيّده (با نام شيرين دختر سپهيد شروين و ملقب به اُمّالملوك (د 419ق/1028م) بيوة فخرالدوله على بويه (د 387ق/ 997م) و مادر مجدالدوله ابوطالب رستم بن فخر الدوله) پيوست. مادر و فرزند ابن سينا را بنابر توصيههايى كه همراه آورده بود، گرامى داشتند. در اين ميان ابن سينا مجدالدوله را كه دچار بيماري سوداء (ماليخوليا) شده بود، درمانكرد. وي همچنان در ري ماندتا هنگامىكهشمسالدوله ابوطاهر پسر ديگر فخرالدوله كه پس از مرگ پدرش در 387ق/997م فرمانرواي همدان و قَرميسَن (كرمانشاه) شده بود، در 405ق/1015م به ري حمله آورد. اين حمله پس از درگيري وي با هلال بن بَدر بن حسنويه روي داد. وي از دودمان كردهاي فرمانروا بر نواحى جَبَل و قرميسن بوده است. هلال بن بدر كه از سوي سلطان الدوله (د 412ق/1021م) در بغداد زندانى شده بود، آزادي خود را باز يافته و از سوي سلطان الدوله لشكري در اختيارش نهاده شده بود تا با شمسالدوله كه در اين ميان بر سرزمينهاي ديگري نيز دست يافته بود، به جنگ برخيزد. در نبردي كه در ذيقعدة 405 / مة 1015 ميان ايشان درگرفت، هلال بن بدر كشته شدو سپاهيان سلطان الدوله ناچار شدند كه به بغداد بازگردند (ابن اثير، حوادث سال 405ق). "
ابن سینا بعدها و در اواخر زندگی در حالی که وزیر شاه بود در سفری به کرمانشاه آمده و در جنگی شرکت کرد و با تأسف بسیار از حاکم آنجا شکست خورد. ولی همین که کرمانشاه به قدوم ابن سینا متبرک شده خودش کلی جای شکر دارد.
درباره ی این خاندان در دانشنامه ی پر غلط و ارزشمند ویکی پدیا اینطور آمده:
آل حسنویه (۳۴۸-۴۰۵ق) خاندان کرد شیعه از کردان برزیکانی از سلسلههای نیمهٔ باختری ایران که در سده ۴ق/۱۰م در کوههای زاگرس (در کردستان و کرمانشاه و همدان و لرستان و تا نزدیک به خوزستان) فرمانروایی کردند.
رخنه حسنویه تا نزدیک به خوزستان و آذربایجان رسید. بدر بن حسنویه برزکانی (حکومت ۳۶۹-۴۰۵ق) دژ سَرماج را بر فراز کوهی نزدیک بیستون ساخت و تختگاه خود نمود. بنبانگذار خاندان، «امیر حسین» رئیس تیره برزیکانی است که فرمانروایی خود را در سال ۳۳۰ از شهر «زور» آغاز نمود. در زمان «امیر حسین»، لشکر خلیفه مستکفی بالله از وی شکست خورد و در زمان جانشینش مطیع الله راه آشتی کردن در پیش گرفته شد. ناحیه حکومتی این خاندان تا نزدیک به خوزستان گستردگی داشت. به نگرش سیاسی، این فرمانروایی از سلسلههایی است که همگام با آل بویه به رویارویی با خلافت عباسی پرداخت. در زمان بدر بن حسنویه که زمان توانا شدن این خاندان به شمار میرود چامه، ادب و زبان کردی و پارسی و دیگر دانشها رواگ یافت و کتابخانههایی در شهرهای کردنشین آفرینش گشت. آل بویه هیچ گاه در گستره فروانروایی حسنویه نفوذ نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و گستره او را ازآن خویش ساخت. فرزندان بویه ماهیگیر سرزمینهای خود را میان هم بخش کردند رکن الدوله دیلمی نواحی باختری را بدست آورد. که در برگیرنده قسمتهای کردنشین نیز بود. فرمانروایی حسنویه تا ۴۰۵ق. پیگیری یافتهاست. این خاندان به دست بنی عیاران از میان رفت.
منابع [ویرایش]
-
(لغتنامهٔ دهخدا، ج. ۱، ص. ۱۹۲)
-
(دانشنامهٔ جهان اسلام، ج. ۲، ص. ۴۹۸)
-
دانره المعارف بزرگ اسلامی - آل حسنویه
.......................
الحسنويون كانوا أصحاب الإمارة الكردية التي عرفت بالإمارة الحسنوية (959 - 1015) التي كانت تحكم غرب إيران وشمال بلاد ما بين النهرين وكانت عاصمتها مدينة دينور الواقعة شمال شرق مدينة كرمنشاه الحالية في إيران. سميت الإمارة بالحسنوية نسبة إلى مؤسسها الأمير حسنويه بن حسين والذي كان رئيس قبيلة برزيكاني الكردية. تمكن حسنويه من تشكيل إمارته المستقلة بعد صراع طويل مع الحاكم البويهي لمدينة همدان صهلان بن مسافر. توفي حسنويه بن حسين عام 979 في قلعه سرماج شمال اطلال بيستون الإيرانية [1].
بعد وفاة مؤسس الإمارة نشب صراع بين أبنائه حول من يخلف حسنويه وأدى هذا الخلاف إلى إضعاف الأمارة وفتح الباب على مصراعيه لتدخل البويهيين وإستطاعوا ان يلحقوا الهزيمة بالقوات الموالية لأحد أبناء حسنويه وكان اسمه فخر الدولة وإضطر الابن الآخر, نصير الدولة, ان يتحالف مع البويهيين واستفاد نصير الدولة من هذا التحالف في توسيع حدود إمارته حتى وصل إلى نهاوند (إيران)[2] وأسد آباد وأهواز وكرمنشاه (إيران) وكركوك[3] (العراق[4])
[عدّل] مصادر
.......................
Hasanawayhid or Hasanuyid (Arabic: حسنویه, Kurdish: Dewleta Hesnewiyan) was a Kurdish[1][2] principality from 959 to 1015, centered at Dinawar (northeast of present-day Kermanshah). The principality ruled western Iran and upper Mesopotamia. The founder of the dynasty was Hasanwayh bin Husayn from the Kurdish tribe of Barzikani. He managed to successfully resist Sahlan ibn Musafir, the Buyid governor of Hamadan, and the Buyid vizier, Ibn Al-Amed. In 970 he reached a compromise with Amed's successor which guaranteed his autonomy. Hasanwayh died in 979 at Sarmaj, located in south of Bisitun.
After Hasanwayh's death, conflict broke out between several of his sons. The intervention of [Buyid Mu'ayyad al-Dawla of Ray led to defeat of Fakhr al-Dawla, one of Hasanwayh's sons. Then another heir, Abul-Najm Badr (Nasir al-Dawla), was installed as the leader of Bazikani Kurds, and the principality became a vassal of the Buyids. Abul-Najm expanded Hasanwayhid control to Shapur-Khwast, Dinawar, Nahavand, Asadabad, Borujerd, Ahwaz, Ilam, Kermanshah, Hulwan and Sharazur (Kirkuk).
Around 1006, the principality came into conflict with the Annazids to the west. Abul-Najm Badr finally died in a minor battle in 1014. The principality was conquered by Abul-Shawk, the Annazid ruler. However the princely family continued to rule their stronghold at Sarmaj until the Seljuk Ibrahim Inal entered their territory in 1047.
[edit] Hasanwayhid Ruler
-
Abu al-Fuwaris Hasanwayh ibn Huosayn al-Barzikani (959/961–980)
-
Abu al-Najm Nssir ad-Din Badr ben Hasanwayh (981–1014)
-
Tahir ibn Hilal ibn Badr (1014–1015)