اندر مدح شاسی بلند بودن!
یکی از دوستانم به من می گوید وقتی کاری را از جایی قبول می کنی-مثلا تهیه ی یک ویژه نامه یا مجله- زود قبول نکن. خیلی جلو نرو. بلافاصله قول مساعد نده. کلاس بزار. بگو کار دارم و معلوم نیست قبول کنم و از این جور حرف ها.
این کار تو نه تنها باعث می شود راحت طرح را به تو بدهند که خیلی قدرت را بدانند. چون با خودشان فکر می کنند این طرف چقدر کارش خوب است که خیلی سرش شلوغ است و وقت ندارد. پس حتما کارش خوب است. بعد به دنبال او باید رفت و از دستش نداد.
اما من خیلی از این رسومات اطلاع ندارم. گاهی چندین هفته برای موسسه ای کار می کنم و یک ریال به من نمی دهند. من هم حرف نمی زنم. با اینکه حرف دوستم از جهاتی درست است ولی من خیلی رویم نمی شود اینگونه بازی در بیاورم ولی اصل حرفش را قبول دارم و معتقدم باید ذلیل نشد. مصر پیروز شد. مُرسی رئیس جمهور شد. مصر مهمترین کشور افریقاست. خب که چی؟
با خودم فکر می کنم ما باید خود را شاسی بلند حساب کنیم. مغرور نباشیم اما مصر خر کیست که منت ارتباط داشتن با او را بکشیم که مثلا متمایل به عربستان و قطر و امریکا و حتی اسرائیل نشود. به درک که می شود. بشود. رشد این دین به کثرت یار نیست. به کیفیت رفتار اقلیت خالص است. مستقیم احوال شو تا خصم سرگردان شود. ما باید اصول الهی را برای خود تعریف کنیم و روی آن بایستیم. باقی کشورها خیلی منت داشته باشند با ما ارتباط داشته باشند و به این ارتباط افتخار کنند. نه اینکه این همه منت کشی کنیم و در بوق و کرنا کنیم که محمد مرسی ایران می اید یا نمی آید. به درک اسفل که نیاید. نتیجه ی ان همه منت این شد که در تهران-اصلی ترین متحد سوریه- به نظام سوریه یک حمله ی احمقانه کرد و کم مانده بود اجلاس را به هم بریزد. همینطور است قضیه ی بان کی مون. خب اسرائیل و امریکا می خواستند کنفرانس ایران بی رونق باشد. برای ناامید کردن آنها زیاد بودن مدعوین خوب بود ولی نه با زیر پا گذاشتن آرمان های ثابت.
خلاصه سخنرانی مرسی که با حماقت تام و در یک رویه ی نادر با نام بردن از عمر و ابوبکر و عثمان - علیهم ما علیهم- همراه بود خیلی بچگانه بود. باز دم احمدی نژاد گرم که در پوزه اش کوبید و برای امام عصر دعا کرد. این مترجم های ایران هم وقتی سخنان مرسی و بان کی مون را ترجمه می کردند معمولا هر جا ضد سیاست ایران بود ترجمه نمی کردند. ترجیح دادم به زبان اصلی-هر چند نمی فهمیدم!- گوش کنم. بگذریم. ما را چه به سیاست.