انتقام از انتظار
در نظر نقش و نگارت می کشم / تـا نفس دارم خمارت می کشم
میشوم خاک و گلستان میشوم /حلقه در گوش بهارت می کشم
سینــه از داغت بر آتش می زنم / درد یــاری در دیـارت می کشم
در سر مستی ز ســاغر بی خبر /حرف لعل میگسـارت می کشم
بزم یکرنگی است مشق دوستی/از دل خـود انتظـارت می کشم
خـاک می گـردم به راه وعـده ای/ انتقــام از انتظــارت می کشـم
پُر به صبر خویش می نازی اسیر/حلقه در گوش قـرارت می کشم
میشوم خاک و گلستان میشوم /حلقه در گوش بهارت می کشم
سینــه از داغت بر آتش می زنم / درد یــاری در دیـارت می کشم
در سر مستی ز ســاغر بی خبر /حرف لعل میگسـارت می کشم
بزم یکرنگی است مشق دوستی/از دل خـود انتظـارت می کشم
خـاک می گـردم به راه وعـده ای/ انتقــام از انتظــارت می کشـم
پُر به صبر خویش می نازی اسیر/حلقه در گوش قـرارت می کشم
گاهی انسان یک شعر را می خواند و یک برداشت از آن دارد ولی اگر همان را چند بار بخواند برداشت های دیگر و صحیح تری خواهد داشت. اشعار بیدل دهلوی معمولا اینگونه است. سید جلال شهرستانی اصفهانی متخلص به اسیر از شاعران نیمه ی اول قرن 11 قمری و در سلک شعرای طرز نو گو یا همان سبک هندی-صفوی-اصفهانی است. شعر بالای وی نیز از همان اشعاری است که برداشت انسان از اولین بار خواندنش با برداشت از خواندن های دیگر فرق دارد، به نا امیدی شب های انتظار قسم!
دیوان غزلیات اسیر شهرستانی/ تهران/ میراث مکتوب/ 1384/ ص373.
از همو:
آن صلح و جنگ و لطف و جفا داد داد داد/ ما از کجا و تاب اداهایی اینچنین؟
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۶:۷ ب.ظ توسط
|