شیخ آقا بزرگ تهرانی و آیت الله بهجت (رحمهما الله)
علامه شیخ آقا بزرگ طهرانی کتابی را از آیت الله بهجت امانت می گیرد . وقتی کتاب را پس می فرستد در لای کتاب اجازه ای روایی برای آقای بهجت نوشته است. چند وقت بعد آیت الله بهجت را می بیند و از ایشان خیلی عذر خواهی می کند.
آیت الله بهجت علت اعتذار را می پرسد؟ ایشان می گوید: بعدا متوجه شدم. من القاب شما را درست ننوشته ام.
یعنی اینکه باید القاب و توصیفات بیشتری و بهتری را برای مرحوم بهجت به کار می برد. توجه به این نکته هم بد نیست که مرحوم طهرانی چهل سال بزرگتر از آیت الله بهجت بودند و شیخ مشایخ اجازات در قرن سابق قمری هستند.
امروز که در منزل آیت الله بهجت بودم و این را شنیدم به جناب شیخ علی آقای بهجت – دام ظله- گفتم اجازه ی مذکور الان وجود دارد؟ فرمودند:« بنده یک وقت آن اجازه را در لابلای کتابی دیدم ولی الان مدتهاست آن کتاب را ندیده ام. و خود آقا هم- یعنی مرحوم بهجت- تمام نامه ها و اجازات و اسناد را دو سه سال قبل از فوت از بین بردند.
آیت الله بهجت از مرحوم علامه سید حسن صدر کاظمی هم اجازه ی نقل روایت دارند.»
البته بنده – نجفی کرمانشاهی- در کتاب المسلسلات جناب مرعشی نجفی دیده ام که مرحوم بهجت از آیت الله مرعشی نجفی هم اجازه ی نقل روایت دارند.
امروز پیش آیت الله سید محمد شاهرودی – دام ظله- هم رفتم. چند سوال درباره ی پدرشان مرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی(رحمه الله) داشتم . سید محمود از اساتید مرحوم بهجت هستند. سید محمد در حال حاضر87 سال سن دارند و سیدی موقر و نورانی و پر هیبت هستند. خداوند سلامتی مستدام به ایشان عطا کند.
بعد از نماز مغرب و عشا هم به منزل آیت الله سید عباس کاشانی رفتم . چند روز پیش که مزاحمشان شدم گفتم کتابی درباره ی شیخ علی زاهد قمی –علیه الرحمه- نوشته ام و استدراکاتی تکمیلی بر آن در حال تهیه است و اگر امکان دارد کمی وقت به من بدهید. فرمودند شب چهارشنبه بیا. امروز پس از دعای توسل که در منزلشان برگزار شد دیدم حالشان نامساعد است و صلاح ندیدم عرض ِغرض کنم. خداوند سبحان ایشان را شفای عاجل عطا فرماید. البته شفا مصادیق بسیار دارد. هر کدام را که به صلاح است.