تم الخزان!
ُُفصل زیبای پاییز هم تا چند ساعت دیگر تمام می شود و فصل زیباتر زمستان از راه می رسد. در پاییز امسال اتفاقات خوش و ناخوش زیادی-از منظر بنده- اتفاق افتاد. مثلا قرار بر این شد که کنگره ی آخوند خراسانی (رهبر اصلی مشروطه شیعی ایران) و کنگره آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء(مصلح بزرگ) و کنگره میرزای قمی(شیخ ابوالقاسم گیلانی) و کنگره مرحوم شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری(مرجع تقلید و امام جمعه سابق اراک) در سال آینده برگزار شود. کنگره محدث قمی هم که برگزار شد و این نکته کماکان مخفی ماند که یکی از اساتید محدث قمی، جناب آخوند خراسانی است.هر چند خود محدث قمی در مکتوم ماندن این امر مقصر است .ضمنا در جواب ندادن به برخی مطالب وعده داده شده که پستش مهیا و مغزش تهی بود بنده هم مقصر بودم اما بنایم بر ترک آنها نیست و تصمیم دارم بنویسمشان.کی؟ خودم هم نمی دانم. نهایتا از خداوند غفار و رحمان و رحیم می خواهم که در ظهور حضرت حجت(عج) تعجیل فرموده و سلامتی قلبی به تمام مومنین و مومنات و کافرین و کافرات عطا نموده و در نهایت این فصل برگ ریزان گناهان گناهکارانی همچو من نادان و کافر را بریزاند. این غزل از خاقانی شروانی عزیز که جدای بازی با الفاظ-که از شاخصه های شعر خاقانی است- از سوز خاصی برخوردار است تقدیم به منتظران امام عصر - روحی و ارواح قارئی مدونتی فداه-:
سر به عدم درنه و یاران طلب
بوی وفا خواهی ازیشان طلب
بر سر عالم شو و هم جنس جوی
در تک دریا رو و مرجان طلب
مرکز خاکی نبود جای تو
مرتبهی گنبد گردان طلب
مائدهی جان چو نهی در میان
جان به میانجی نه و مهمان طلب
روی زمین خیل شیاطین گرفت
شمع برافروز و سلیمان طلب
ای دل خاقانی مجروح خیز
اهل به دست آور و درمان طلب
زهر سفر نوش کن اول چو خضر
پس برو و چشمهی حیوان طلب
خطهی شروان نشود خیروان
خیر برون از خط شروان طلب
سنگ به قرابهی خویشان فکن
خویش و قرابات دگرسان طلب
یوسف دیدی که ز اخوة چه دید
پشت بر اخوة کن و اخوان طلب
مشرب شروان ز نهنگان پر است
آبخور آسان به خراسان طلب
روی به دریا نه و چون بگذری
در طبرستان طربستان طلب
مقصد آمال ز آمل شناس
یوسف گم کرده به گرگان طلب