پراکنده ها-2

احمقی در خواب عینک می گذاشت/ گفتمش این کار تو از بهر چیست
گفت چون چشمم دچار ضعف بود / با نبودش دیدن خوابی م نیست !

وزنش خرابه.
.........................................
نفیسه؛ از حکیمی پرسیدند که آسایش و آرام دنیا در چیست؟ گفت: در ترک دنیا.
.....................
فائده؛ گویند خروس در مدت عمر یک بیضه{تخم مرغ!} نهد و آن را بیضه الفقراء گویند چنانکه شاعر گوید:
انعام خواجه با من مسکین به عمر خویش/چون بیضه ی خروس یکی بود و بس
{شما باور می کنید خروس تخم بزاره؟}
................
شعر؛ دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم/ سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی
...................................
فائده؛ یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن{برای خودم: یا وبلاگت را آپ نکن یا فقط خواننده ی وب دیگران باش}
.........................
من مات غریبا مات شهیدا { کسی که در غربت بمیرد شهید مرده است}
..............................................................
شعر؛ در خانه ی ما ز خوردنی چیزی نیست/ ای روزه برو ور نه تو را خواهم خورد
........
شعر؛ من جهان بهر تو می خواهم و مردم به گمان/که وصال تو پی عیش جهان می خواهم
..........................
شعر؛ نگوید آنکه بداند،چه گوید آنچه نداند؟/ به حیرتم که سراغ وصالت از که بگیرم
....................
فائده؛ اسرّوا از لغات اضداد است.هم بمعنی پنهان کردن ....و هم بمعنی آشکار کردن
.......................
الی متی احار فیک یا مولای.....؟
..............
منبع:
کشکول منتظری یزدی؛تهذیب قم/1386/2 جلدی/ ؛صص74 و 75 و 105 و185 و  229 و230 و 300 و 322 و 351 و 451 و 452 و دعای ندبه.
.......................
مرحوم شیخ محمد منتظری یزدی پسر مرحوم شیخ عبدالرسول ساباطی یزدی بود.شیخ عبدالرسول عالم صاحب کرامت و اهل دلی است و از شاگردان آخوند خراسانی نیز می باشد.

ما خانه به دوشان......غم سیلاب نداریم-داریم-

اللهم لا تجعل المستأجرین بلا دور

دور جمع دار است و دار در زبان عربی یعنی خانه، البته در زبان کردی و زبان گیلکی دار به معنای درخت است.این یعنی اینکه ما این دو زبان را هم بلدیم.بله برادر.اینگونه است.!!!

چند هفته است دنبال خانه می گردم.قرارداد خانه ی فعلی چند روز دیگر تمام می شود.هنوز خانه ای را نیافته ام.وضع مسکن استیجاری در قم افتضاح است.برای کرایه ی یک زیرزمین معمولی غیر نمور قابل سکونت لااقل باید ده دوازده میلیون پول داشته باشی تا کرایه ندهی و یا ماهی دویست تا سیصد هزار تومن اجاره ی ماهیانه بدهی اگر پول پیش نداشته باشی.خلاصه چه بگویم.طلبه بودن و زن گرفتن و در قم بودن اصلا با هم نمی سازد. تجرد کجایی که یادت بخیر...حجره نشینی کجایی که یاد تو هم به خیر....

امشب مراسم سالگرد مرحوم پارچینی اردبیلی است.

1=همه

 خاطر که گرفت با تو پیوند

 دیگر نرود به هیچ مطلوب

علمای متوفی یک سال گذشته

سال گذشته در همین وبلاگ(در اینجا) در ۲۷ اردیبهشت ماه تعدادی از علمای متوفی ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ تا ۲۷ اردیبهشت ۸۹ را نام بردیم.در این پست هم عده از علما را که در فاصله ی ۲۷ اردیبهشت ۸۹ تا ۲۷ اردیبهشت ۹۰ رحلت نموده اند ذکر می کنیم.رحمه الله علیهم:

 

دومین سالگرد رحلت آیه الله بهجت غروی فومنی

فردا شب/بعد از نماز عشائین/ مسجد اعظم قم

جوادی آملی و طالب آملی


منبع خبر: www.rasanews.ir

حجت الاسلام عباسعلی ابراهیمی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران، از برگزاری همایش بین المللی طالب آملی، روز سه شنبه 27 اردیبهشت طی دو نوبت صبح و عصر در مجتمع فرهنگی و هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آمل خبر داد.
وی با بیان این که پیام حضرت آیت الله جوادی آملی به این همایش بین المللی نیز در افتتاحیه این همایش قرائت خواهد شد، افزود: پیام روشنگر حضرت آیت الله جوادی آملی این حکیم فرزانه مازندرانی، برای ادامه مسیر فرهنگی و علمی این همایش در آینده بسیار راهگشا خواهد بود.
حجت الاسلام ابراهیمی ادامه داد: اعضای دبیرخانه این همایش بین المللی هفته های گذشته دیداری با حضرت آیت الله جوادی داشتند و آخرین اقدامات صورت گرفته برای برگزاری این همایش به محضر ایشان ارائه شد.
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران با اشاره به اهمیت و جایگاه رفیع شعر طالب آملی در کشور و جهان، آثار وی را از جمله غنی ترین آثار ادبی فارسی ذکر کرد و گفت: باید چنین شخصیت های برجسته ای بیتشر به مردم معرفی شوند و برگزاری این چنین همایش هایی زمینه شناخت بیشتر مردم نسبت به آنها را فراهم می کند.
حجت الاسلام ابراهیمی همچنین از ارسال صد اثر علمی از ایران و پنج عنوان نیز از کشورهای تاجیکستان، قطر، ترکیه و پاکستان به همایش بین المللی طالب آملی خبر داد و بیان داشت:  از میان آثار رسیده به دبیرخانه این همایش، 27 اثر ایرانی و یک اثر خارجی مورد پذیرش علمی قرار گرفته است که شش نفر از این پژوهشگران به قرائت مقاله خود در آیین اختتامیه این همایش خواهند پرداخت.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران همچنین از قرائت پیام آیت الله جوادی آملی در این همایش معظم خبر داد و گفت: از آنجایی که اهمیت این شاعر فارسی سرای برای مردم مازندران بسیار قابل اعتنا می باشد، پیام روشنگر آیت الله جوادی آملی این حکیم فرزانه مازندرانی، برای ادامه مسیر فرهنگی و علمی این همایش در آینده بسیار راهگشا خواهد بود.
حجت الاسلام ابراهیمی همچنین از حضور میهمانان داخلی و خارجی به ویژه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر چهره های فرهنگی کشور در این هماش بین المللی خبر داد.
وی گفت: این همایش با ارائه برنامه های جنبی از جمله آثار هنرمندان آملی، نمایشگاه کتاب و ایجاد فضای فرهنگی و ادبی ویژه شاهد تقویت و افزایش مخاطبان خواهد بود.
1390/2/26
...........

منبع خبر: www.esraco.org
حضرت آیت الله جوادی آملی در سخنانی که به صورت ضبط شده در کنگره بین المللی طالب آملی پخش شد، اظهار داشت: ادبیات از بهترین وسایل رشد هویت انسانی است، زیرا مظاهر زیبا که خارج از هویت انسانی باشد به صورت گذرا در انسان جاذبه ایجاد می کند ولی ادبیات که با فطرت و نهاد انسان هماهنگ است، دائماً انسان را مجذوب هدف نهایی قرار می دهد.
وی ادبیات راستین را جمع بین عقل نظر و عقل عمل دانست و وظایف هنرمند نام آور را متوجه سه امر مهم کرد و افزود: یک هنرمند نام آور باید سه کار عمیق انجام دهد؛ اول سازماندهی بخشهای اندیشه به رهبری عقل نظر؛ یعنی اوام و خیالات را تعدیل کند نه تعطیل، و عقل را امام علمی خیال و وهم قرار دهد تا بخش اندیشه سامان بپذیرد؛ دوم اینکه همین کار را به رهبری عقل عمل در بخش جذب و دفع، ارادت و کراهت، عداوت و محبت و توّلی و تبرّی سازماندهی بکند تا انگیزه معتدلی بشود و کار سوم که مهمترین کار یک هنرمند نام آور است، هماهنگ کردن محصول این دو امام است.
استاد برجستۀ حوزه با بیان اینکه عقل نظر، امام اندیشه و عقل عمل، امام انگیزه است، تصریح کرد: رهبری اینها را کسی که به مقام نبوت رسیده است، انجام می دهد و کسی به مقام نبوت می رسد که سهمی از خلافت داشته باشد.
آیت الله جوادی آملی تأکید کرد: البته منظور از این امامت و نبوت، در حوزه انسانیت است، نه نبوت و امامت مصطلح که در کل جهان است.
وی با یادآوری مجدد به وظایف مهم هنرمندان نام آور، اظهار داشت: یک شاعر و هنرمند نام آور باید این سه عنصر اصلی را به نصاب برساند؛ یکی اینکه بخش اندیشه را سازماندهی کند و خیال و وهم را به رهبری عقل نظر و مقصد برساند؛ دوم اینکه جذب و دفع، ارادت و کراهت، عداوت و محبت و تولی و تبری را به رهبری عقل عملی سازماندهی کند؛ سوم اینکه محصول این سازماندهی شده را هماهنگ کند تا شاعری بشود که بتواند معقول را محسوس کند، وگرنه یا ناظم است یا خیال پرور.
وی در تشریح بیشتر این موضوع، اظهار داشت: ناظم کسی است که ممکن است مطالب عمیق علمی را ارائه کند، ولی شعر نمی گوید و مطالب نظم او هرگز جاذبه به همراه ندارد، بنابراین یک شاعر وقتی موفق است – همانند فردوسی، حافظ، مولوی و نظامی که عناصر محوری سروده های آنها بر هماهنگی عقل و قلب و همچنین انگیزه و اندیشه به رهبری نفس کلی است- که بتواند معقول را متخیل و موهوم و بعد محسوس کند.
آیت الله جوادی آملی، شعر شاعرانی که چنین ویژگیهایی داشته باشند را اثربخش و طرب انگیز توصیف کرد و افزود: وقتی اسلام به ایران آمد، همانند سایر کشورها، به آنها حیات معنوی داد؛ یعنی ذخیره ها را بیدار و ودیعه های الهی را که دفائن عقول هستند، احیا کرد.
وی تأکید کرد: احیای دفینه های عقول این است که دلمایه ای به انسان ها بدهد تا آنها، این دلمایه را از وحی بگیرند و آن دستمایه ای که خودشان به عنوان آداب هنری داشتند را ظرف و دلمایه را مظروف قرار بدهند تا اگر نثری دارند، محققانه و عالمانه و فقیهانه باشد و اگر نظمی دارند، شاعرانه باشد، به طوری که بتواند اندیشه و انگیزه را هماهنگ کند.
مفسر بزرگ قرآن کریم با اشاره به وجود جاذبه های قرآن کریم در سروده های شعرایی همچون حکیم فردوسی، حکیم نظامی، ثنایی، عطار نیشابوری، مولوی و حافظ، تصریح کرد: این شعرای بزرگوار گاهی به صراحت می گفتند: «هر چه دارم از دولت قرآن دارم» و گاهی مضامین بلند را دلمایه و مظروف قرار دادند و ادبیات و هنر را به عنوان ظرف قرار دادند. این هنری که برای مظروف قرآنی ظرف است، اثربخش تر و موثرتر است.
آیت الله جوادی آملی بر ضرورت جمع آوری محتوای قرآنی و همچنین محتوای مدح و منقبت این شاعره پرآوازه درباره عترت طاهرین تأکید کرد و افزود: طالب آملی قصاید بسیار بلندی در مدح و منقبت امیرالمومنین علیه السلام دارد؛ قصایدی که درباره انسانیت، کرامت، عدالت، حریت، استقلال، جود و سخاوت و کرم، بی اعتنایی به دنیا و عفاف امیرالمومنین(ع) آمده که اینها جانمایه دیوان طالب آملی است.
وی ادامه داد: درست است که طالب آملی سراینده بود و سروده هایش جاذبه دارد، اما دلمایه سروده های او معارف دینی است که او معارف دینی را در ظرف بلورین آورده است.
استاد برجسته حوزه علمیه با توضیح بیشتر در همین زمینه، اظهار داشت: اگر کسی آب شور یا غیرگوارایی را در ظرف بلورین بریزد، این محصولش تکاثر است، نه کوثر؛ اگر طالب آملی کوثر آورد، برای آن است که از معارف قرآن و عترت(ع) بهره فراوانی برده و همان را به صورت مدح امیرالمومنین و امام رضا(ع) و سایر بزرگان و مفاخر اسلامی آورده است.
وی با بیان اینکه آنچه که از این همایش ها برداشت می شود باید همان دلمایه ها و مظروف های این ظرفهای هنری باشد، خطاب به برگزارکنندگان این کنگره گفت: اگر طالب آملی توانست معقول را متخیل و متخیل را محسوس کند، شما هم همین راهها را بروید و در بزرگداشت سرایندگان، این چنین باشید.
آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: شما درباره فردوسی، نظامی و سرایندگان دیگر همین کار را انجام دهید، منتها مازندران از آن جهت که مهد ولایت بود، به برکت ساداتی که به طبرستان رفتند و نور ولایتی که در همین محدوده ها تابید، اینها جانمایه های فراوانی داشتند.
وی با اشاره به نمونه هایی از ولایتمداری مردم مازندران، تصریح کرد: پس از اینکه اسلام وارد ایران شد، مردم ساری وقتی نام امیرالمومنین(ع) را می شنیدند، آنچنان به سخنان گوینده گوش می دادند که گویا گوینده در حال تلاوت قرآن است.
استاد برجسته حوزه علمیه اظهار داشت: اگر خدای سبحان درباره قرآن فرمود: «إِذَا قُرِیَ الْقُرْءَانُ فَاستَمِعُوا لَهُ وَ أَنصِتُوا»، اگر سخنران یا گوینده یا پیام آوری در جمع مردم ساری اعلام می کرد که علی بن ابیطالب علیه السلام چنین فرمود؛ مردم همانند «إِذَا قُرِیَ الْقُرْءَانُ فَاستَمِعُوا لَهُ وَ أَنصِتُوا» گوش می دادند که این فخر و جمال و جلال و شکوه و عظمت نصیب مردم این منطقه است.
وی تقدیم شهدای گرانقدر به نظام اسلامی را از محصولات ولایتمداری مردم مازندران دانست و تأکید کرد: اگر مردم مازندران تا آخرین لحظه به پای نظام اسلامی تلاش و کوشش می کنند، به برکت همین ولایتمداری آنهاست.
مفسر بزرگ قرآن کریم خطاب به مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توصیه کرد: اگر بخواهید همانند همایش بین المللی طالب آملی را در استانهای دیگر برگزار کنید، عنایت ویژه شما این باشد که دلمایه سرایندگان هنرمند ایران اسلامی، اسلام و قرآن و عترت طاهرین است و بس.
 1390/2/29
................

طالب آملی از مشاهیر شعرای طرز نو-سبک هندی،اصفهانی- است و فخر الشعراء صائب تبریزی و علامه العلماء حسن زاده و رییس الفلاسفه علامه جوادی و جاهل الطلاب نجفی کرمانشاهی به او علاقه ی زیادی دارند.
دیوان وی سالها قبل با زحمت مرحوم طاهری شهاب و طبعی نازیبا چاپ شده است.5 بیت از بلبل بوستان آمل:

خوش آنکه مست حیا با تو هم شراب شوم/تو رفته رفته شوی آتش و من آب شوم

شرم نگذارد که گویم من کیم،فرهاد کیست/ ورنه می گفتم میان ما دو تن استاد کیست؟

من و اندیشه ی بوس و کنار او؟ محالست این/ مگر بینم به خواب این آرزوهای محالی را

در دل هیچ کس ندارم جای/آرزوی هلاک را مانم

فقیه بیخود و واعظ خراب و مفتی مست/ تو از کدام مسلمان تری که مست نئی؟

پراکنده ها

در خبر زیر آمده است که مرحوم آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی کامپیوتر را به حوزه آورده است در حالیکه متن خبر با عنوان سازگار نیست و در آن آمده است که اولین مرکز کامپیوتری را ایشان تاسیس نموده، در هر حال چیزی که ما خبر داریم این است که آیت الله خامنه ای کامپیوتر را به حوزه وارد کرد و دستش درد نکند.
http://www.hawzah.net/Hawzah/News/NewsView.aspx?NewsType=1&LanguageID=1&NewsID=88194
.....................
ما از قدیم شنیده بودیم مرحوم بهجت طبع شاعرانه داشته اند و شعرهای بسیاری سروده اند و ندرتا برخی ابیات را هم شنیده بودیم و البته از لحاظ ارزش شعری-و نه مضمونی- در حد متوسط بودند.در خبر زیر آمده که دیوان مرحوم بهجت در 3 جلد چاپ خواهد شد:
http://www.hawzah.net/Hawzah/News/NewsView.aspx?NewsType=1&LanguageID=1&NewsID=88191
........................
.

...................
دزفول و شوشتر از عالم خیز ترین مناطق ایران در چند قرن اخیر استو امثال سید عبدالحسین لاری و شیخ انصاری و سید علی شوشتری در طلیعه ی علمای بزرگ این منطقه قرار دارند.شیخ محمد علی معزی دزفولی یکی از علمای برجسته ی متاخر است که پیان زیر استاد بزرگوار آیت الله سبحانی برای کنگره ی ایشان نگاشته شده:
http://www.hawzah.net/Hawzah/News/NewsView.aspx?LanguageID=1&NewsID=88165&NewsType=1
از خاندان معزی ها عده ای شاگرد آخوند خراسانی اند.مثل شیخ اسماعیل معزّی و شیخ محمد حسن معزی و شیخ محمد رضا معزی دزفولی.
.............................

نمایشگاه کتاب 24

روزی با جماعت ناشران...

سید منیر الدین بن نورالدین حسینی شیرازی

امروز

میم مث

.

ملک الکلام کردستاني:

ز بس مشروطه خواهان با ضعيفان/ چو استبداديان رفتار کردند

ضعيفان از براي دفع ايشان/ ز استبداد استمداد کردند (ادوارد براون، ص 453)
.......................

به گفته شاعر تازیان:

اری امیه معذورین ان قتلوا/ و لا اری لبنی العباس من عذر

مخالفان ولی فقیه طاغوت پرستند !!!!!!!!

آیت الله علم الهدی:
مخالفان ولی فقیه طاغوت پرستند


آيت‌الله علم الهدي تأكيد كرد: كساني كه در برابر ولي فقيه بايستند و از فرمان ولي فقيه اطاعت نكنند و در مقابل نظام ولايي ا‌لگوي ديگري را مدنظر داشته باشند اين افراد طاغوت پرست هستند.
به گزارش خبرگزاري فارس آيت‌الله سيداحمد علم‌الهدي امام جمعه شهر مشهد مقدس در جمع عزاداران حضرت فاطمه زهرا (س) كه از ساعت 9 صبح كه امروز (دیروز)در ميدان هفتم تير تهران اجتماع كرده‌اند در بخشي از سخنان خود با بيان اينكه راه پذيرش امامت امام زمان پذيرش حجت و ولي فقيه است، گفت: حدود 32 سال است كه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد و استكبار جهاني به خوبي تجربه كرده كه در اين مملكت حزب‌سازي راه به جايي نخواهد برد.آيت‌الله علم‌الهدي خاطرنشان كرد‌: برخي‌‌ها فكر مي‌كنند با دين‌سازي و فرقه‌سازي مي‌توانند مردم را منحرف كنند كه بايد در اين خصوص هوشيار باشيم.امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به اينكه پذيرش امامت امام زمان از راه مجتهد جامع‌الشرايط است، تصريح كرد: امام زمان (عج) نائبي چون امام خميني(ره) داشت كه شما مردم جان داديد و فرزندانتان را نثار انقلاب اسلامي ايران كرديد تا طاغوت سرنگون شود.وي در ادامه گفت: اين نظام اسلامي و انقلاب اسلامي ايران است كه امامت امام زمان را پياده كرده است.امام جمعه مشهد مقدس خاطرنشان كرد: ما بايد موقعيت، وضعيت و شخصيت خود را در خصوص امامت‌پذيري مدنظر داشته باشيم.

.....................

استغفرالله.

آجَرک الله یا رسول الله و یا بقیه الله

شعر حضرت زهرا در مدح حضرت علی-علیهما السلام- در شب عروسی مبارکشان:

اضحي الفخار لنا و عز شامخ          و لقد سمونا في بني عدنان
 نلت العلا و علوت في کل الوري       و تقاصرت عن مجدک الثقلان
 اعني عليا خير من و طا الثوي         زالمجد و الافضال والاحسان
فله المکارم والمعالي و الحبا          ما ناحت الاطيار في الغصان

چند سال بعد-گویی هشت سال بعد- در اینگونه روزی یعنی شبی اینچنینی بر مزار فاطمه حضرت علی اینگونه شعر می خواند.


نفسى على زفراتها محبوسة           ياليتها خرجت مع الزفرات
لا خير بعدك فى الحيوة و انما           ابكى مخافة ان تطول حياتى

کتابستان انسانی...

بعضی از آدمها را بايد چند بار خواند تا معنی آنها را فهميد و
بعضی از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت
..
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخيم،
بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند
.
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و
بعضی با کاغذ خارجی
.
بعضی آدمها تر جمه شده اند و
بعضی تفسير می شوند
.
بعضی از آدمها تجديد چاپ می شوند و
بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای ديگرند
.
بعضی از آدمها دارای صفحات سياه وسفيداند و
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند
.
بعضی از آدمها قيمت پشت جلد دارند
.
بعضی از آدمها با چند درصد تخفيف به فروش می رسند
.
بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند
.
بعضی ازآدمها را بايد جلد گرفت
.
بعضی از آدمها را می شود توی جيب گذاشت و
بعضی را توی کيف
.
بعضی از آدمها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند
.
بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی
.
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان
.
ازروی بعضی از آدمها بايد مشق نوشت و
از روی بعضی آدمها بايد جريمه نوشت
..

به راستی ما کدام کتابيم؟

(قيصرامين‌پور)

http://inroozha.blogfa.com/post-19.aspx

و لقد آذیت بنتی فاطمه/فلک اللعنه فی الدنیا و کل الاخره

مسکین، یتیم، در شب سوم اسیر، من

در می‌زنم به خواهش قرصی فَطیر، من

در می‌زنم همیشه و هر جا که می‌روم

امّا دوباره مضطرب و ناگزیر، من

شاید همین دو سه شب و هی صبر، صبر، صبر

با این خیالِ خام، ولی دلپذیر، من...

شاید شبیه آن زنِ توی عروسی است

چشم‌انتظار پیرهنت در مسیر، من

اِنگار کن مرا پدرت سوی خانه‌تان...

«درمانده و گرسنه و پیر و فقیر» من

بانو! کجاست جای گلوبندتان؟ که باز

آن برده را رها کند و شاد و سیر، من...

ای، ای شما شکسته‌ترین کشتی نجات

دریا به خشم آمده، پهلو بگیر، من... !

(رقیه ندیری)

به یاد آیت الله فاضل لنکرانی

دیشب مراسم چندمین! سالگرد رحلت آیت الله العظمی شیخ محمد فاضل لنکرانی قفقازی قمی بود.من حقیر چون توسط ایشان ملبس شده و علی رغم بی لیاقتی سابق و حال و آینده ام به رخت آخوندی درامدم دوست داشتم به یاد ایشان یک پست بگذارم.درضمن آیت الله فاضل در باب فاطمیه مداری محوری مهم بودند رضی الله عنه و ارضاه و جعل ما فوق الجنه مثواه بحق الحق و اهله. موقع فوت ایشان علما و بزرگان فراوانی بیانیه و اطلاعیه صادر نمودند که در زیر بیانیه آیت الله سید کاظم حائری نقل می شود.
:

إنا لله و إنا اليه راجعون

لا صوّت الناعي لفقدک انه/يوم علي آل الرسول عظيم
ان کنت قد غيّبت في جدث الثري/فالعلم و التوحيد فيک مقيم

وصلنا نبأ وفاة سماحة آية الله العظمي الشيخ فاضل لنکراني تغمّده الله برحمته،نعزّي بذلک جميع المسلمين و امام العصر عجّل الله تعالي فرجه و قائد الامة الاسلامية آية الله الخامنه اي حفظه الله و المراجع العظام و نرفع تعازينا علي الخصوص الي اولاده و اهله و ذويه و نسأل الله تعالي لهم الصبر و السلوان.

1/جمادي الثانية/1428هـ.ق
کاظم الحسيني الحائري

منبع:ص14/خورشيد فقاهت و فضيلت-1386ش
....................

يک فيلم شرق آسیایی

گرت زن نیست در خانه            نه شام داری نه صبحانه
بي زني بد دردي است البته تجرد دوران خوش و به ياد ماندني و غير قابل برگشتي! است ولي زن داشتن و بعد بي زن بودن بد دردي است.ديروز و امروز که لاجرم شب قبل هم جزوش است بي زن بوديم.جداي از گرسنگي و تشنگي! و هزار و يک رقم مشکل ديگر زندگي کوفتمان شد.حتي برنامه هاي مفصل مطالعه و نگارش و غيره هم نچسبيد.ابتداي بعد از ظهر بود که تلويزيون را روشن کردم.شبکه ي تهران يک فيلم سينمايي به نام"Echoes of the Rainbow" را ميخواست پخش کند.یعنی اکوی رنگین کمان یا همان بازتاب و انعکاس رنگین کمان. فيلم مال شرق آسيا بود و من نه اينکه کلا از فيلم هاي ايراني و خارجي - به استثناي افلام امريکايي- بدم مي ايد و اين بد آمدن و نفرت ، در مورد فيلم هاي هندي و شرق آسيايي چند برابر است خواستم کنترل را به تلويزيون بکوبم تا به جاي خاموش شدن خراب شود!بعد مي گويند چرا مردم سراغ ماهواره مي روند.با اين فيلم ها و برنامه هاي درپيتي تلويزيون چرا مردم سراغ فارسي وان و امثالها نروند؟ دوستم مي گفت صبحها تلويزيون ايران جزو مسخره ترين تلويزيون هاي جهان است.ميز گرد يا ميز مربع هايي که معمولا يک زن و يک مرد در باره ي موضوعي که غالبا در حيطه تخصصشان هم نيست يا اراجيفي حفظ کرده از غربي ها را بلغور کرده و با هم لاس مي زنند. اما اين فيلم نفرت اميز! امروز کمي بوي طنز داشت.بچه اي بود شش هفت ساله که در ابتداي فيلم خانواده اش را معرفي مي کرد.یک پدر و یک مادر و یک برادر و یک عمو و یک مادربزرگ!.یک نکته ی جالب در فیلم این بود که برای نهی کردن پسرک از کارهای-به عقیده ی والدینش - بد نتایج غیر واقعی را به او می گفتند.مثلا اینکه اگر دروغ بگویی دندان هایت می ریزد یا اینکه اگر با آب شیر ، بازی کنی خواب بد می بینی یا اینکه اگر با دو دستی بنویسی موهایت دو شاخه می شود و....
خانواده ی پسر فقیر بودند و برادر بزرگش در دانشگاه درس می خواند و عاشق دختری بود بر عکس اینها خیلی پولدار.البته پسر از اول نمی دانست دختر پولدار است و نهایتا خانواده ها مخالفت کردند.پسر بزرگ که فقر خود و مظلومیت برادر کوچک را می دید تصمیم گرفت در ورزش -که البته موفق بود- بیشتر تلاش کند و در مسابقات جایزه ببرد.ولی در مسابقه ی دو سرعت بدجوری به زمین خورد و .....یک بار هم که طوفان تندی خانه شان را در می نوردید پسر بیچاره زخمی شد.راستی پدر خانواده که کفاش بود یک جمله ی جالب را مکررا می گفت: " هیچ چیز مهمتر از سقف بالای سر نیست".موقعی که خانه شان ویران شد زن و مرد به سختی سقف را نگه داشته بودند تا باد نبردش.بچه ی کوچک هم که گرفتاری مادر و پدر و خانواده را می دید جز گریه کردن و مادرش را چسبیدن کاری بلد نبود.یاد کوچه های مدینه و ناکسان سقیفه ساز افتادم.وقتی که پدر را در کوچه می کشیدند و مادر هم....پسر مریض شد.بیمارستانی شد.پدر و مادر توان پرداخت خرج بیمارستان را نداشتند و بی عدالتی پرسنل بیمارستان هم درداور بود.پسر در حال خوب شدن بود که ناگهان خون بالا آورد و مرد.
یک صحنه ی جالب در اواخر فیلم بود که بچه ی کوچک کنار دریا ایستاد و وسایلی را که خیلی دوست داشت و البته از راه دزدی به دست اورده بود در آب می انداخت.آخر مادر بزرگش گفته بود :اگر چیزایی رو که بیشتر از همه دوس داری تو دریا بندازی می تونی اونایی رو که دوست داری ببینی.
پدر هم مدتی بعد مرد.پسر کوچولو بزرگ شد و مثل برادرش شد.گویی منظور از انعکاس رنگین کمان-که نام فیلم بود- تجلی دوباره ی پسر بزرگ در پسر کوچک بود.
یک صحنه ی خیلی جالب هم در اواخر فیلم بعد از دفن پسر بزرگ بود.پدر با زور هر چه تمام یک بوته ی گل را از زمین کند و بر  بالای قبر پسر کاشت: هیچ چیز  مهمتر از سقف بالای سر نیست، حالا دیگه زیر سایه ست.
به یاد حضرت علی افتادم وقتی که صدیقه ی کبری را دفن می کرد آیا فکری برای سایه ی قبر بی نشان این آفتاب زیر خاک کرد؟ اما در شب که سایه در کار نیست....!

mieux vaut tard que jamais

...


نقل هر جور که از خلق کريمت کردند/ قول صاحب غرضان است تو آن‌ها نکني!.

در هجر تو بی پای و بدون دست و بی دیده شدم!

گـــــیرم که مرا راه دهـی در کویت
پایی باید که تا شـــــتابم ســـویت

وانگه دستی که تا کشم پرده ز چشم
آنگـه چشـــمی کــه تــــا ببینــم رویــت
...........................................................................

همان آصف فکرت در جایی اش دیده.×××××


عنوان تیتر این پست را مثل اغلب عناوین پست های وبلاگم بداهتا نوشتم و بعضا همین عنوان ها می توانند مصرع شعری شوند.شاید بشود عنوان این پست را به صورت یک بیت اینگونه گفت:
در هجر تو ای حوری آدم زاده/ بی پای و بدون دست و بی دیده شدم
ولی در اینصورت مصراع دوم از لحاظ عروض اندک اشکالی دارد و تطابق با مصرع اول ندارد لذا اگر اینطور بگوییم همان اشکال عروضی رفع می شود:
در هجر تو ای حوری آدم زاده / بی پا، بدون دست و بی دیده شدم
در این حالت البته اشکالک دیگری رخ می دهد و آن لزوم مکث و سکته در مصراع دوم است که البته حضرات عروض دان سکته ی لازم را اشکال نمی دانند هر چند مکروه است و اگر نباشد بهتر است.

ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت  N تا

کتابت را دهی بر من امانت؟

الا یا مُستعیر الکتبِ دعنی /  فإنّ إعارتی للکتبِ عارٌ !!!

و معشوقی مِن الدنیا کتابٌ / و هل ابصرتَ معشوقاً یُعار؟

 

ای آنکه ز من کتاب خواهی/ گر من ندهم بدت نیاید

دلداده ی عالمان کتاب است/ دلداده به عاریت نشاید

............

شعر را در کتابخانه تخصصی تاریخ ایران و اسلام واقع در قم دیدم.گویا ناظم فارسی در قبال این دو بیت تازی دو بیتیِ پارسی را سروده و هر چند مصرع دوم بیت اول عربی را تقریبا مهمل گذارده ولی پر بد هم ترجمه ی منظوم ننموده.برای مخدوش نشدن وزن الشعر ابیات عربی باید"الکتب" در مصرع اول و ثانی را به سکون تاء خواند.یعنی اینطور:«al-kotb».البته چون جمع مکسر کتاب علاوه بر کتب به ضمه ی تاء با کتب به سکون تاء آمده این تغییر را از باب اضطرار نمی دانیم.درباره ی خسیس بودن گوینده ی این شعر عربی باید گفت هر چند واقعا کتاب-بخصوص در آخرالزمان- یک انیس خوب و بی غل و غش است ولی رد درخواست دوستان به نظر من به دوری موقت از معشوق- که البته گاهی هم دائم می شود- نمی ارزد.

...............

این پست هیچ ربطی به دوستم ارادتمند العلما و کتاب مجالس المومنین ندارد.

آصف فکرت محقق افغانی یی است که وقتی مسطور بر نسخه ای خطی و نفیس دیده که:

معشـــــوقۀ من کتاب من شـــــد
بیچاره دلم، بر او چه شاد است!

گویند به عــــاریت به مــــــا ده!
معشـــوقه به عـــاریت که داده؟

همین به روایت دیگر در یک سایت فیلتر شده:

معشوقه ی من کتاب من شد / بسته دل من ، بدو گشاده است
گوئی که: کتاب خود به من ده!/ معشوقه به عاریت که داده است؟

این شعر هم-که شاید از مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی باشد-در خلاف قاعده ی فوق خواندن دارد:

کتبی لاهل العلم مبذولة / ایدیهم مثل یدی فیها                                  
متی ارادوها بلا منة / عاریة فلیستعیروها                                  
حاشای ان امنعها عنهم / کلا کما غیری یخفیها                                 
اعارنا اشیاخنا کتبهم / وسنة الاشیاخ نمضیها

{ ترجمه ی آزاد: کتابهای هم بذل اهل علم باد و دستهای اهل علم مثل دست خود من درباره ی آن کتابها باز است و هر وقت خواستند می توانند بیایند و کتابها را امانت گرفته و به عاریت ببرند و من منی بر آنها نخواهم گذاشت.حاشا و کلا که من مثل برخی مردم دوستداران کتاب را از کتابهایم منع کنم و همانگونه که اساتید و مشایخ ما کتابهایشان را به عاریه می دادند ما نیز همان سیره و روش مشایخ خود را تایید کرده و عمل می کنیم.}.خدا رحمتش کند.واقعا اینگونه بود.کتابهایش را به راحتی به مردم امانت می داد.کتابخانه ی ارزشمندش با نام کتابخانه ی محقق طباطبایی در اول خیابان سمیه ی قم-از طرف دور شهر- قرار دارد.

ی

...

و....

...

نامه سرگشاده آیت الله مکارم شیرازی به رئیس مفتیان عربستان

 نامه سرگشاده آیت الله مکارم شیرازی به رئیس مفتیان عربستان
 
منبع خبر: www.makaremshirazi.org

متن نامه آیت الله مکارم شیرازی خطاب به عبدالعزیز آل الشیخ رئیس مفتیان عربستان سعودی به این شرح است: 
 
بسمه تعالی
 
با اهداء سلام؛
 
جنابعالی در اظهار نظر اخیر خود، با تعبیرات بسیار توهین آمیز و زشت و زننده ای که در شأن اهل علم نیست، شیعیان جهان را «صفویه مجوس» و دشمن مسلمانان خوانده اید و مسلمین را از آنها برحذر داشته اید. این اوّلین بار نیست که این گونه تهمت های ناروا و دور از منطق را از علمای وهابی می شنویم که با آن بذر اختلاف می پاشند و دشمن را شاد می کنند، اهانت زشت دیگر شما به پیشگاه مقدس حضرت مهدی (ارواحنا فداه) و توهین به شیعیان به سبب اعتقادشان به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کار ناپسند دیگری است که تازگی ندارد، نشان می دهد که مفتیان وهابی از بحث منطقی گریزانند و دائما به هتاکی و توهین پناه می برید.
 
در اینجا چند نکته را خدمت شما یادآور می شوم:
 
   1. عجیب است از شما که در چنین مقامی قرار دارید چرا تعلیمات قرآن مجید را فراموش کرده اید که دعوت به سوی راه خدا را از طرق مؤدبانه و «موعظه حسنه» توصیه می کند، ولی شما به جای آن، به توهین و تهمت و دروغ متوسل شده اید که اسلام از آن بیزار است.
 
   2. شما از تاریخ اسلام و کتب حدیث خودتان متأسفانه اطلاع کافی ندارید که انتخاب نام شیعه برای پیروان و علاقه مندان علی (علیه السلام) از سوی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است و از همان زمان رواج داشته، خوب است نگاهی به تاریخ اسلام کنید. صدها سال قبل از صفویه، شیعیان علی (علیه السلام) در مکه و مدینه و عراق و شام و مصر و ایران و نقاط دیگر بوده اند و حتی حکومت هایی را اداره می کرده اند.
 
   3. شما مفتی بزرگ وهابی فراموش کرده اید که اگر شیعیان ایران و لبنان نبودند، اسرائیل و آمریکا بر تمام منطقه خاورمیانه مسلط شده بود و معلوم نیست در آن زمان مفتیان شما چه می کردند و کجا بودند؟!
 
   4. هنگامی که اسرائیل مسلمانان غزّه را که عموما اهل سنت بودند قتل عام می کرد، شیعیان ایران و نقاط دیگر بیش از همه از آنها حمایت کردند که اگر این حمایت ها نبود اسرائیل به جنایات خود ادامه می داد.
 
   5. خوب است علمای وهابی، تاریخ پیدایش علوم اسلامی را مطالعه کنند تا ببینند پدیدآورندگان علوم اسلام غالبا شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) بوده اند و آثار علمی آنها از آن زمان در تمام کتابخانه های معتبر جهان وجود دارد، جز در کتابخانه های شما!
 
   6. از این حقیقت غافل نشوید که این تهمت های ناروا و بی اساس و تکفیر شیعیان، خدمت بزرگی به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل می کند زیرا عکس العمل آن، تنفر شدید شیعیان جهان از وهابی هاست و نتیجه آن همان چیزی است که دشمنان اسلام می خواهند که نزاع و جنگ مذهبی در میان مسلمین پیدا شود و آنها به راحتی ثروت های عظیم منطقه را به غارت برند.
 
   7. جنابعالی نباید فراموش کنید که بارها از سوی بعضی علمای وهابی حکم تکفیر شیعیان صادر شده این حربه کهنه و زنگ زده کمترین اثری در تضعیف آنها نداشته، بلکه روز به روز در حال پیشرفت فرهنگی در جهان اسلامند.
 
بارها گفته ایم اگر جلسه ای از ما و شما تشکیل می شد ما اشتباهات شما را در این زمینه از کتاب های خودتان به اثبات می رساندیم تا بیش از این ضربه به وحدت جامعه اسلامی که مایه شادی دشمنان است وارد نکنید.
 
بیایید منطق پوسیده تهمت و توهین و تکفیر را رها کرده، دست دوستی به سوی هم دراز کنیم و به فکر پیشرفت و عظمت اسلام و مسلمین باشیم.
 
والسلام علی من اتبع الهدی
جمادی الثانیة  1432

کنگره علامه حسن زاده-22اردیبهشت 90-قزوین

معاون تهذیب حوزه علمیه قزوین جزئیات همایش نکوداشت سیره اخلاقی و عرفانی آیت الله حسن زاده آملی در این استان را تشریح کرد.
 
منبع خبر: www.rasanews.ir

حجت الاسلام علی عباسی، معاون تهذیب حوزه علمیه قزوین، در جمع خبرنگاران از برگزاری همایش نکوداشت سیره اخلاقی و عرفانی آیت الله حسن زاده آملی 22 اردیبهشت در قزوین خبر داد و گفت: این همایش به منظور تجلیل از مقام علمی و معنوی علامه حسن زاده آملی در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین برگزار خواهد شد.
 
وی با اشاره به تشکیل ستاد برگزاری همایش نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت الله حسن زاده آملی درحوزه علمیه قزوین، افزود: خوشبختانه استقبال بسیار خوبی از سوی طلاب، روحانیان و مسؤولان فرهنگی استان به منظور برگزاری این همایش صورت گرفته است.
 
معاون تهذیب حوزه علمیه قزوین، تکریم و تجلیل ازعلما را بزرگداشت مقام فقه و فقاهت دانست و با بیان این که علما و بزرگان دینی حق بزرگی برگردن آحاد جامعه اسلامی دارند، خاطرنشان کرد: عالمان دینی به عنوان وارثان انبیاء الهی حفاظان اصلی شریعت محمدی بوده و هستند.
 
حجت الاسلام عباسی، تجلیل از مقام شامخ علما را یک وظیفه وتکلیف مهم عنوان کرد و بیان داشت: علما در طول تاریخ همواره منشأ خدمات و برکات فراوانی برای جامعه اسلامی بوده اند که این زحمات نباید نادیده گرفته شود.
 
وی تصریح کرد: مهم ترین امتیاز و دستاورد مبارک معرفی فرزانگان و علمای طراز اول و مشاهیر، شناسایی عقبه غنی فرهنگی و هویتی به نسل جوان به منظور خود باوری و آگاهی نسبت به ریشه های عمیق و قویم شخصیتی و تمدنی، همچنین الگو دهی به جامعه جهانی است.
 
حجت الاسلام عباسی با بیان این که حوزه علمیه قزوین به منظور تکریم و تجلیل از مقام مرجعیت برگزاری مراسم نکوداشت علمای برجسته شیعه را دردستور کار خود دارد، خاطرنشان کرد: سال گذشته نیز به همت طلاب حوزه علمیه قزوین مراسم بزرگداشت حضرت آیت الله بهجت(ره) نیز در استان برگزار شد.
 
معاون تهذیب حوزه علمیه قزوین به برخی ویژگی های آیت الله حسن زاده آملی اشاره کرد وبا بیان این که این عالم برجسته زمینه خروج از این دنیا به سوی آخرت را در خود فراهم کردند، بیان داشت: ایشان از مقام عرفانی بسیار بالایی برخوردار است.
 
حجت الاسلام عباسی با بیان این که سیره علمی، اخلاقی و معرفی آیت الله حسن زاده آملی الگوی بسیار خوبی برای طلاب است، ادامه داد: طلاب باید شخصیت های همچون علامه حسن زاده را الگوی خود قرار دهند تا بتوانند به قله های رفیع معرفتی دست یابند.
 
وی به نقش تأثرگذار علمای اسلام در هدایت انسان ها به سوی دین و خداپرستی اشاره کرد و گفت: فقها همواره تلاش می کنند انسان ها از تاریکی به سوی نور و روشنایی دعوت کنند که این بزرگترین ویژگی یک عالم است.
 
معاون تهذیب حوزه علمیه قزوین به بعد علمی آیت الله حسن زاده آملی اشاره کرد و با بیان این که این عالم برجسته دارای 180 اثر علمی در حوزه فقه، فلسفه، عرفان، اخلاق، منطق و ادبیات است، گفت: نوز برخی از این آثار هنوز پاپ نشده است.
 
حجت الاسلام عباسی، شخصیتی چون علامه حسن زاده آملی را افتخاری برای جهان اسلام دانست و با بیان این که طلاب و روحانیان بیشتر باید از سیره علمی و عملی این چنین ذخیره علمی و معرفتی بهره گیرند، گفت: این عالم والامقام در رشته های مختلفی تخصص دارند و خداوند نبوغ خاصی درایشان قرار داده است.
 
وی در ادامه سخنان خود با بیان این که این همایش مهم با حضور علما، روحانیان، طلاب حوزه های علمیه و مسؤولان استانی برگزار خواهد شد، ادامه داد: برخی از شاگردان آیت الله حسن زاده آملی و همچنین طلاب آملی مقیم قم نیز دراین همایش حضور خواهند داشت.

.

..

صاحب دلان

احمد ز ریاضت نشدت کشف بزن لوت/ از اهل دل ار نیستی از اهل شکم باش.

از یک نگهی ز دست رفتم!

علی رغم فرمایش متین جناب خواجه حافظ که"ای عزیز من گنه آن به که پنهانی بود" جناب ابونواس الاهوازی-خمریه سرای شهیر- واقعا زیبا سروده است:

الا فاسقنی خمراً و قل لی هی الخمر و لا تسقنی سراً اذا امکن الجهر

و بح باسم من تهوی و دعنی من الکنی فلا خیر فی اللذات من دونها ستر

..................

.

...

سال کنگره ها

 اصلی ترین کنگره امسال که برای یک شخصیت برگزار خواهد شد کنگره علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاست که به مناسبت شصتمین سال رحلت او برپا می شود.در زمستان 1390.کاشف الغطا 60 سال قبل در کرند کرمانشاه فوت کرد.امسال کنگره استاد مرحوم کاشف الغطا یعنی عالم مجاهد و مصلح بزرگ آیت الله شیخ محمد کاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی هم یکی دو ماه قبل از کنگره ی کاشف الغطا در آذر ماه 90 و در قم برگزار خواهد شد.کنگره ی کاشف بین المللی و کنگره ی آخوند ملی است.قرار است کنگره عارف بزرگ آیت الله سید علی آقا قاضی طباطبایی تبریزی نیز امسال در تبریز برگزار شود.چه خوب است که کنگره سی امین سال رحلت علامه طباطبایی هم در قم برگزار شود.
کنگره مرحوم سعید العلمای مازندرانی و نیز ملا محمد اشرفی مازندرانی حدود دو هفته ی دیگر در مازندران برگزار خواهد شد.ملا محمد اشرفی یک عالم اهل دل و متقی است که استاد شیخ عبدالله مازندرانی گیلانی-همو که وبلاگ من به نام اوست-نیز می باشد.سال آینده صدمین سال رحلت ملا عبدالله است و در صدد هستم در زمان مناسب پیشنهاد برگزاری کنگره این مجاهد مجهول القدر را به حوزه ی علمیه ی قم ارائه دهم.اگر کسی این مطلب را می خواند خواهشمندم دعا کند کنگره ای به نام شیخ عبدالله برپا شود.کنگره های دیگری هم قرار است امسال برگزار شود.از جمله کنگره ی مرحوم نجفی خوانساری امام جمعه ی سابق شهر عالم خیز اراک.یکی می گفت فایده این کنگره ها چیست؟ در جوابش گفتم کمی فکر کن بعد حرف بزن.درست است که کنگره ها و همایش های لغو و بی هوده و حتی مضر در این مملکت به وفور برگزار می شود اما کنگره و همایش به یاد بزرگانی که بر ما و این مرز و بوم حقوق فراوان دارند حتی اگر به قلیان کشیدن هم بگذرد لازم است چه رسد به معرفی بیشتر اینها و نشر آثار مخطوطشان یا چاپ مناسب آثار مطبوعشان.

حرفهای حق ولی حرام.

...

؟

...

 

بدون شرح

و لو أنی جلستُ مکان "شوقی"

لفاضَ الشعرُ من تحتی و فوقی

ای میل رسیده - حاجی اسماعیل دولابی


نگاه كن، رد تنش را از پشت پرده ببين و كار خوب كن
 
شارح محبت، راوي "طوباي محبت "؛ حاج محمد اسماعيل دولابي در تعبيري زيبا و عميق در خصوص وظايف منتظران در دوران غيبت عنوان مي‌كند: پدر چهار تا بچه اين‌ها را گذاشت توي اتاق و گفت اين‌جاها را مرتب كنيد تا من برگردم. مي‌خواست ببيند كي چه كار مي‌كند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه مي‌كرد مي‌ديد كي چه كار مي‌كند، مي‌نوشت توي يك كاغذي كه بعد حساب و كتاب كند براي خودش.

يكي از بچه‌ها كه گيج بود يادش رفت. يادش رفت. سرش گرم شد به بازي و خوراكي و اين‌ها. يادش رفت كه آقاش گفته خانه را مرتب كنيد.
يكي از بچه‌ها كه شرور بود شروع كرد خانه را به هم ريختن و داد و فرياد كه من نمي‌گذارم كسي اين‌جا را مرتب كند.
يكي كه خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسيد. نشست وسط و شروع كرد گريه و جيغ و داد كه آقا بيا، بيا ببين اين نمي‌گذارد جمع كنيم، مرتب كنيم.

اما آن كه زرنگ بود، نگاه كرد، رد تن آقاش را ديد از پشت پرده. تند و تند مرتب مي‌كرد همه‌جا را. مي‌دانست آقاش دارد توي كاغذ مي‌نويسد، بعد مي‌رود چيز خوب برايش مي‌آورد. هي نگاه مي‌كرد سمت پرده و مي‌خنديد. دلش هم تنگ نمي‌شد. مي‌دانست كه هم ‌اين‌جا است. توي دلش هم گاهي مي‌گفت اگر يك دقيقه ديرتر بيايد باز من كارهاي بهتر مي‌كنم.

آخرش آن بچه‌ شرور همه جا را ريخت به هم ديگر. هي مي‌ريخت به هم، هي مي‌ديد اين دارد مي‌خندد. خوشحال است. ناراحت نمي‌شود. وقتي همه جا را ريخت به هم، همه چيز كه آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما كه خنگ بوديم، گريه كرده بوديم، چيزي گيرمان نيامد. او كه زرنگ بود و خنديده بود، كلي چيز گيرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گيج نباش. شرور كه نيستي الحمدللـه. گيج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه كن پشت پرده رد تنش را ببين و بخند و كار خوب كن. خانه را مرتب كن
.......................
از گرامی دوست مجازی یی که این ایمیل زیبا را فرستاده اند تشکر می کنم.
 
پ ن ۱-در بین این افراد من همان شرور همه جا به هم ریز هستم.سنگ راه.
 
پ ن ۲- خداوند بر درجات این عارف مکلا بیفزاید اما من اگر به جای جناب دولابی بودم داستان را با ۵ بچه می نوشتم و پنجمی بچه ای است که خوب کار می کند.آقایش را هم از پشت پرده می بیند.حتی گاهی بدون پرده می بیند(توفیق فرج فردی و ظهور شخصی نصیبش شده هر چند دگران در غیبت عمومی اند).این بچه بر خلاف بچه چهارم گریه می کند.دلش هم تنگ می شود.روز و شب -در عین فعالیت زیاد-غصه می خورد.چون.... 
 

یا امیرالمومنین روحی فداک...


انتَ الذی فیهِ العقولُ تولّهت        عَبدوکَ قومٌ،آخرونَ تشیّعوا

از قصیده ی عینیه ی میرزا ابراهیم هزارجریبی مازندرانی قرن 13و14

از بهر تــو ای نگــار انــدر نارم              میسوزم و میسـازم و دم در نارم
تا دست به گردن تو اندر نارم              آغشته به خون چه داند اندر نارم

از میرزا ابراهیم کدخدا - قرن سیزده و 14 قمری
ربط مصرع چهارم به بقیه ی شعر را شما فهمیدید؟اگر اینطور است ما را هم از جهل مرکب و بسیط بیرون بیاورید پلیز.


آقا عبدالحسین دوست عزیز ما نوشته اند:

سلام آقا نجفی
خوب هستید ان شاء الله؟
این شعر هم برای سید باقر هندی است:

لـيس يـدري بكنه ذاتك ما هو / يـا بـن عـمّ النبي إلا الله
ممكن واجـب حـديث قـديـم / عنك تنفـى الأنـداد والأشباه

نجفی: درود خداوند بر سید باقر هندی و سید عبدالحسین-دوست گل ما- باد.سید باقر شاعر واقعا قدر و توانایی است.درباره ی آخوند خراسانی هم شعر دارد.ممنون رفیق.

کتاب هندسه

به خانه می رفت...  

با کیف و

           با کلاهی که بر هوا بود!

"چیزی دزدیدی؟"

                        مادرش پرسید!

"دعوا کردی باز؟"

                        پدرش گفت!

                               و برادرش کیفش را زیر و رو کرد

   به دنبال آن چیز،

           که در دل پنهان کرده بود!

تنها مادربزرگش دید،

    گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش...

                       و خندیده بود!

                                                                       حسین پناهی

عبرت!

هر که هنگام نمازش در نظر روی تو نیست

گو خط بطلان بکش بر سر نمـاز خویش را

مرقومه ی شریفه ی یک آقا و همچنین آقازاده:

یک آقای خیلی محترم که گاهی به وبلاگشان می روم در یک نظر خصوصی مرقوم فرموده اند:

..........................................

و علیکم السلام !
بدحالی بنده رخصت پرداختن به همه ی آنچه در این مدت نوشته اید ، نمی دهد و شاید مهمترین آنها ، نسبتی است که به آقابهجت داده اید اما بنده نه تنها از ایشان خرده گیری و اشکال به « التماس دعا » را نشنیدم بلکه مکررا ً سفارش به دعا برای مومنان و التماس دعا داشتن مومنان برای دعا از همدیگر و ... را از جنابشان شنیده ام ! کسانی هم که بیش از این ناچیز ، محضر ایشان را درک کرده اند ، چنان چیزی را گزارش نکرده اند .
و گمان می کنم آنچه شما می گوئید در جائی دیده اید ، نوشته ای از ایشان است که در کتاب « به سوی محبوب ، ص 43 » آمده است که فرموده اند : « بعضی التماس دعا دارند ؛ می گوئیم برای چه ؟ درد را بیان می کنند ؛ دوا را معرفی می کنیم ؛ به جای تشکر و به کار انداختن ، باز می گویند : التماس دعا ! »
اگر مقصودتان این فراز است ، باید عرض کرد که این فراز به هیچ روی به معنای نفی التماس دعا داشتن نیست ! بلکه اعتراض و اشکال به کسانی است که به جای عمل و تلاش ، تنها به دعای دیگران دل می بندند .
و مانند همین سخن را گاهی آقابهجت شفاهی هم می فرمودند ؛ در پاسخ به برخی التماس دعاها از ایشان ، می فرموند : « این مشکل ، حلش دوائی است ؛ نه دعائی ! » که متاسفانه آقاپناهیان که این جمله را از فرد بی اطلاعی ، چنین شنیده است که آقابهجت می گفت : « این مشکل ، حلش دعوائی است ؛ نه دعائی » !!! و برمنابر خود هم ، این مطلب غلط را به آقابهجت نسبت داد ! ( مانند موارد بی شماری که تقریباً همه ! به غلط به آقابهجت نسبت می دهند )
سخت محتاج دعایم

...........................

نجفی: با تشکر از جناب راقم محترم.واقعیتش این است که شاعر حکیم فرموده: همه جور من از بلغاریان است، ولی از ترس نتوانم چخیدن!، و جف القلم بما کان.

آرزوی حبیب بن مظاهر(ره)

آیت الله شیخ محمد غروی تهرانی(قزوینی بروجردی) تقریبا چهل روز قبل رحلت کرده و به دیدار حق رفتند.در حوزه های علمیه برای ازدیاد قدرت بیان و بالا رفتن توان علمی طلاب، سنتی نیکو به نام مباحثه وجود دارد و داشتن هم مباحثه ای عالم و مهذب نعمتی بزرگ است.یکی از هم مباحثه ای های مرحوم غروی در نجف یک عالم اردبیلی بود که بعدها توسط صدام ملعون شهید شد.یکی دیگر از هم بحث های مرحوم غروی عالمی بود اهل کرمان.شیخ محمد غروی می فرمود چون هوای نجف خیلی گرم بود بحث را در سرداب ها انجام می دادیم.یک روز بعد از ظهر که من برای بحث درس به سردابی که دوستم انجا برای خواب رفته بود رفتم همین که از پله ها پایین رفتم و کنار دوستم که خواب بود رسیدم او از خواب بیدار شد و بلافاصله گفت الان حبیب بن مظاهر را به خواب دیدم. گفتم خب .ادامه ی خواب؟ گفت: از حبیب پرسیدم: جناب حبیب بن مظاهر.شما از یاران فداکار و اصلی امام حسین(علیه السلام) در کربلا بوده اید و در مسیر دفاع از امام زمان خود به شهادت رسیده اید و مسلما مقام بس بلندی در آخرت دارید.آیا دیگر آرزوی خاصی دارید که دوست داشته باشی برآورده شود؟
حبیب با لختی درنگ فرمود: دوست داشتم در دنیا می بودم و در مجالس روضه ی امام حسین(علیه السلام) شرکت نموده و گریه می کردم.

نمی چسبی به دل ضایع مکن صمغ و کتیرا را

۱- کار دو جهان من جاوید نکو گردد / گر بر من سرگردان یک دم نظرت افتد

۲- وَیلاه إن نظرَت و إن هیَ أعرَضت / وقــعَ السّهــامُ و نـزعُـهـن ألیـمٌ

۳-

قضیه "روح کلمات"

...

جمع نقیضین!

جمع نقیضین!
آیا می شود در شب روز را همراه خود داشت؟ بچه که بودیم داستانی را برایمان می گفتند-و بعدها کارتونش را هم دیدیم- که بچه ای بود و بعد از سختی های فراوان توانست آفتاب را گرفته و حبس کرده و خانه اش روشن شود.ولی روز دنیا را سیاه کرده بود .
برخی انسان ها هستند که شبها به روزند.یعنی مدام آنلاین و بر خط بوده و در اتصال به نت شب و روز نمی شناسند.به قول شاعر!: تمام شب به روزم من!
انسان هایی هم هستند که اصلا در عالم، تاریکی و ظلمت نمی بینند و حتی سیاهی ها را با قاعده ی اوصاف جلال حل کرده و خط تاری بر روشنایی هستی نمی بینند که ظلمت عدم است و هستی ،هستی است نه عدم.آفرین بر نظر پاک ظلمت پوششان باد!
انسان هایی هم هستند که مثلا شب ها به ایتام مخفیانه کمک کرده و در طرف دیگر اهل نماز شب بوده و نماز شب نور لیالی مردان خداست.شب های زندگی اینها روشن تر از روز خیلی هاست.بلکه گاهی شب اینها از روز خودشان هم روزتر است.شاعر: شب مردان خدا روز جهان افروز است.
افراد دیگری هستند که در ظاهر عادی و آرامند.بلکه گاهی خود را به بلاهت و سادگی زده تا هیچ گمان خاصی درباره شان نرود.اینها اما در درون خود گرفتار و در بند زلف معشوقی زیبایند.معشوقی که لازم نیست برای اتصال به وی منتظر زمان نماز شد و غیره.حتی به یاد وی بودن هم درونشان را از صدهزار خورشید پرنورتر می کند. و از آنجا که نور الهی در زمین هم همان روشنگری نور خدای را دارد به یاد او (عج) هم افتادن برای اینها همان نتیجه را در پی دارد.شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم.
...................
1- بسیار شده که از خودم خجالت می کشم وقتی قصد می کنم مطالبی در مورد انسان های نورمدار بنویسم.آخر با چه رو و چه قلبی؟ با اینکه چندان در بند شکم نیستم ولی گویی راهکار جناب شیخ احمد اطعمه در این بیتش برای من است: احمد ز ریاضت نشدت کشف بزن لوت/ از اهل دل ار نیستی از اهل شکم باش.
2- ساده ی ساده: جز گفتن "مرا بی جهت ببخش"هیچ آهی در بساط ندارم.
3- خداوندا به حق هشت و چارت/ ز من بگذر شتر دیدی ندیدی.

اصل اعتنا

...

آیا مقام حضرت عباس از مقام انبیای الهی برتر است؟

آیا مقام حضرت عباس از مقام انبیای الهی برتر است؟
دوستی دارم و این دوستم هم دوستی دارد و این دوست دوم هرگاه  به مشکلی دچار می شود بلافاصله هر طور که شده به مشهد رفته و زیارت ثامن الحجج علیه و علیهم السلام را انجام داده و ثواب زیارت را به حضرت زینب هدیه نموده و فورا مشکلش حل می شود.آن قدر این امر تکرار شده که برای او و دوستان و آشنایانش هیچ شکی در علقه ی شدید این شخص با حضرت زینب باقی نمانده است.حضرت زینب مظهر شجاعت و درایت و فصاحت و بلاغت و وفا و صفا و معرفت و شهود است.به راستی که تمام عرفای تاریخ بشر در برابر این جمله ما رایت الا جمیلا باید کرنش نموده و بر آن سجده کنند. اما غالبا مشهودترین خصلتی که در اذهان ما ایرانی ها و شیعیان از حضرت عقیله بنی هاشم وجود دارد خصلت پرستاری بیماران و حفاظت از ایتام و ستم کِشی است و بس.علت این امر هم عدم مطالعه و تفکر در جوانب مختلف این شیرزن کربلا و شام و کوفه و مدینه است.
شعر فاطمی نیا غرش شیر
همین مسئله در مورد بسیاری دیگر از انبیا و ائمه و علما در اذهان ما وجود دارد مثلا اولین خصلت حضرت موسی بن جعفر را زندانی بودنشان می دانیم و می بینیم ونخستین خصیصه حضرت سید الساجدین را بیمار بودن ایشان.نعوذ بالله کار به جایی رسیده که مثلا حضرت را مصداق اقرب بیمار بودن می دانیم.در بین عوام کرمانشاه متاسفانه بعضا وقتی بیماری را می بینند زین العابدین بیمار در ذهن و یا در لبشان منقوش و مذور می گردد. نمی دانم کتاب امام سجاد دکتر شهیدی را خوانده اید یا نه؟ مقدمه ی همان کتاب از رواج این تفکر در نواحی رشد دکتر که بروجرد باشد نیز حکایت دارد.
مطلبی را در مورد حضرت زینب علیها صلوات الله در پست قبلی گذاشتم و البته از خودم نبود. چند بزرگوار که نظر داده بودند عمدتا بر این خصلت ستم کِشی حضرت تاکید داشتند و مصادیقی شخصی یا غیری را ذکر نموده بودند. من منکر این بث و نیز قبول غالبی اصل- و نه کلی- الاسماء تنزل من السماء نیستم ولی عقیده ام این است که اگر ماها بشخصه در سیره معصومین و اهل بیت بیشتر مطالعه کنیم یا درباره شان فکر نماییم از تفکر رایج و ضیق مردم نسبت به این ذوات مقدس فاصله خواهیم گرفت.
اصلا بیاییم و بحث ستم کِش بودن حضرت زینب را با بحث ستم کُش بودن ایشان عوض کرده و تصمیم بگیریم یک سال در زمینه اقدامات حضرت در راه جور زدایی و ستم کُشی فکر و مطالعه کنیم.من مطمئنم نتیجه بسیار شیرین و دل انگیز خواهد بود.
................
پ ن: یک بحثی ممکن است مطرح شود و آن قیاس بین مقام حضرت زینب و حضرت ابوالفضل عباس و حضرت عباس و حضرت علی اکیر با مقام انبیای الهی - به استثنای نبی خاتم- است.پیامبران دارای مراتب مختلف هستند.آیا مثلا حضرت زینب از پیامبران اولی العزم-به غیر از حضرت ختم رسل- هم مقامش بالاتر است؟ آیا بر فرض عدم برتری رتبه نسبت به حضرات اولی العزم چهارگانه، آیا می توان قائل به برتری مقام ایشان از سایر انبیا مثلا حضرت یوسف شد؟
 از چند جهت می توان این بحث را پی گرفت.یکی قیاس خصائل و خصائی این دو طیف نورانی. مثلا اینکه حضرت زینب عالمه ی غیر معلمه است و مثلا حضرت موسای کلیم الله اینگونه نبوده آیا می توان قائل به تقدیم عقیله آل هاشم(س) شد؟
اگر حدیث؟ علماء امتی افضل من انبیا بنی اسرائیا را بپذیریم(اولا) و مقصود از علما را منحصر در ائمه ی هدی ندانیم(ثانیا) آیا با توجه به مسلّم بودن برتری حضرت عباس از علمای اسلام و شیعه، می توان قول به برتری حضرت را قائل شد.جواب واضح است.
دو سه روز قبل در میان بحث با یکی از دوستانم و در زمان تنفس بحث، طردا للبحث همین مسئله را طرح کردم.دوستم چندان ارتضای به این برتری نداشت.درست است که ندانستن این مطلب ضرری به دین و مذهب ما نمی رساند ولی به نظر من بحث بدی نیست.
امامان معصوم ما یقینا از تمام انبیای الهی حتی الولی العزم های ایشان هم بلند مرتبه تر و مقرب تر به درگاه الهی هستند و علم و شجاعت و عبادت و تمام خصائل نیک ایشان از خصائل ائمه بالاتر است.
اگر ما بتوانیم با دلیل خاص اثبات کنیم که مثلا حضرت عباس یا حضرت زینب جزو اهل البیت به همان تفسیر لا یُقاس بهم احدٌ ؛ هستند چه بسا اشکالی در برتری مقام این ذوات مبارک نسبت به پیغمبران نباشد.
....................................
پ ن: صفت تبعیت این حضرات از انبیا برای مثلا حضرت زینب یا حضرت عباس به این تمسک که متبوع دارای رتبه ای بالاتر از تابع است نزد حقیر شدیدا مخدوش می باشد.
پ ن 2: وقتی حضرت آیت الله آشیخ حسین وحید خراسانی بر خلاف اغلب مراجع و علمای فعلی شیعه بر نمایش تصویر حضرت عباس در سریال مختارنامه تاختند یکی از اشکالات برخی ها این بود که صدا و سیما که تصویر حضرت یوسف و حضرت موسی و... را نمایش می دهد چرا تصویر کسی که مفامش به اندازه پیغمبران نیست-یعنی حضرت عباس را- چرا نباید نمایش داد. گویی این مستشکلین اصل برتری مقام انبیا به حضرت عباس را مسلّم گرفته بودند در حالیکه از قدیم گفته اند: ثبّت العرش ثم انقش.نگارگری ایوان خانه قبل از استحکام پای بست خانه ناشی از گوسالگی است.
پ ن 3: درباره ی حدیث ان لعمی العباس .....یغبطه الشهداء...نظرتان چیست؟ البته مقام حضرات ائمه شهید ما بالاتر از حضرت عباس است که لا یقاس بهم احد.ولی با این استدلال در واقع حضرت عباس را از زمره ی اهل البیتِ لا یقاس بهم احد خارج کرده و در جرگه اهل البیت خاص در آورده و به نفع انبیا حکم کرده ایم.{ اهل البیت سه گروه هستند. اخص که همان لا یقاس بهم احد باشد؛ خاص که دایره اش اوسع است ؛ و عام که حتی شامل نساء النبی هم می شود.از لحاظ لغوی هم در ریشه آل و اهل می توان بحث کرد}
طولانی شد این نوشته ی مزلّـف!