پراکنده ها-2
احمقی در خواب عینک می گذاشت/ گفتمش این کار تو از بهر چیست
گفت چون چشمم دچار ضعف بود / با نبودش دیدن خوابی م نیست !
وزنش خرابه.
.........................................
نفیسه؛ از حکیمی پرسیدند که آسایش و آرام دنیا در چیست؟ گفت: در ترک دنیا.
.....................
فائده؛ گویند خروس در مدت عمر یک بیضه{تخم مرغ!} نهد و آن را بیضه الفقراء گویند چنانکه شاعر گوید:
انعام خواجه با من مسکین به عمر خویش/چون بیضه ی خروس یکی بود و بس
{شما باور می کنید خروس تخم بزاره؟}
................
شعر؛ دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم/ سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی
...................................
فائده؛ یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن{برای خودم: یا وبلاگت را آپ نکن یا فقط خواننده ی وب دیگران باش}
.........................
من مات غریبا مات شهیدا { کسی که در غربت بمیرد شهید مرده است}
..............................................................
شعر؛ در خانه ی ما ز خوردنی چیزی نیست/ ای روزه برو ور نه تو را خواهم خورد
........
شعر؛ من جهان بهر تو می خواهم و مردم به گمان/که وصال تو پی عیش جهان می خواهم
..........................
شعر؛ نگوید آنکه بداند،چه گوید آنچه نداند؟/ به حیرتم که سراغ وصالت از که بگیرم
....................
فائده؛ اسرّوا از لغات اضداد است.هم بمعنی پنهان کردن ....و هم بمعنی آشکار کردن
.......................
الی متی احار فیک یا مولای.....؟
..............
منبع:
کشکول منتظری یزدی؛تهذیب قم/1386/2 جلدی/ ؛صص74 و 75 و 105 و185 و 229 و230 و 300 و 322 و 351 و 451 و 452 و دعای ندبه.
.......................
مرحوم شیخ محمد منتظری یزدی پسر مرحوم شیخ عبدالرسول ساباطی یزدی بود.شیخ عبدالرسول عالم صاحب کرامت و اهل دلی است و از شاگردان آخوند خراسانی نیز می باشد.