سلام بر سرور عابدان...

این امام سجاد عزیز در بین ۶ معصوم اول ما شیعیان خیلی مظلوم است.یعنی از برخی جهات مظلومترین امام است.صلوات و درود خدا بر این امام مهربان و بر دعاهای روح بخش قشنگش باد.دعاهایی که می تواند تنهایی انسان را در هر زمان و مکان پر کند.

جلوه ی ناز تو ای سرو روان ما را بس              دولت وصل تو از هر دو جهان ما را بس

در اسیری شکنِ زلف تو ما را دلدار                 در غریبی غم تو مونس جان ما را بس

نه دلِ سیْرِ چمن نه سرِ صحرا داریم                 در جهان کنج خراباتِ مغان ما را بس

هوس بوسه ز لعل لب او بی‏شرمیست          گلِ پیغامی از آن غنچه دهان ما را بس

روح حافظ بُوَد از کِلکِ تو خشنود، "حزین"            از تو این تازه غزل ورد زبان ما را بس

حزین لاهیجی اصفهانی

توهمات دروغین

درباره ی کنگره ی آخوند خراسانی(ره)

نیست پیغمبر ، ولی دارد کتاب....

گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند.....

.............

گاهی وقتا (!؟) خوندن دیوان شمس مولانا چقدر آرامش بخشه.حتی -نعوذ بالله-شاید تا نزدیکی های آرامش بخشی قرآن عزیز.

ادامه نوشته

پارادوكس

قال المعصوم-ص-: غضوا ابصارکم ترون العجائب

چشمهای سرتان را ببندید عجایب را خواهید دید....

چشم های دلتان را ببندید عجایب نادیدنی را خواهید دید...

کور شوید ، بينا خواهيد شد....

بميريد ، زنده مي شويد...

به غم کسی اسیرست که...

غلط است این که گویند که به دل ره است دل را

                          دل م ن ز  غ ص ه خ و ن  ش د د ل ت و  خ ب ر ن د ا ر د 

فیلسوف خلوت نشین

خلوت‌نشين، شرح حال آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی، عباسعلی مردی، انتشارات: كتاب‌های جيبی (اميركبير) و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، 1388ش، تهران.

نوشته حاضر روايت‌گر زندگي آيت‌الله سيدابراهيم خسروشاهي است و تلاش شده است با كاوش در خاطرات ايشان، توشه معنوي و علمي وي كه از محضر بزرگاني چون آيت‌الله بروجردي، آيت‌الله شيخ عباس تهراني، علامه‌ طباطبايي و امام خميني (ره) اندوخته است در اختيار مخاطبان قرار گيرد.

حجت‌الاسلام رشاد در سرآغاز كتاب آورده است:

در كنج و گوشه گنجستان حوزه‌هاي علميه شيعه- از جمله حوزه تهران- بسيارند مردان معني و معرفت كه در حال وهاله خلوت‌گزينه و جلوت‌گريزي، منشأ خدمات نمايان و شاياني بوده‌اند و هستند حضور بي‌روي و ريا در ميان توده مردم، فرهنگ‌سازي ديني و تربيت نفوس، لنگرداري حوزه‌هاي مقدسه، پروردن شاگردان و شخصيت‌هاي بارز و برجسته و احياناً توليد آراء نظري فخيم و تضعيف آثار علمي فاخر، از جمله خدمات علمي- معنوي اين زمره مردان بي‌ادعاست.

رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در ادامه مي‌نويسد:

مديران حوزه علميه امام رضا(ع) نيز با چنين نيت و ذهنيتي طرح سلسله همايش‌هاي «نكوداشت پيشكسوتان حوزه تهران» را تدارك ديده‌اند، دوستان و دست‌اندركاران اين حوزه مقدسه، قصد دارند از باب وظيفه‌گزاري در قبال گوشه‌اي از خدمات ارزشمند پيشكسوتان علمي تربيتي حوزه دير پا و اصيل تهران، هر از چندي در قالب آيين نكوداشت يكي از شخصيت‌هاي معاصر اين حوزه- صانه ا‌الله عن‌الحدثان- به تكريم هر چند نه چندان در خور آنان بپردازند.

اينك اين بار اين آيين با نام مبارك حضرت استاد آيت‌الله سيدابراهيم خسروشاهي، دامت‌بركاته، صورت مي‌بندد.

اين مجموعه در سه فصل سامان يافته است كه فصل اول شرح حال آيت‌الله خسروشاهي از زبان خودش است، اين بخش حاصل دو مصاحبه است، گفت‌وگوي گروهي از مصاحبه‌گران صدا و سيما كه در سال 1386 انجام شده بود و گفت‌وگوي نگارنده كتاب با آيت‌الله خسروشاهي، سؤالات مصاحبه‌گران از متن حذف شده است و از لحن محاوره‌اي اثر كاسته شده است.

حضرت آيت‌الله خسروشاهي در سال 1303 در كرمانشاه به دنيا آمد، پدرش سيد هاشم فرزند حاج سيدجعفر از متدينين خسروشاه، در مسير سفر زيارت عتبات عاليات رحل اقامت در كرمانشاه مي‌افكند، بعد از اينكه همسرش فوت مي‌كند، با خانواده‌اي يزدي‌الاصل، وصلت مي‌كند. آيت‌الله خسروشاهي ثمره اين ازدواج مبارك است، پدر براي اين كه به روايت «در فتنه‌هاي آخرالزمان به قم پناه ببريد» عمل كرده باشد، به قم مهاجرت مي‌كند و زماني كه آيت‌الله خسروشاهي 7-8 ساله بوده از دنيا مي‌رود.

در ادامه متن فوق آمده است پس از فوت پدر، كودكي آيت‌الله خسروشاهي، به سرپرستي مادر به سختي سپري مي‌شود. حتي تصور وضعيت نابسامان معيشتي خانواده بي‌سرپرست در روزگاري كه مردم بسياري در سختي به سر مي‌بردند دشوار است، حتي حمايت عمويشان نمي‌تواند كمبودهاي اقتصادي خانواده ايشان را جبران كند، و آيت‌الله خسروشاهي در اثر سوءتغذيه به بيماري‌هايي دچار مي‌شود كه تا سن تكليف او را رها نمي‌كند.

در دنباله اين مطلب مي‌خوانيم: در عنفوان جواني تقديري مبارك او را به محضر مرحوم آيت‌الله حاج شيخ عباس تهراني مي‌كشاند. وي فريفته اخلاق و جاذبه‌هاي معنوي آيت‌الله شيخ عباس تهراني مي‌شود و ميل به طلبگي در او شدت مي‌يابد. و با اينكه از سختي‌هاي زندگي طلبگي و مشكلات طلبه‌ها و حوزه‌هاي علميه با خبر است با تني چند از دوستانش خدمت آن بزرگوار مي‌رسند و از ايشان مي‌خواهند كه دروس حوزوي را در محضرش آغاز كنند آيت‌الله حاج شيخ عباس تهراني كه از شاگردان برجسته حاج شيخ عبدالكريم حائري به شمار مي‌رفته، دروس مقدماتي حوزه را براي اين گروه كوچك تدريس مي‌كنند.

نكته قابل توجه در زندگي ايشان اينكه مرحوم حاج شيخ عباس تهراني كه تلاش‌هايش در مبارزه با رضاخان سرانجامي نداشته، شاگردانش را از وضعيت ناهنجار اجتماعي آن دوره و ستم‌هاي رضاخاني آگاه مي‌سازد، به طوري كه آيت‌الله خسروشاهي در خواب هم روياي سرنگوني رضاخان را مي‌بيند.

اين پيشينه باعث مي‌شود كه آيت‌الله خسروشاهي، وقتي با فدائيان اسلام و سپس با امام آشنا مي‌شوند شجاعانه و عاشقانه در وادي مبارزه با رژيم طاغوت قدم گذارند و براي افشاي چهره واقعي رژيم پهلوي قدم بردارند و براي افشاي چهره واقعي رژيم طاغوت از هيچ كوششي دريغ نكنند.

بنا بر قول مؤلف، ايشان به شدت شيفته امام خميني مي‌گردند و اين علاقه و شيفتگي امروز هم خود را مي‌نماياند و زماني كه ايشان نامي از امام مي‌برند گل از گلشن مي‌شكفد و...

نويسنده در ادامه مي‌نويسد: در مدرسه فيضيه با علامه طباطبايي آشنا مي‌شوند و رابطه‌شان به دوستي نزديكي مي‌انجامد تا آنجا كه علامه به اياشن مي‌فرمايند: «تو در قلب ما جاي داري».

همچنين آيت‌الله خسروشاهي در جلسات تفسير و اخلاق ايشان شركت مي‌كنند و از اعضاي پر و پا قرص محفل ايشان به شمار مي‌روند. در اين راستا، سبب آشنايي آيت‌الله جوادي آملي با علامه طبا‌طبايي مي‌شوند. در دهمين سالگرد وفات علامه طباطبايي از شيوه علامه در تفسير قرآن با قرآن دفاع مي‌كنند و بيان مي‌كنند كه شيوه ايشان برگرفته از روايات اهل‌بيت (ع) است و تفسير به رأي نمي‌باشد.

به مجلس درس فقه آيت‌الله بروجردي راه مي‌يابند و از آنجا وارد جرگه اصحاب جامع‌الاحاديث مي‌شوند. دروس خارج اصول را نزد مرحوم عبدالجواد اصفهاني شاگردي مي‌كنند و در بحث‌هاي فقهي منزل مرحوم آيت‌الله گلپايگاني به همراه بزرگاني چون مرحوم آيت‌الله شيخ علي‌پناه اشتهاردي و مرحوم آيت‌الله مشكيني حاضر مي‌شوند.

به اشاره آيت‌الله گلپايگاني براي تبليغ به كرمانشاه مي‌روند اين هجرت در پي درخواست آقاي حاج غلامحسين صاحب براي روحاني مورد اطمينان و قابل اعتماد از آيت‌الله گلپايگاني صورت مي‌گيرد.

نوشتني است كه اولين سفر تبليغي خود را به راهنمايي مرحوم آيت‌الله بهاءالديني در صرم خورآباد قم مي‌گذرانند و باني مسجد آنجا مي‌شوند.

در بخشي از اين كتاب آمده است بعد از محرم 42 كه به خاطر سخنراني‌اش در عاشورا در كرمانشاه به شهرباني احضار شده‌اند، براي فرار از آزار و اذيت‌هاي سازمان امنيت و به عشق امام خميني، رهسپار نجف مي‌شوند. ضمن حضور در درس امام خميني از محضر مرحوم سيدعبدالاعلي سبزواري در درس خارج مكاسب بهره مي‌برند تا اينكه به امر امام خميني در سال 1385 دوباره به كرمانشاه باز مي‌گردند.

در ادامه مي‌خوانيم: بعد از ازدواج دخترش با حجت‌الاسلام شيخ محسن حبيبي به تهران كوچ مي‌كنند. بعد از انقلاب علي‌ رغم دعوت بزرگاني چون شهيد دكتر بهشتي، به مناصب قضايي و دولتي نزديك نمي‌شوند و به اقامه نماز جماعت در مسجد المهدي و تدريس بعضي از دروس حوزوي در بعضي مدارس علميه تهران بسنده مي‌كنند.

از سويي، حضور آيت‌الله خسروشاهي در حوزه علميه قم قبل از پيروزي انقلاب پر رنگ‌تر از امروز بوده است. ايشان گرچه در مدراس علميه تهران تدريس دارند، اما با توجه به خلوت‌گزيني خويش، در حوزه امروز قم تقريبا، ناشناخته است. حضور ايشان در جريان‌هاي مختلف علمي و سياسي حوزه علميه، قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، مشتمل بر، حضور در جريان فلسفي و اخلاقي حوزه علميه.

آيت‌الله خسروشاهي از سويي از شاگردان شيخ عباس تهراني است و از ديگر از شاگردان مرحوم علامه طباطبايي و از ديگر سو شيفته به تمام معناي امام خميني‌اند و به عشق ايشان هنگامي كه فشارهاي سياسي و اجتماعي بر جامعه تحمل‌ناپذير مي‌شود به نجف اشرف كوچ مي‌كنند.

نوشتني است جمع اين سه علي‌رغم مشتركات زيادي كه دارند به خاطر اختلاف مشرب علمي و سلوكي كه داشته‌اند بسيار سخت مي‌نمايد...

در مجموعه حاضر درباره جريان اصلاحات حوزه علميه به تفصيل بحث شده است.

در اين راستا مي‌خوانيم: جريان اصلاحات در حوزه از زمان آيت‌الله بروجردي شروع شده و اطلاعاتي كاملي كه بتوان فهميد مناديان اصلاحات چه تغييراتي مي‌خواستند در حوزه بوجود بياورند در دست نيست. آنچه كه آيت‌الله خسروشاهي بر آن پا مي‌فشارند نحوه گزينش طلاب و حضور علماي بزرگ حوزه در مدارس علميه و سرپرستي محصلين اين مدرسه‌هاست.

ايشان از اينكه علماي بزرگ حوزه، از طلبه‌ها فاصله گرفته‌اند شكوه مي‌كنند و نيز بر اين پاي مي‌فشارند كه حوزه علميه بايد زير نظر دانشمنداني چون آيت‌الله مصباح و آيت‌الله جوادي آملي، نخبگاني را تربيت كند كه بتواند مسئوليت‌هاي بزرگ اجتماعي را به عهده بگيرند.

درباره سفرهاي تبليغي ايشان مطالبي بيان گرديده شده كه اين سفرها را به 2 گونه برشمارند: گونه اول سفرهايي كه در ايام محرم و ماه مبارك رمضان معمول است.

و بسياري از طلبه‌ها به آن اقدام مي‌كنند. و اولين سفر تبليغي آيت‌الله خسروشاهي به روستاي صرم‌ خرم‌آباد قم بوده است.

گونه دوم، سفرهاي تبليغي بلند مدت كه امروزه در حوزه علميه قم از آن به  هجرت بلندمدت تعبير مي‌شود. اين گونه‌ سفرهاي تبليغي نيز در بين علما معمول بوده ولي امروزه سازماندهي شده است.

درباره فعاليت‌هاي سياسي ايشان نيز آمده است كه آيت‌الله خسروشاهي ابتدا تحت تأثير روشنگري مرحوم شيخ عباس تهراني از رژيم رضاخاني نفرت پيدا كرده و سپس با حركت‌هاي اسلامي همگام شده است، علاقه به نواب صفوي و همسويي با فدائيان اسلام آشنايي با امام و شيفتگي بسيار به ايشان غير از رابطه استادي و شاگردي، همه در مسير مبارزه با رژيم طاغوتي بوده است.

فصل دوم اين مجموعه مصاحبه‌هايي است كه با دوستان و آشنايان آيت‌الله خسروشاهي انجام شده، در اين مصاحبه‌ها هم، سؤال پرسشگر حذف و سعي شده اين امر با تيترهاي مناسب جبران شود.

درباره مقام علمي ايشان از زبان آيت‌الله محمدحسن ممدوحي مي‌خوانيم: ايشان از افتخارات بزرگ علم در حوزه علميه و از مهم‌ترين شاگردان مرحوم حضرت امام و علامه طباطبايي و آيت‌الله بروجردي است و حائز مقام رتبتين از علم فقه و فلسفه است و در هر دو علم از اساتيد سرآمد هستند. در تدريس هم خيلي خوش بيان و خوش تقدير هستند و اتفاقاً صاحب نظر و صاحب نقل و انتخاب در علوم مي‌باشند به اضافه اينكه داراي حسن سليقه در انتخاب كتاب بودند و خيلي هم پرمطالعه، شايد لحظه‌اي فراغت نداشت الا اينكه مشغول يك مطالعه‌اي بود و...

بخش ديگري از اين فصل، وصف حال آيت‌الله خسروشاهي به روايت حجت‌الاسلام حاج شيخ محسن حبيبي و در ارتباط با ويژگي فلسفه وي مي‌باشد. ايشان مي‌گويد كه فلسفه كمك مي‌كند تا انسان از گفتارش درست استفاده كند و اگر كسي فلسفه را درست درك بكند نبايد در سخنش لغزش‌هايي باشد و وي درباره فعاليت‌هاي سياسي قبل از انقلاب ايشان نيز مي‌گويد:

در كرمانشاه از سوي ساواك مزاحمت‌هايي برايشان ايجاد شده بود ولي بعد از اينكه به تهران منتقل شد، آن مسائل از نظر ساواك آنجا پايان پذيرفته بود و اينجا چون بيمار بود و رهنمودهايش بوق و كرنايي نداشت طوري نبود كه ساواك بخواهد تعقيب بكند.

از تمام موارد متعددي كه از روايت‌ حجت‌الاسلام عبدالحميد صالح‌پرور برمي‌آيد زهد و ساده‌زيستي ايشان جلب نظر بيشتري مي‌كند: ايشان با اينكه شميران زندگي مي‌كنند زندگي‌شان پس از سي سال هيچ فرقي نكرده و در همان خانه قديمي كه صد، صد و پنجاه متر است سكني دارند و اين خودش براي ديگران اسوه است.

درباره بشارت ايشان به جمهوري اسلامي به روايت حجت‌الاسلام شيخ محمدباقر كريميان آمده است در بحبوحه انقلاب مي‌خواستيم برويم حج، من استخاره كردم آيه آمد «فخذوه فغلوه» حدس زدم كه شايد در فرودگاه دستگير شوم نرفتم، اما حاج آقا به مكه مشرف شدند و هنگام برگشت به ما بشارتي دادندكه تحمل آن شرايط سخت و فضاي خفقان و نااميدكننده را برايمان آسان نمود. فرمودند كه وقتي مدينه بوديم بعد از نماز (ايشان هيچ وقت نگفت كه مكاشفه‌اي به ايشان دست داده، با تعابير ديگر فرمود كه) ديدم دو سرباز از ايران پرچم ايران را به دست دارند و روي آن نوشته شده است جمهوري اسلامي.

از اين قضيه مهم‌تر درك ايشان از وضعيت ايران و قيد اسلام جمهوريت بود كه متأسفانه خيلي‌ها نمي‌فهميدند آن را.

فصل سوم نوشته حاضر در خصوص آثار علمي آيت‌الله خسروشاهي است، ايشان يادداشت‌هاي بسيار دارند اما از آنجا كه خود نيز در بند جمع كردن آن‌ها نبوده‌اند، تعداد اندكي از آن بر جاي مانده، با اين همه آنچه كه بر جاي مانده، ارزش چاپ و عرضه به جامعه علمي را دارند، نگارنده براي اين فصل، تنها مقاله چاپ شده از ايشان را با اصلاحات جديد، يك سخنراني، دو درس از دروس شرح چهل حديث امام خميني و يادداشت‌هاي پراكنده ديگر عرضه كرده است.

همچنين تصاويري از نامه‌ها و حاشيه‌هاي برخي كتب و عكس‌هاي ايشان پايان‌بخش كتاب است.

نكته قابل توجه اين كه مقاله ايشان از سوي شوراي پژوهش پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در جشنواره دوسالانه مجلات پژوهشگاه، مقاله برتر شناخته شده است.

دغدغه ايشان در اين مقاله، دفاع از حكمت متعاليه و نگرش فلسفه صدرايي و مرحوم حضرت امام خميني به معاد جسماني بوده است.

ايشان همچنين كوشيده است تا نشان دهد برخي از ايراداتي كه طرفداران مكتب تفكيك به حكمت متعاليه نسبت مي‌دهند از سر بي‌اطلاعي و عدم درك رموز فلسفه صدرايي است.

در بخشي از مقاله آمده است با توجه به ادعاي معترضان به مكتب صدرايي، به اين پرسش رسيديم كه آيا تنها راه استفاده از كتاب و سنت آن است كه آنان گفته‌اند: «بايد عقل را در الهيات براي فهم كلمات و آراي انبياء و... به كار انداخت و از اظهار رأي و نظر خودداري نمود.»

و يا طبق آنچه در مجله انديشه حوزه آمده است «ارزش وحي در ارتباط با علم، نامحدود و بي‌خطاست، در حالي كه برداشت‌هاي فلسفه و عرفاني، از اين پشتوانه تهي است»، اما وقتي انسان به حكم عقل، به وحي رسيد و از ارتباط با علم مطلق و بي‌خطاي حضرت حق بهره‌مند گرديد از امنيت و اطمينان خاصي برخوردار مي‌شود.»

در انتهاي مجموعه حاضر به سخنراني‌هاي آيت‌الله خسروشاهي پرداخته شده نگارنده درباره سخنراني‌هاي وي آورده است: ايشان سخنراني را از روي نوشته اجرا مي‌كنند يا مطالب سخنراني را به صورت گلپايگاني و مرحوم آيت‌الله طباطبايي آموخته‌اند. آنچه در اين بخش از كتاب آورده شده است متن سخنراني ايشان در عيد نيمه شعبان (18 شهريور سال 1385ش) است كه حول متن كتاب آشنايي با حضرت مهدي ارائه كرده‌اند.

يكي از ويژگي‌هاي آيت‌الله خسروشاهي، حاشيه‌نويسي بر كتاب‌هايي است كه مطالعه مي‌كنند.

در كنار تعليقات و حاشيه‌هاي كتاب‌ها، يادداشت‌هاي مستقلي نيز از ايشان در دفترهاي جداگانه آمده است كه شامل: شرح گلشن راز، سخناني حول تفسيرالميزان و يادداشت‌هايي براي سخنراني در مناسبت‌هاي مختلف، يادداشت‌هايي براي تدريس در كلاس‌هاي مختلف اخلاق و نيز يادداشت‌هايي براي كتاب بينش اسلامي مدارس است.

برخي از حاشيه‌ها و يادداشت‌هاي ايشان كه در اين قسمت از كتاب به آن‌ها پرداخته شده است شامل: عقل در حديث، تقسيم ساعات روز، ضرر روگرداني از عقل، اهميت ساعات مناجات و... است. وي در زمينه موضوع اخير آورده است:

ساعات مناجات تنها عمر واقعي اهل دل است و براي امثال حقير بايد از راه تفكر اهميت آن معلوم شود به طوري كه بر همه امور مقدم شود.

موارد متعدد و خواندني زيادي در اين كتاب گنجانده شده است كه نشانگر منش و شخصيت معنوي وي و تمام علماي امثال ايشان است كه مطالعه آن براي علاقه‌مندان مفيد، جالب، و آموزنده به نظر مي‌رسد. كتاب خلوت‌نشين اولين كتاب از مجموعه‌اي تحت عنوان «پيشكسوتان حوزه تهران» است كه مي‌تواند منبع خوب و مناسبي براي آشنايي با علما و انديشمندان حوزوي باشد.

م. رستمی

http://al-athar.ir/(S(dmt2kb454w4bs5id5uh0oe55))/ShowArticle.aspx?ID=683

 

آخوند خراساني به روايت اسناد

آخوند خراساني به روايت اسناد

 موسوعه آخوند خراساني در 14 جلد، يكي از ثمرات برگزاري كنگره بين المللي آخوند خراساني است.گفتگوي كوتاه ذيل درباره يكي از مجلدات اين موسوعه با دبير علمي اين كنگره، جناب آقاي محمد جواد صاحبي انجام گرفته است كه از منظر شما مي گذرد.

يكي از بركات اين كنگره، انتشار مجلدات فراواني درباره آخوند خراساني بود كه يك جلد از آن، اختصاص به اسناد نويافته دارد. لطفا در خصوص اين اسناد توضيح دهيد.
مرحوم آخوند خراساني از علماي بزرگوار در قرن اخير است كه حق بسياري بر گردن حوزه هاي علميه، جامعه ايران و جهان تشيع و بلكه عالم اسلام دارد. نظر به ضرورت بزرگداشت اين عالم رباني تصميم بر اين گرفتيم كه كنگره ايشان را به مناسبت رسيدن سده وفات ايشان- به سال شمسي- برگزار كنيم. الحمدلله برگزاري كنگره و منشورات آن آبرومند و خوب بود. يكي از اين منشورات كه شما هم به آن اشاره كرديد،«آخوند خراساني به روايت اسناد» است.
اين كتاب محتوي اسناد و مدارك جالبي است كه از ايران و تركيه تهيه شده و مي تواند در تحليل وقايع مشروطه به محققان كمك بنمايد.جناب آقاي دكترعلي ططري و همسر محترمه ايشان زحمت اصلي تهيه و ارائه اين اسناد را زير نظر جناب حجت الاسلام و المسلمين رسول جعفريان بر عهده داشتند. لازم به ذكر است كه اگر چه تا پيش از اين، برخي از اين اسناد قابل دسترسي بود، ولي اكثريت قريب به اتفاق اسناد موجود در كتاب براي اولين بار است كه چاپ شده و منتشر مي شوند.
موضوع اين اسناد چيست؟
موضوع اسناد متنوع است. به عنوان نمونه، حجم قابل توجهي از اين اسناد در مورد موضوعات و اختلافات شرعي و مذهبي بين افراد ساكن ايران و يا عراق است كه آخوند خراساني را به عنوان حَكَم و قاضي به داوري طلبيده اند. همچنين اسنادي در مورد موقوفات، نزاع هاي ورثه ميت، ايصال و تحويل وجوهات شرعي و اين دست مسائل را مي توان نام برد.حتي بعضا اجازه نامه هاي اجتهاد نيز در اين مجموعه وجود دارد. يك سند جالب ديگر هم وجود دارد كه عده اي از مسلمانان ساكن انگلستان از آخوند خراساني خواسته اند رياست افتخاري هيئت امناي مسجدي را در لندن عهده دار شود. اجازه نامه اي نيز كه به عنوان ثقه الاسلام حسين، نوشته شده و مقصود از آن مرحوم آيت الله بروجردي است، نشانگرعلاقه فوق العاده زياد آخوند خراساني به آيت الله بروجردي است.
در زمينه‌هاي سياسي چه اسنادي در اين زمينه وجود دارد؟
شايد بتوان گفت نيمي از اسناد موجود در اين كتاب اسناد سياسي است كه به حوادث مختلف زمان قاجار و حكومت ايران و نيز حكومت عثماني اختصاص دارد. اسنادي درباره استبداد صغير عصر مشروطه دوم، حكم جهاد آخوند خراساني و حركت علماي نجف و عتبات به سوي ايران، اسنادي در لزوم حفظ استقلال ايران، اخراج قشون خارجي، تراز اول‌هاي مجلس مشروطه و تلگراف هايي خطاب به مجلس شوراي ملي وجود دارد.
نكات جالبي در اين اسناد مي‌توان يافت. به عنوان نمونه، اسنادي نسبت به رابطه بين آخوند خراساني و سيد اسدالله خراقاني كه توسط آخوند به مناطق جنوب ايران فرستاده شده بود وجود دارد. همچنين نامه‌اي وجود دارد كه از آن برمي‌آيد كه ميرزا حسين خليلي در ميانه استبداد صغير به شهادت رسيده و به مرگ طبيعي رحلت ننموده است، چه اينكه آخوند خراساني از وي بعنوان شهيد و مسموم ياد مي‌كند.
از اسناد جالب ديگر در مورد اين است كه مستبدان و درباريان اشخاصي را از تهران براي قتل آخوند خراساني به نجف مي‌فرستند؛ و نيز نامه‌اي خواندني و عبرت آموز از آخوند خراساني خطاب به ميرزا محمدعلي نهاوندي معلم احمدشاه قاجار در اين مجموعه آمده است كه ميزان دلسوزي آخوند خراساني نسبت به اصلاح امور دولت و ملت را مي‌رساند. استحضار داريد كه پس از فرار محمدعلي شاه به سفارت روس و ايجاد مشروطه دوم احمدشاه قاجار كه نوجواني كم سن و سال بود به سلطنت برگزيده شد و معلمي ايراني براي تربيت وي گمارده شد تا تربيت وي مانند پدرش كه دست‌آموز معلمين روس بود، صورت نپذيرد.
چه اسنادي غير از اسناد سياسي در اين مجموعه آمده است؟
از موارد مهم ديگري كه شاكله بسياري از اسناد را تشكيل مي‌دهد، اسناد اجتماعي اين مجموعه است. به عنوان مثال، آخوند خراساني در نامه‌هاي متعددي سعي بر اين دارد كه كرامت ايراني‌هاي ساكن عراق و عثماني را حفظ كند و نسبت به سربازي رفتن اجباري آنها مخالفت نموده و از ايراني‌هايي كه پدرشان ايراني و مادرشان عرب است و به اصطلاح آنها را «مادرعرب» مي‌خواندند دفاع كند. يا اينكه نسبت به برخي اصناف ساكن عراق يا ايران دلسوزي مي‌نمايد. بعنوان نمونه از حقوق پزشكان ايراني ساكن عتبات مي‌توان ياد كرد كه آخوند خراساني براي رفاه حال آنها و عدم تضييقات بر ضد آنها تلاش دارد و نيز مي‌توان از رسيدگي آخوند به امر صيادان شمال ايراني ياد كرد. اسناد ديگري هم بخصوص در مورد وضع مناطق ايران پس از فوت ناگهاني آخوند خراساني و مراسم ختم ايشان در مجموعه وجود دارد. همچنين سندي درباره رسيدگي به حال خاندان آخوند نيز وجود دارد چرا كه متوليان امر در ايران نسبت به حال اخلاف و خويشاوندان مجاهدان مشروطه مثل ميرزا حسين خليلي، سيد جمال واعظ، آخوند خراساني و ... حساس بودند. تصاوير كتاب هم در نيمه دوم كتاب با كيفيتي مناسب و خواناتر از اصل اسناد آورده شده است.
از اين كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم.

آخوند خراساني محبوب شعرا

1390/9/28 دوشنبه آخوند خراساني محبوب شعرا

 آخوند خراساني به عنوان مهم‌ترين رهبر مشروطه، محبوب ادبا و شعراي بسياري از عرب و عجم بوده است

خانم الهام عظيمي از ارائه دهندگان مقاله در كنگره بين المللي آخوند خراساني اظهار داشت: رابطۀ اسلام با قالب‌هاي مختلف ادبي به‌خصوص شعر، نه رابطۀ رد كامل و نه قبول تمام و كمال است. در اسلام اگرچه آيات و رواياتي در مذمت شعر وارد شده است، احاديثي هم در تأييد شعر وجود دارد و ملاك ارزش‌دهي به شعر را استفاده از آن در مسير هدف و غايت اسلامي و انساني مي‌داند و به ‌شدت با نظرية «هنر براي هنر» و در عرصه‌اي كوچك‌تر با ايدة «شعر براي شعر» مخالف است. در تاريخ اسلام نيز استفاده از شعر و ادبيات در حوادث مختلف اجتماعي فراوان وجود دارد و در ايران يكي از اصلي‌ترين تجلي‌گاه‌هاي استفاده از شعر اجتماعي، انقلاب مشروطيت است. در اين انقلاب با انواع و اقسام مصاديق ادبي به‌ويژه داستان و شعر، يك نهضت عظيم ضد ديكتاتوري ايجاد شد. بالطبع مضامين ادبياتي اين روزگار مربوط به اهداف و آرمان‌هاي اين انقلاب چه در جهت سلبي و چه در جهت ايجابي خواهد بود و چون رهبران هر نهضت معمولا مورد تقديس ادبا و شعراي مدافع آن نهضت واقع مي‌شوند، خواه ناخواه رهبران مشروطه، از جمله آخوند خراساني نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و ذكر نام و فداكاري‌هاي آنان در آثار ادبي پياپي آمده است.
اين كارشناس علوم ادبي افزود: به‌ طور حتم آخوند خراساني، مهم‌ترين رهبر معنوي مشروطه است و وي، محبوب ادبا و شعراي بسياري، از عرب و عجم بود؛ اما به علت حضور ايشان در عراق، غالب اين مدايح و مراثي، به زباني عربي است و اگر كسي قصايد و اشعاري را كه در مدح ايشان به زبان عربي گفته‌اند، گردآوري كند، دفتري پر برگ و بار فراهم آورده است. در عين حال نمونه هاي قابل توجهي از اختصاص آثار منظوم و منثور ادبي به زبان فارسي را در عهد مشرطه مي بينيم كه به اخوند خراساني، مدح وي و تمجيد از روحيه آزاديخواهي اش پرداخته اند. همچنين بايد دانست در اين آثار هرگاه سخن از مراجع مشروطه‌خواه و ضد استبداد است، مصداق بارز آن، آخوند خراساني است .
وي اضافه كرد: آيت الله ميرزا احمد كفايي خراساني، پدر خود را صاحب طبع شاعري دانسته و گفته است كه او در جواني به سرودن شعر اشتغال داشته است، ولي نخواسته است به شعر و شاعري شهرت يابد و وقت بيشتري براي اين هنر بگذارد. اما نمونه‌اي از اشعار او را شايد بتوان شعري دانست در درس اصول فقه، در مبحث مطلق و مقيد، گفته است. وي براي تفهيم معناي «مطلق»، بيت زير را سروده است: نه به دام قيود، صيد شدم/ نه به اطلاق نيز قيد شدم.
آخوند در كتب فقهي و اصولي خود، گاه به شعري استشهاد مي‌كند كه نمونة آن آوردن مصرعي از خاقاني در كتاب «كفايه»‌ است. همچنين در نامه‌اي به مظفر الدين‌شاه قاجار از او مي‌خواهد كه لباس ذلت(جامه غربي) را از تن بركند تا رعايا نيز _ از باب الناس علي دين ملوكهم _ به او تأسي كنند. در پايان نامه اين بيت زيباي سعدي را مي‌آورد:
كهن‌جامۀ خويش پيراستن / به از جامة عاريت خواستن
البته مرحوم آخوند خراساني از خلط مباحث شعري با عقليات احتراز داشتند؛ مگر از باب اقناع مخاطب عام. بدين رو در مباحت سياسي _ اجتماعي و در بسياري از در نامه‌ها و تلگراف‌‌ها، تمسك به شعر را در سيره ايشان مي‌بينيم.
عظيمي عنوان كرد: مشهوترين مرثية فارسي در رثاي آخوند خراساني، سروده سيد اشرف الدين قزويني مشهور به نسيم شمال است كه در رحلت آن مرجع بلند پايه سروده است:
ديشب ملكي مي گفت در صورت انسـاني:
«افسوس كه از كف رفت آقاي خراساني»
اي قافلــه اسلام آن راهنمــا چون شــد
تاريك شده آفاق آن شمع هدي چون شد
بي نور شده امكان آن شمع خدا چون شد
 كو آيت سبحــاني؟ كـو عـالـم ربــاني؟
«افسوس كه از كف رفت آقاي خراساني»
از يــاد نخواهد رفت هرگـز زحمــات او   
انـدر ره مشـروطـه ديـدن صدمــات او
از موجــه استبــداد ديــدن لطمــات او   
آزادي ايــران راست او بـاعث و او بـاني
«افسوس كه از كف رفت آقاي خراساني»
انـدر مه ذي الحجه در نيمه‌شبي نـاگـاه
جان كرد به حق تسليم با روح و دلي آگاه
زيرا كه همان شب بود موعود به دعوتگاه
 شد غرقــه به نـور الله با عـارض نوراني
«افسوس كه از كف رفت آقاي خراساني»
همچنين از نمونه آثار منثور مي توان كتاب مشهور سياحت نامه ابراهيم‌بيگ تاليف زين العابدين مراغه اي را نام برد. مراغي، در جلد دوم و سوم از آخوند خراساني و مراجع مشروطه‌خواه ساكن نجف به ‌نيكي ياد كرده است. همچنين تصويري از علماي ثلاثه مشروطه مي‌آورد كه متأسفانه در چاپ‌هاي ايران اين تصوير نيامده است. او در جايي از كتاب خود مي‌نويسد: «تا عموم ملت از خاص و عام بدانند كه اگر اين بزرگواران(آخوند خراساني و دو مرجع همراه ايشان مرحوم خليلي تهراني و مرحوم مازندراني) اقدام نفرموده و خلاصي ملت را وجهة همت خود قرار نمي‌دادند، ملت نائل به اين آرزو نمي‌شد. سهل است؛ خلل به اركان شريعت وارد مي‌آمد... بزرگ‌تر از اين خدمتي نمي‌شد كه به دين و آيين حضرت خاتم المرسلين نمود.»

Nو ؤَV آأکی!!!

ةو کّ إآ «و ئV یآVی »NآVی................چVآ ّV »ی«ّ ؤو ایی إّ ]وآإ«؟

ةو کّ «Vّ« »ّ آی ژ]« Nأ« Vآ ................»«ک پآؤ Nأ Vیؤ« چVآیی؟

اختتم یختتم.....ا ف ت ت ا ح

بالاخره کنگره مرحوم آخوند خراسانی-اعلی الله مقامه- برگزار شد.

دیروز افتتاحیه و امروز اختتامیه بود.

کلا تجربه ی جالبی برای من بود و امیدوارم برای تمام مفاخر شیعه بزرگداشت های آبرومند برگزار شود.البته لذت برگزاری کنگره در زمان حضرت ولی عصر(عج) خیلی بیشتر است.چون واقعیت و مقام علمای شیعه در ان زمان بیشتر معلوم خواهد شد.

السلام علیک یا بقیه الله فی العالمین....عجل الله تعالی فرجک....

 

;که هنوز من نبودم که تو در دلم....ن ش س ت ی

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی از آن كوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم....

________________

fn,k avp

السلام علی ورثة الأنبیاء....

امروز بنابر تاریخ شمسی دقیقا صدمین سال رحلت آخوند خراسانی است.مرحوم آخوند در 21 آذرماه 1290 ش در نجف اشرف دار فانی را وداع گفته و به جنت و رضوان الهی خرامیدند.

آجَرَك الله بقية الله....

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین....

 ت ا س و ع ا

ع ا ش و ر ا

م ن ا ز ت ح ر ي ر ا ي ن غ م ن ا ت و ا ن م ....

ايام فاجعه شهادت امام حسين(ع)،اهل بيت و ياران باوفاي ايشان ، حماسه ي كربلا و اسارت اهل الله بر همگان تسليت باد.ان شاء الله زيارت و شفاعت امام حسين و حضرت زينب و حضرت ابوالفضل-عليهم السلام- در دو سرا نصيب همه ي ماها شود صلوات....

حدیث روز سوم محرم

قال ابوعبدالله علیه السلام:« مَن ارادَ اللهُ به الخیرَ، قذفَ فی قلبه حبَّ الحسینِ علیه السلامُ و حبَّ زیارتِه»

امام صادق علیه السلام فرموده اند که: «هر که خداوند برایش خیر و خوبی را اراده کند،محبت امام حسین(ع) و علاقه به زیارت حضرتش را در دل وی اندازد»


کامل الزیارات،ص142/فضائل الحسین،ص53

حدیث روز سوم محرم

قال ابوعبدالله علیه السلام:« مَن ارادَ اللهُ به الخیرَ، قذفَ فی قلبه حبَّ الحسینِ علیه السلامُ و حبَّ زیارتِه»

امام صادق علیه السلام فرموده اند که: «هر که خداوند برایش خیر و خوبی را اراده کند،محبت امام حسین(ع) و علاقه به زیارت حضرتش را در دل وی اندازد»
کامل الزیارات،ص142/فضائل الحسین،ص53

انی نذرت ما فی بطنها محررة لک یا مولاتی و خادمة لحرمک...

اذ قالت امراة عمران : رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا، فتقبل منی،انک انت السمیع العلیم...

"زینب"ات خوانده بودم از مدتها قبل.اما مادرم و یکی دیگر که خاطرشان را خواهانم باعث شدند "فاطمه" شوی...
البته من تا همیشه تو را  هرگاه که فاطمه بخوانم آهسته و دزدکی در دلم زینب می گویم.
و لیس الذکر کالانثی و انی سمیتها زینب - و ان کانت سوف تدعین فاطمة - و اعیذها بک اللهم و ذریتها من الشیطان الرجیم

اولین خوراکی تو، تربت کربلای حسینی در روز سوم محرم الحرام 1433ق....خوشا به حالت فاطمه زینب

ثالث الثلاثه...

قاعدتا امشب در یک اقلیم، هستی و فردا در یک عالم و اقلیم و وجود دیگر.من که کلی در این ایام به زندانی بودنت فکر می کردم و با خودم می گفتم احساس دلتنگی نمی کنی مگر؟ تنگی نفس نمی گیری وقتی هوایی را در کنار خود حس نمی کنی؟!
اما معلوم است که خیلی شیطنت می کنی بعدها، که الان اینطور اهل ورجه وورجه هستی.وروجک من!
فردا هم انشالله درباره ات خواهم نوشتم.حیف که وقت نداشتم و الا قبلا ها مفصل تر از کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد اوریانا فالاچی برایت دست به قلم-یا همان دست به کیبورد می شدم.-

دیگر اینکه:

هست در دیده ی من خوب تـر از روی سفید
روی حرفی که بــه نوک قلمت گشتـه سیـاه

عزم من بنـده چنـان است کـه تـا آخـرعمـر
دارم از بهــر شـرف خـط شـریف تـــو نـگــاه
(حکیم انوری)
این پست سه مخاطب خاص و فوق العاده دارد.

حدیث روز دوم محرم حسینی...

الحدیث الرضوی(ع): یابن شبیب! أن سرّکَ إن تَسکنَ الغرفَ المبنیةَ فی الجنّةِ مع النبی و آله-صلوات الله علیهم- فالعن قتلةً الحسین
امالی صدوق،ص113،فضائل الحسین،38
امام رضا علیه السلام فرمودند به ابن شبیب: ای فرزند شبیب! اگر سکونت در غرفه های ساخته شده و آماده ی بهشت به همراه حضرت رسول و اهل بیت ایشان تو را خوشحال و مسرور می کند، قاتلان حسین(ع) را لعنت کن.

برکت های ملموس

خب دیروز روز اول سال قمری بود.دلم به حال سال 1432 قمری می سوزد چون این توفیق در ازل برای وی تعیین نشده که ظهور امام عصر علیه السلام در این سال اتفاق بیفتد، اما سال 1433 اگر چه دو روز را از دست داده اما می تواند فعلا خوشحال باشد شاید خداوند ظهور را در این سال قرار داده باشد.
دیروز هفتادمین سال وفات علامه شیخ مرتضی طالقانی بود.ایشان از شاگردان آخوند خراسانی بوده و بسیار زاهد و عابد بودند و شب قبل از فوتشان خیلی عبرت انگیز بوده و برخی طلاب جوان مثل آیت الله بهجت و آیت الله میلانی چند ساعت قبل از فوت ایشان در حجره شان مهمان وی بوده اند.ارادتمند العلماء از مرحوم حنائی کربلایی و ایشان هم ظاهرا از خود شیخ مرتضی نقل می کردند داستانی را که البته در همه جا و برای همه کس نمیتوان ذکرش کرد.الا لعنه الله علی غاصبی حقوق الائمه.
سال 1372 ق می توانست سال بزرگداشت شصتیم سال وفات مرحوم علامه ی ذو فنون سردار کابلی کرمانشاهی و آیت الله زاهد ناسک سید محمد کوهکمری تبریزی باشد.
کار نرم افزار آخوند خراسانی-که بنده مسئول همکاری با مرکز نور برای تهیه آن بودم- الحمد لله تمام شد و انشالله در روز کنگره روزنمایی می شود.موسوعه ی آخوند خراسانی هم آماده ی چاپ است و انشالله مشکلی در کارهای نهایی رخ نخواهد داد.
کار دعوت از میهمانان خارجی هم کماکان ادامه دارد و یکی از مهمانان که تلفنی با او صحبت می کردم و قرار بود یک مقاله تحلیلی-علمی برای ما بنویسید می گفت این چند روزه که مقاله را می نوشتم گویی روح آخوند خراسانی در کنارم    بود و خیلی روزهای پرمعنویت و با برکتی بود و ساعاتی معطری را گذراندم.با گفتن این حرفش به یاد مقدمه ی سعید نفیسی بر دیوان شیخ بهایی افتادم.درود بر آخوند خراسانی و شیخ بهائی باد.

حدیث برای روز اول محرم-که دیروز بود-

الحدیث النبوی(ص): " أن للحسینِ فی بواطنِ المؤمنینَ معرفةً مکتومةً "


خرائج و جرائح راوندی/ج2/ص842-به نقل از فضائل الحسین(ع) علی اکبر تلافی،ص27

همانا شیعیان نسبت به امام حسین(ع) یک گونه معرفت و شناخت پنهان در دلهایشان دارند.

و نورها فی ازدیاد...


لب و زلف و خط و چشم تو ای رشک سیه چشمان
شکــر ریــز و عبیـــر آمــیـــز و عنبــر بیـــز و غــارتگــر

           دریــــغ از روز وصـــــل تـــــو کـــه دورم از تــــو و دارم
           به سر خاک و به کف باد و به چشم آب و به دل آذر

                        به جـــان زار من رحمی کــه بــاشــد در غم عشقت
                        به لب آه و بــه دل نــاله، به تن داغ و بـه جــان اخگر

                                     ســزد گویــم کــه بــاغ خلــد دارم چــون تــو را بینــم
                                      که تــو حــوری، رخت جنت، قـدت طــوبی، لبت کوثـر

                                                                         مفتون خویی(با تغییرکی در بیت 4)


روز آاخر سال یک نمازی دارد،از برای جبران مافات در سال رمیده.دو رکعت به طرزی خاص که در مفاتیح الجنان اخر اعمال ماه ذی الحجه امده.مهمتر از این عمل لختی تفکر و اندیشه است در اینکه ولی عصر و صاحب زمان و آقای مکان و مالک همه ی هستی -سوای الواجب المتعال- در این سالی که نیامد چرا نیامد و نقش ما در نیامدن و نیز کارهایی که برای امدنشان کردیم چ
ه بود.این مراقبت در این روز اخر سال- و بلکه در همه ی طول سال-مهمترین مراقبه ی یک انسان میتواند باشد و کسی که همین مراقبه را رعایت کند مراقبه ی دیگری لازم ندارد که طرف العشق کلها آداب.اواخر زیارت جامعه نیز دلالت صریحی بر این مراقبه ی اساسی دارد.
خداحافظ سال 1432قمری.دلمان برایت تنگ می شود.السلام علی الحسین و علی آباء الحسین و ابنائه و اصحابه سیما بقیه الله فی ارضه الذی مهد لجده جنه راقیه بعاد بکاءات کثیره دمویه.
هـــذه دولـــة الــمــکـــارم و الـــرأ      فـة و المجـد و النـدی و الایادی
کسفت ساعة کما تکسف الشمـ      س و عادت و نورها فی ازدیاد(ابوطیب متنبی-ره-)

آسیائی مر تو را سازم که آن....

شکایت نزدش برده و تقاضای تخفیف ضریبه و مالیات را دارد.
عمر می گوید: صناعت تو چیست و چه می توانی کردن؟
در جوابش : درودگرم و نقاش، و سازنده ی آسیاب آبی و این اخری را از همه نیکتر توانم ساختن.
عمر می گوید: با این همه هنر که تو راست این ضریبه و قرارداد هیچ هم زیاد نیست و باید اطاعت اربابت کنی.ضمنا از برای من باید آسیابی بسازی آبی.
گفت: از برای تو آسیائی بسازم که اوازه اش گوش تا گوش جهان را فرا گیرد.این بگفت و برفت.
عمر می گوید: این جوان مرا به قتل تهدید نمود و قلب او را از بغض بر من پر یافتم.


خنجری دو سر با یک دسته در زیر عبای خود پنهان کرد و بر مسیر وی ایستاد.در موقعیتی او را شش ضربه می زند.یکی از انها در فلان جایش و کاری تر از همه. به طرزی که در دو روز مانده به مرگش چون- ابن اثیر سنی در کامل خود گفته- به او شراب حرام خوراندند و شیر نیز، همانگونه که می خورد بیرون می رفت.زخمی بود بس کاری و عمر در همین ایام به دست ابولولو باباشجاع الدین فیروز نهاوندی کاشانی(قدس الله سره) به هلاکت رسید.
میرزا جواد اقا ملکی تبریزی در المراقبات خود می گوید برای افرادی که ایمانشان کامل است خوشحالی از برای هلاکت دشمنان دین به اندازه ی محبت اهل البیت-علیهم السلام- است.(فمن کمل ایمانه بولایة من ولاه الله فی الاسلام یکون سروره و شکره بهلاک اعدائهم بقدر محبتهم علیهم السلام فی قلبه)

لا شاعر الا انت...

ن گ ر ت ا ح ل ق  ه ی ا ق ب ا ل ن ا م م ک ن ن ج ن ب ا ن ی

س ل ی م ا ا ب ل ه ا ل ا ب ل ک ه م ر ح و م ا و م س ک ی ن ا